|  |   |  |  
 

آموزش آرایه های ادبی در شعر فارسی

ردّ العَجُز على الصّدْر

 

عنوان آرايه: ردّ العَجُز على الصّدْر: 

 توصيف آرايه:

« هُنَّ لِبٰاسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ»

در نثر، جزء اول جمله را« صدر»، جزء آخر آن را« عَجُز» يعنى دنباله و ما بين آن دو را

« حشو» يا« آگين» نامند و در نظم، جزء اول بيت را صدر، جزء آخر آن را عجز، جزء آخر از

 

مصراع اول را عروض يا كنار، جزء اول از مصراع دوم را ابتدا و ما بين آنها را« حشو» گويند.

صنعت رد العجز على الصدر در نثر، آن است كه يكى از دو كلمۀ مكرر يا متجانس را

در آغاز جمله و ديگرى را در پايان آن آورند مانند سائل اللّئيم يرجع و دمعه سائل كه

سائل اولى از سؤال است و دومى از سيلان يعنى سائل از فرومايه، اشكش بود سائل.

و در نظم، آن است كه يكى از دو كلمۀ مكرر يا متجانس را در عجز و ديگرى را در

صدر يا عروض يا ابتدا يا حشو قرار دهند.

در عجز و صدر

ما در پياله عكس رخ يار ديده‌ايم   اى بيخبر ز لذت شرب مدام ما

 

گوش كن پند اى پسر وز بهر دنيى غم مخور   گفتمت چون دُر حديثى گر توانى داشت گوش

 

در عجز و حشو

اگر به دست من افتد فراق را بكُشم   به آب ديده دهم باز، خونبهاى فراق

 

در عجز و عروض

دل در قفس تو رام شد حيف   مرغ دل اسير دام شد حيف

 

در عجز و ابتدا

در دير مغان آمد يارم قدحى در دست   مست از مى و مى‌خواران، از نرگس مستش مست

 

در عجز و حشو

نه من از خلوت تقوا به در افتادم و بس   پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت

 

در اين صنعت ممكن است دو كلمۀ مكرّر، مشترك لفظى و معنوى باشند:

آفتاب از روى او شد در حجاب   سايه را باشد حجاب از آفتاب

 

من از دست غمت مشكل برم جان   ولى دل را تو آسان بردى از من

 

و يا مشترك لفظى باشند:

روى جانان طلبى آينه را قابل ساز   ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روى

نرم افزار های ادبی

نرم افزار دُرج

نرم افزار دُرجنرم افزار دُرج

نرم افزار تاریخ ایران اسلامی

نرم افزار تاریخ ایران اسلامینرم افزار تاریخ ایران اسلامی

شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسیشاهنامه فردوسی

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانا

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانانرم افزار مثنوی و معنوی مولانا