|  |   |  |  

آموزش آرایه های ادبی در شعر فارسی

آرایه ابداع

 

آرایه ابداع:

هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ اِبْلَعِي مٰاءَكِ وَ يٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ اَلْمٰاءُ وَ قُضِيَ اَلْأَمْرُ وَ اِسْتَوَتْ عَلَى اَلْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِينَ 1- 25 11: 44- و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان مبار و آب فرو رفت و كار

پايان يافت و كشتى بر كوه جودى مستقر گشت و گفته شد دور باد ستمگر.

آيۀ مزبور بهترين مثال براى صنعت ابداع است چرا كه علاوه بر فصاحت و بلاغت، بيشترين صنعت بديعى را از آن استخراج كرده‌اند. از جمله:« مناسبت» ميان اِبْلَعِي و أَقْلِعِي،« مطابقۀ» ميان أَرْض و

سَمَاء،« إرداف» در اِسْتَوَتْ،« تمثيل» در وَ قُضِيَ الْأَمْرُ،« إرصاد» و« تسهيم»،« اعتراض»،« ائتلاف لفظ با لفظ»،« ائتلاف لفظ

با معنى»،« انسجام» و غيره.

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

 

فكر معقول بفرما گل بى‌خار كجاست؟

مصداق صنعت ابداع است براى اين كه چند صنعت بديعى در آن به كار رفته است:

صنعت تجريد، حسن ختام، مراعات نظير، مذهب كلامى و غيره.

دلى كه غيب‌نماى است و جام جم دارد

 

ز خاتمى كه دمى گم شود چه غم دارد؟

چند صنعت بديعى را شامل است: حسن مطلع، سجع ميان جم، خاتم، دم و غم،

تلميح، تلميح به گم شدن انگشترى حضرت سليمان و غيره.

رشتۀ تسبيح اگر بگسست معذورم بدار

 

دستم اندر ساعد ساقىّ سيمين ساق بود

مشتمل است بر صناعات زير: مراعات نظير ميان دست و ساعد و ساق، ايهام،

ارصاد و تسهيم، هم حرفى( تكرار هشت بار حرف سين) و غيره. در ديوان حافظ كمتر غزلى را مى‌توان يافت كه يك يا

چند بيت آن چند صنعتى نباشد.