|  |   |  |  

اشعار شاعران در حوزه شعر مقاومت(شعر جنگ)

آسمان حتي برايش تنگ بود( سيد احمد استوار)

آسمان حتي برايش تنگ بود( سيد احمد استوار)

عنوان : فصل باران بود و...
شاعر : سيد احمد استوار

آسمان حتي برايش تنگ بود
كودكي با عالمي در جنگ بود

خنده در قنداق ها جامانده بود
در گلو هرم صدا جا مانده بود

آينه در آينه؛ بغض و سكوت
روي لب ها ربنا جا مانده بود

سينه ها آغوش گرم سرب داغ
پاسخ لبخندهامان سنگ بود

با نفس هايش فضا را مي نوشت
داستان نينوا را مي نوشت

روي خاك دشت،دست كوچكش
كل ارض كربلا را مي نوشت

انعكاس سيره ي اسطوره ها
روح ناميراي يك فرهنگ بود

نام حق تا با زبان پيوند خورد
جان آرش با كمان پيوند خورد

زير دستش حلقه اي را لمس كرد
ناگهان با بيكران پيوند خورد

حجله ي داماد بعد از قرن ها
در تجلاي گلي خونرنگ بود

مشت خون آلوده اش را مي فشرد
در قفس مرغ دعا جان مي سپرد

غنچه ي سرخ تشهد بر لبش
مي دميد و مي شكفت و مي فسرد

خط سبز و غنچه هاي سرخ زخم
دشتي از گل هاي رنگارنگ بود

سرنوشت كربلا معلوم بود
داغ قلب لاله ها معلوم بود

سال نيكو از بهارش روشن است
آخرش از ابتدا معلوم بود

سمبل هيهات من الذله را 
عصر تحقير و شكست و ننگ بود

مثل گل ها بي صدا خنديد و رفت
او كه تا پيش خدا خنديد و رفت

بدر خيبر پشت سر بگذاشته
با شهيد ان احد همسنگ بود

در طراوت مثل باران بود و اشك
نونهال فصل باران بود و اشك

با صفا و بي ريا و سر به زير
چشمه اي از نسل باران بود و اشك

او شهادت را دچار خويش كرد
او فقط يك عاشق بي رنگ بود



منبع : گلواژه هاي پايداري/ اشعار برگزيده ي اولين و دومين جشنواره شعر پايداري استان آذربايجان شرقي/ به كوشش محمد رنجبر باهر

برچسب ها: شعر مقاومت