|  |   |  |   |

  • خانه
  • اشعار
  • اشعار موضوعی
  • شعر انتظار
  • عمر را پایان رسید و یارم از در درنیامد ( امام خمینی)

اشعار شاعران درباره امام زمان(عج)

عمر را پایان رسید و یارم از در درنیامد ( امام خمینی)

امام خمینی

عمر را پایان رسید و یارم از در درنیامد 

 

عمر را پایان رسید و یارم از در درنیامد

قصه ام آخر شد و این غصه را آخر نیامد

جام مرگ آمد به دستم ، جام می هرگز ندیدم

سال ها بر من گذشت و لطفی از دلبر نیامد

مرغ جان در این قفس بی بال و پر افتاد و هرگز

آنکه باید این قفس را بشکند از در نیامد

عاشقان روی جانان ، جمله بي نام و نشانند

نامداران را هوای او دمی بر سر نیامد

کاروان عشق رویش صف به صف در انتظارند

با که گویم آخر آن معشوق جان پرور نیامد

مردگان را روح بخشد ، عاشقان را جان ستاند

جاهلان را این چنین عاشق کشی باور نیامد

برچسب ها: شعرانتظار

چاپ ایمیل