|  |   |  |  

زندگینامه و شعرشاعران امروز فارسی زبان(بر اساس حرف اول نام خانوادگی)

محسن زمانیان

تصویر تست

 

اسطوره ی غم ترانه های سیاه عاشقانه

شاید خورشید برای من سیاهه حس گرمی نیست
به باغ زرد و بی روحم نوید نو بهاری نیست

شاید ویرانه ی قلبم چو بن بست سرد و خاموش است
که جز روزای بگذشته مسیری رو به فردا نیست

شاید در اوج تنهایی شود جانم رها از تن
گناهش پای توست اما تقاص عشق به پای من

شبیه فصل پاییزم که از بوی بهار مستم
شکستی عاقبت پشتم که محتاج عصا هستم

ندانم به کدام جرمم شکستی قامتم خوبم
تو از لیلا نبودی پس چرا از جنس مجنونم

شود دریا دو چشم من، دمادم مثل هر بازدم
به سال خشک و بی برگی ندیدم مونس و همدم

چو من شیدا در این وادی نخواهد دید چشمانت
ولی آرام جان من شکستی پشت فرهادت

شاید دروازه ی قلبم شکسته باشد از ماتم
برای این دل تنها تو هستی اول و خاتم

دلم بی تو به جرم عشق ز دردت کام می گیرد
ولی در آتش ماتم به شوق تو نمی میرد

نگاه خیس من با اشک ره وصل تو می جوید
ولی خورشید چشمانت به سوگ من نمی گرید

به بن بست دلت ای عشق به سوی یاد من در نیست
سکوتت را به سنگ بسپار، بفهمم گوش تو کر نیست

شاید در بغض و اندوهم دمی از غم برآسایم
چو بید در باد عشق تو؛ عزیز دل نلرزانم

شبیه یک جسد بی جان دلم در خاک گور خفته
پس از تو ای بهشت من پر از اندوهم و گریه

پس از تو ای بهشت من به لبخند لب نیارایم
به اندوه سیاه شعر، دمی بی تو نیاسایم

پس از تو حوض چشمانم به پاس اشک کور گشته
تنم با ظلم و اندوهت نصیب خاک گور گشته

بیا با لب خندانت ، نوید یک رهایی باش
بدان بعد تو می میرم ،تبر بر این جدایی باش

پس تو ای نگارمن ز تو دست برنمی دارم
به فریادم برس امشب که فردا جسمی بر دارم

ولی افسوس و صد افسوس به حال قایق قلبم
که در دریای مواجت  شکسته کاسه ی صبرم

شاید درد نبود من به قلبت یک ترک باشد
ولی داغ نبود تو به جانم صد ترک باشد

تو بشکن هر چه من هستم، بسازم شکل رویایت
برای صدق احساسم بفرما جان به قربانت

به سنگ عشق شکستم من در این مرداب تنهایی
به صحن چشمون کورم طلایی و چه کم یابی

شاید در بارش باران نوید نو بهار باشد
که از هر قطره ی اشکم امیدی بر وصال باشد

منم بازتابی از نامت که در دام دو کوهسارم
بیا با دست پر مهرت گلی بنشان به شاخسارم

به زیر خاک گور بازهم؛ ز هست عشق تو هستم
هزاران سال پس از اینم من از رویای تو مستم

مرا آتش بکش ای یار، مرا آتش بکش ای جان
تو هم یک بی وفا بودی نکردی یادی از یاران

 

برچسب ها: شاعران معاصر