|  |   |  |  
 

تیر بر مشک زدند و زجفا خندیدند/جواد حیدری

خندیدند

تیر بر مشک زدند و زجفا خندیدند

یک صدا در همه کرب و بلا خندیدند

 

تا بسوزد جگر فاطمه و ام بنین

پایکوبان همه با ساز و نوا خندیدند

 

تا که زیبایی چشم قمر از هم پاشید

همره حرمله اولاد زنا خندیدند

 

سر او خورد شد از ثقل عمود آهن

تا که دیدند سرش گشت دو تا خندیدند

 

تا شنیدند حسین انکسر ظهری گفت

به زمین خوردن شاه شهدا خندیدند

 

ضمن تبریک به هم سوی حرم می رفتند

قوم محروم زشرم و ز حیا خندیدند

 

وقت پاره شدن گوش یتیمان حرم

ناکسان بی خبر از قهر خدا خندیدند


جواد حیدری

برچسب ها: حضرت اباالفضل(ع)

نرم افزار های ادبی

نرم افزار دُرج

نرم افزار دُرجنرم افزار دُرج

نرم افزار تاریخ ایران اسلامی

نرم افزار تاریخ ایران اسلامینرم افزار تاریخ ایران اسلامی

شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسیشاهنامه فردوسی

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانا

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانانرم افزار مثنوی و معنوی مولانا