|  |   |  |   |

زندگینامه و شعرشاعران امروز فارسی زبان(بر اساس حرف اول نام خانوادگی)

سمیه باغساز

تصویر تست


سمیه باغساز ٬متولد ۱۳۶۱٫۳٫۲۶.محل تولد رشت ساکن لشت نشا
فارغ التحصیل رشته ادبیات از سال ۷۸ فعالیتمو در حوزه ی هنری شروع کردم
سال ۱۳۸۲ به کوشش انجمن شعر حوزه هنری ٬کتابی در سایه غزل ٬که به حمایت از بیست شاعر منتخب استان گیلان گردآوری شد دو تا از غزل هام به چاپ رسید

1

در یک غروب سرد زمستان ٬دلش گرفت
از گریه های گوشه ی ایوان ٬دلش گرفت
میخواست در خیال خودش گم شود ولی
از کوچه ها و شیب خیابان٬ دلش گرفت
ساعت عبور فاصله ها را نشان نداد
وقتی گذشت فرصت جبران ٬دلش گرفت
شب ٬یک سکوت٬بارش باران٬مسافری
از یک گناه کرده پشیمان ٬دلش گرفت
هی جاده های رفته ی خود را مرور کرد
شب در مسیر رشت به تهران ٬دلش گرفت
دیگر کسی شبیه تو پیدا نمیشود
از فالهای قهوه و فنجان ٬دلش گرفت
اینجا کسی برای تو یک عمر گریه کرد
در یک غروب سرد زمستان٬ دلش گرفت


2

چشمهای تو جنگلی ست سبز٬
شبیه سراوان-
با قدمتی هفتاد ساله
واصالت یک درخت
داغ است هوای تیر٬
درد دارد سوز تبر..
مرا زیر سایه ات پناه ده

3

جاده ها هزار سال هم نفس کشیده باشند
آدم نمی شوند٬
تو را با عشق میک‍ِشند
..با عشق میکُشند
بلد نیستند-
دستت را بفشارند٬طوری که انگار
قرار است خونش بند بیاید
و یا انگشانت را آرام روی شانه ام برقصانند
انگار قرار است نفسم بند بیاید-
قرار است هزار سال
توی این عکس ٬عاشقی کنم.

سمیه باغساز



4
شبیه ابر بهارم٬دلم هوای تو دارد

به بغض شانه دچارم ٬دلم هوای تو دارد

شبیه ریزش یک چشم٬سری که سایه ندارد
ببین چه بی کس و کارم٬دلم هوای تو دارد

چه جمعه ها که نیامد٬ چه شنبه های مکدر

دقیقه های قرارم ٬دلم هوای تو دارد

تمام خواب و خیالم٬دلم هوای تو کرده

تمام شام و نهارم٬دلم هوای تو دارد

به پس کشیدن پایت٬به دست و پا زدن من

غریبه های کنارم٬دلم هوای تو دارد


خدای کوچه ی آخر٬خدای فرعی دوم

نشان خانه ندارم٬دلم هوای تو دارد

«سمیه باغساز»



5
مرا عزیمت یک عاشق٬مرا غنیمت یک فریاد
شبیه درد بزرگی که نمیشود ببری از یاد
مرا صدای تو پر کرده٬مرا هوای تو پیچیده
بیا نگاه تو عاشق کرد منم به عطر تنت معتاد
گره به بال و پرم بسته م٬ زبان به روزه ی تو ٬خسته م
تو «ربنای» خداوندی٬درون دامن من افتاد

«سمیه باغساز»

6
چقدر مراقب موهایم بودم٬
که نم باران پیچ و تابش ندهد
و چشمهایم را که انتظار٬خیسشان نکند
چقد نیامدی و.. من آمدم
خیابانی را که سرفه میکرد ترمز ماشین  ها را
چقدر ایستاده خوابیدم٬غروبهایی که جمعه شدن
وجمعه هایی که غروب

7
پاییز هزار سال هم که بگذرد..
 همان پاییز است
دردهای نداشته ات را میگذارد توی دامنت
درست زمان عاشقی ات که زیر باران چرخ میزنی
بغض های نداشته ات را مینشاند روی گونه ات
مهر ٬را کجای دلم بگذارم
نا مهربان..

سمیه باغساز


8
دنیا که تو باشی ..
چه فرق میکند ماههای سال وفصلها
زل زده ایم به دنیایی که خیره اس
به تماشایمان
چه عشق میکند از ما٬چه عشق میکند از تو..
من خرداد متولد شدم
مرداد عاشق شدم وپاییز خواهم مرد..

سمیه باغساز

9
شبیه ابر بهارم٬دلم هوای تو دارد

به بغض شانه دچارم ٬دلم هوای تو دارد

شبیه ریزش یک چشم٬سری که سایه ندارد
ببین چه بی کس و کارم٬دلم هوای تو دارد

چه جمعه ها که نیامد٬ چه شنبه های مکدر

دقیقه های قرارم ٬دلم هوای تو دارد

تمام خواب و خیالم٬دلم هوای تو کرده

تمام شام و نهارم٬دلم هوای تو دارد

به پس کشیدن پایت٬به دست و پا زدن من

غریبه های کنارم٬دلم هوای تو دارد


خدای کوچه ی آخر٬خدای فرعی دوم

نشان خانه ندارم٬دلم هوای تو دارد

برچسب ها: شاعران معاصر, شاعران گیلان, زنان شاعر

چاپایمیل