|  |   |  |   |

  • خانه
  • اشعار
  • اشعار موضوعی
  • شعر طنز
  • ای لبت مثل خنده ات نمکین ( ابوالفضل زرویی نصرآباد )

اشعار طنز پردازان فارسی زبان

ای لبت مثل خنده ات نمکین ( ابوالفضل زرویی نصرآباد )

 

 

 

ابوالفضل زرویی نصرآباد

ناخدای توفان 

ای لبت مثل خنده ات نمکین
جان شیرین من، حسام الدین

 

هر مقامی فوائدی دارد
مشورت هم قواعدی دارد

خاصه چون گاه گاه و دیر به دیر
مشورت خواهد از تو شخص مدیر

یعنی آن وقتها که سفت و قشنگ
سر شخص رئیس، خورده به سنگ

در سئوالات چندمجهولی
مانده در گل، چهارچنگولی

(مشکلی گر از این قبیل نداشت
مشورت خواستن دلیل نداشت)

سرزنش کردنش کرامت نیست
وقت سرکوفت یا ملامت نیست

گر کنی در مصیبتش تشریک
می شوی بیشتر به او نزدیک

ابتدا صحبت از اداره بکن
محض یادآوری، اشاره بکن

که شما ناخدای توفانید
اوستاد مهار بحرانید

فتنه ها دیده اید از این بدتر
چه کسی از شما سرآمدتر؟

بگذارش چنین به مکر و دغل
چند تا هندوانه زیر بغل

هرچه خواهی به هم بدوز و ببر
باورش می شود، تو غصه نخور

بعد از آن هم به او بگو: «فعلاً
فرصتی مرحمت کنید که من

روی موضوع، خوب فکر کنم
آنچه دیدم صلاح، ذکر کنم»

 

 

 

 

 

برچسب ها: شعر طنز

چاپ ایمیل