|  |   |  |   |

  • خانه
  • اشعار
  • اشعار موضوعی
  • شعر طنز
  • عابری زمزمه میکرد چنان خواهد شد (محمد عبدالهی (مهرآیین))

اشعار طنز پردازان فارسی زبان

عابری زمزمه میکرد چنان خواهد شد (محمد عبدالهی (مهرآیین))

محمد عبدالهی (مهرآیین)

عابری زمزمه میکرد چنان خواهد شد
بعد ازین جنس دگر باره گران خواهد شد
قیمت نان  لواشی که شده چون کاغذ
بعد ازین نیز گرانتر زگران خواهد شد
یا همین شیر که افزوده نشد قیمت او
گر که آبش شود افزون همان  خواهد شد
ترسم ا َر قیمت درمان برود بالا تر
برخی ازما سوی دوران کهن  خواهد شد
بشود مشتری دعانویسان یکسر
پی جادوگر وجن گیر روان خواهد شد 
به هراندازه شود قیمت درمان افزون
مشتری بهر دعا  نیز کلان خواهد شد
میشود گفت که این جادو وهم جن گیری
بهر رندان سبب روزی ونان خواهد شد
نی عوارض بدهد شخص  نه از دارایی
مالیاتی متصور نه بر آن خواهد شد
نه نیازی به دکان است نه سرقفلی ! چون 
کار درمنزل خود یا دگران خواهد شد
نرخ ارزاق چوهردم برود بالاتر
نرخ گوساله وهم مرغ گران خواهد شد
هرخروسی بکند فیس وافاده  زیرا
تخم ناموس وی البته گران خواهد شد
قیمت او و  زنش هی برود بالاتر
چشم مردم زگرانی نگران خواهد شد
باسن خویش گذارد به  رف  بالاتر
چون دگر جوجه او نیز گران خواهد شد
میخورندش بعزا وبعروسی دائم 
زین سبب قیمتش همواره گران خواهد شد
دختران نیز درین معرکه بازار کنند
مهر خود سکه ازینرو که گران خواهد شد
زوج بی تجربتش فکر نکرده اصلا 
گر شود مهریه  اجراء  چسان خواهد شد !!؟؟
نی تواند خود وفرزند وشاید نوّه
قسط این مهریه دادن  *  سبب آن خواهد شد
که جوانان نکنند میل به همسر گیری
چون کند فکر به مهرش نگران خواهد شد
به که اوهم  زن چینی بستاند زیرا
بُوَد ارزان _ بشتابید گران خواهد شد
(
مهر) همواره ببیند همه  ارزانی ها
ترسد ازخواب پَرَد چون نگران خواهدشد 

برچسب ها: شعر طنز

چاپ ایمیل