|  |   |  |   |

زندگینامه و شعرشاعران امروز فارسی زبان(بر اساس حرف اول نام خانوادگی)

امیرسالار امامی زاده

تصویر تست

امیرسالار امامی زاده  زاده ی ۲۷ مهرماه ۱۳۷۴ در تهران ( ۲۲ ساله )،ساکن تهران است؛در تمامی قالب های شعر امروز می سراید!همچنین از وی داستان کوتاه نیز منتشر شده است!
اول :


برف آمده و زمین پیر شده

ماشین ها کفن پوشیده اند

کوچه هایی که به خیابان می ریزند،عروس شده اند.ریشه های خیابان مسدودند...

مردی خودش را گرم کرده

خونش به جوش آمده و بخار می دهد!

جای پای عابران رودی شده که از سرما یخ زده

برگ ها به گل نشسته اند؛و آن طرف تر

پایین شهر برف نمی آید

دختر بچه برف بازی هم سن هایش را از تلویزیون می بیند

با خود می گوید:  کاشکی ما هم بالای شهر بودیم





دوم :






-دلت می خواست اگه آدم نبودی چی بودی؟

+دلم می خواست عقاب بودم،می تونستم پرواز کنم


-انسان هم می تونه پرواز کنه

-دستتو بده

-نه آماده نیستی

-هنوز دست داری

-باید بال در بیاری




+اگه پرنده بودم پر می زدم به یه جزیره

+تنهایی یه لونه می ساختم

-نمی تونستی

+چرا؟

-تو راه شکارت می کردند

+عقاب شکار نمی شه...شکار می کنه!

- از کجا معلوم کبک نشی؟!



+شاید اگه پرنده بودم!وقتی داشتم کوچ می کردم...تورو می دیدم و عاشقت می شدم.و با خیال عشقت از دسته ی خودمون جدا می شدم...

-از دسته ی آدما با خیال عشق کی می خوای جدا بشی؟

+الان فقط با خیال عشق تو موندم تو دسته ی آدما


-اگه پرنده بودی...دوس داشتی انسان بشی چی؟

 

سوم

بعد از صدای اذان،چند صد تن بی گدار به نماز می زنند
دیشب اش از مدینة الجمیرا تا کاخ شیخ چهارم؛عشاق پارو زنان سیاحت می کردند
و گداها گدایی نمی کردند
فردای نماز جمعه زلزله شاخه های نخل سکونت را برگ برگ ورق می زد؛شیخ اول ساکت بود...شیخ دوم ساکت تر!و شیخ سوم برج خلیفه را
به چلیپای برج العرب می کوبید
شاید که آبرو به میان بود
 
 
صدای اذان آمد
دو روز قبل اش شیشه بود و الکل و قمار
گداها گدایی نمی کردند
از آندلس تا آخر دنیا را دوبی در دل جا داده بود
صدای اذان آمد
دو روز بعدش همه گدایی می کردند
 
 
غول های سر به فلک کشیده ی ابوظبی
خاک پای شارجه شدند
عرب و عجم
زمین گیر شدند
هند تا فیلیپین ماتم گرفتند
انگلیس و فرانسه
دسیسه ی دیگری چیدند

 
برج جدیدی روی برج قدیمی!
بلوک بلوک انباشته کرده اند.
تاق آتلانتیس تنومندتر به زندگی برگشته؛
خدای مدرن پیروزمندانه بازگشته است
تجمل قدرت ثروت
بلند بلند بلند
برج برج برج
گدایی ممنوع می شود،
جمعه می شود...

برچسب ها: شاعران معاصر, شاعران تهران

چاپایمیل