|  |   |  |  
 

آموزش آرایه های ادبی در شعر فارسی

تضاد( مطابقه)

 

عنوان آرايه: تضاد( مطابقه): 

توصيف آرايه:

 

 

دو امر متقابل يا هر دو وجودى‌اند مثل روز و شب، زشت و زيبا و جنگ و صلح يا

 

يكى از آنها وجودى است و ديگرى عدمى مثل بينا و نابينا، پيدا و ناپيدا و گاه و بيگاه.

 

 

بنابراين بين دو امر عدمى، هيچ گاه تقابل وجود نخواهد داشت.

 

در تقابل دو امر وجودى يا تصور يكى از آنها متوقف بر تصور ديگرى هست مانند

 

پدرى و فرزندى و كمى و افزونى يا نيست مانند پيرى و جوانى و دوستى و دشمنى و در

 

تقابل يك امر وجودى و يك امر عدمى يا از شؤون عدمى، وجود است مانند بينا و نابينا

 

كه در آن شأن نابيناست كه بينا باشد يا نيست مانند پيدا و ناپيدا كه در آن شأن ناپيدا نيست كه پيدا باشد.

 

پس، تنها چهار نوع تقابل، قابل پيش بينى خواهد بود:

 

1- تقابل تضايف

 

يعنى اين كه در تقابل دو امر وجودى، تصور يكى از آنها متوقف بر تصور ديگرى

 

باشد. مانند تقابل پدر و پسر در بيت زير:

 

در مكتب دقائق، پيش اديب عشق   هان اى پسر بكوش كه روزى پدر شوى

 

 

 

2- تقابل تضاد

 

يعنى اين كه در تقابل دو امر وجودى، تصور يكى از آنها متوقف بر تصور ديگرى

 

نباشد مانند تقابل پير و جوان در بيت زير:

 

نفس باد صبا مشك‌فشان خواهد شد   عالم پير دگر باره جوان خواهد شد

 

 

 

3- تقابل عدم و ملكه

 

يعنى اين كه در تقابل يك امر وجودى با يك امر عدمى، از شؤون عدمى، وجود

 

باشد. مانند تقابل توانايى و ناتوانى در اين بيت:

 

چو بر روى زمين باشى، توانايى غنيمت دان   كه دوران، ناتوانى‌ها بسى زير زمين دارد

 

 

 

4- تقابل ايجاب و سلب

 

يعنى اين كه در تقابل يك امر وجودى و يك امر عدمى، از شؤون عدمى، وجود

 

نباشد. مانند تقابل به كام و به ناكام در اين بيت:

 

دسترنج تو همان به كه شود صرف به كام   دانى آخر كه به ناكام چه خواهد بودن؟

 

 

 

بنابر آنچه گذشت، مطابقه كه آن را طباق و تضاد نيز گويند، آن است كه دو لفظ مقابل

 

يكديگر را در سخن گرد آورند اعم از اين كه آن دو لفظ« اسم» باشند چون پست و بلند،

 

دوست و دشمن و روز و شب.

 

آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است:   با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

 

 

يا« فعل» چون: هست و نيست و آمد و رفت.

 

به هست و نيست مرنجان ضمير و خوش مى‌باش   كه نيستى است سرانجام هر كمال كه هست

 

 

 

يا« حرف» چون:« ل» و« على» در: الدّهر يومان: يوم لك و يوم عليك. روزگار دو روز

 

است: روزى به سود تو و روزى به زيان تو.

 

آن دم كه با تو باشم، يك سال هست روزى   و ان دم كه بى تو باشم، يك روز هست سالى

 

 

 

از لطيف‌ترين طباق‌ها، طباق سلبى است و آن چنين است كه از يك مصدر، دو فعل

 

مثبت و منفى يا امر و نهى را در سخن گرد آورند، دو فعل مثبت و منفى مانند نگوييم و

 

بگوييم در بيت زير:

 

رازى كه بر غير نگفتيم و نگوييم   با دوست بگوييم كه او محرم راز است

 

 

 

و دو فعل امر و نهى مانند بخور و مخور در اين بيت:

 

برو به هر چه دارى بخور، دريغ مخور   كه بى‌دريغ زند روزگار تيغ هلاك

نرم افزار های ادبی

نرم افزار دُرج

نرم افزار دُرجنرم افزار دُرج

نرم افزار تاریخ ایران اسلامی

نرم افزار تاریخ ایران اسلامینرم افزار تاریخ ایران اسلامی

شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسیشاهنامه فردوسی

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانا

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانانرم افزار مثنوی و معنوی مولانا