|  |   |  |  
 
  • خانه
  • اشعار
  • اشعار فارسی
  • شعر طنز
  • اول روضه می‌رسد از راه(رنگ سیاه) (قاسم صرافان )

اشعار طنز پردازان فارسی زبان

اول روضه می‌رسد از راه(رنگ سیاه) (قاسم صرافان )

 

 

 

قاسم صرافان

رنگ سیاه

اول روضه می‌رسد از راه
قد بلند است و پرده‌ها کوتاه

 

آه از آنشب که چشم من افتاد
پشت پرده به تکه ای از ماه

بچه‌ی هیأتم من و حساس 
به دو چشم تو و به رنگ سیاه

مویت از زیر روسری پیداست 
دخترِه ... ، لا اله الا الله!

به «ولا الضالین» دلم خوش بود
با دو نخ موی تو شدم گمراه

چشمهایم زبان نمی‌فهمند
دین ندارد که مرد خاطرخواه

چای دارم می‌آورم آنور
خواهران عزیز! یا الله!

سینی چای داشت می‌لرزید
می‌رسیدم کنار تو ... ناگاه ـ

پا شدی و نسیم چادر تو
برد با خود دل مرا چون کاه

وای وقتی که شد زلیخایم
با یکی از برادران همراه

یوسفی در خیال خود بودم
ناگهان سرنگون شدم در چاه

«زاغکی قالب پنیری دید»
و چه راحت گرفت از او روباه

می گریزد و می رود آهو
می‌کشم من فقط برایش آه

آی دنیا ! همیشه خرمایت
بر نخیل است و دست ما کوتاه

 

 

 

 

برچسب ها: شعر طنز

نرم افزار های ادبی

نرم افزار دُرج

نرم افزار دُرجنرم افزار دُرج

نرم افزار تاریخ ایران اسلامی

نرم افزار تاریخ ایران اسلامینرم افزار تاریخ ایران اسلامی

شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسیشاهنامه فردوسی

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانا

نرم افزار مثنوی و معنوی مولانانرم افزار مثنوی و معنوی مولانا