|  |   |  |   |

زندگینامه و شعرشاعران امروز فارسی زبان(بر اساس حرف اول نام خانوادگی)

مهران شفيعي

تصویر تست

.متولد ٢٨ بهمنِ ٧٣ شاعر ونويسنده ي اهل زنجان است.فعاليت هنري اش را از اواخر سال ٨٩ اغاز كرده و تاكنون شعر ،مقاله ونقدهايي ازاو در نشريات فرهنگي وسايت هاي ادبي منتشر شده است.
كتابِ "سوءطن" اولين مجموعه ي شعري اوست كه ازسوي انتشارات بوتيمار روانه ي بازار كتاب شد.شفيعي بعد از انتشار سوءطن به طور جدي به شعر حجم روي آورد وهم اكنون در اين ژانر شعري فعاليت نوشتاري اش را دنبال ميكند.

يك:

لبيك
خوابِ ظريف
در بازِ چشم
لبيك
سرخِ ريخته از گل
گيجيدن و
پسِ بسته
حباب
مي تِرْكَد
به مشت كه بنگري
و مي فشرده نگاه
دايره شد
و گستاخِ چشم
تصوير مي شكند

قسم به اجابت شهيد
در نخاعِ ساقه
قسم به گلوي ايمَنِ رعش
در زرداب و ذكرِ بالا
قسم به آن
آن لحظه ي آگاه
كه احتضار نوبت است و
انكارِ جا

بالا بلند
مرده
از جو بار كه بيايي
مي نوشمم
پسِ هفت سال مرهم


مهران شفيعي
دو:

به كاكتوسِ آن گوشه مي شوي
آن گوشه
كه شكل تنها داشت
تنها
چشمِ ديگر ،
بنشيني هم
جوانه ديدن داشت

دندانه هاي صبور
اي
بيابان
اتاقِ خالي
كجا
نور معين؟
كم يابِ دور
اشارت است و
چشم
بر رخ تاكيد

مهران شفيعي
سه:

روييده برشكاف
خرام خون و بدر
قوس نسترن
در پياله ي دشت
آرام
آرام تر
تا شبِ شريف

رُخانت
نه چهره ي پيداست
هزار مخمل تنگ
به يائسه مي خندد
به آرامشِ شب بلند ،
دختركان چله مي شكند
اينجا كه هنوز
هلال خون است و
عافيتي به آتش وزخم

وقتي به تجريد تن
تنهاي منظره بود
ماده بوداي سوخته
در حادثه ي مزار

مهران شفيعي
چهار:

تازیانه تا مزار
چشمِ کدام تن
گشوده سرخ ؟
به یالِ مادیان
نعره شکاف دیگر داشت

بشکاف
طول و عرض اینجا
بر شفافِ گور
هزار مخمل کبود
التیامِ زخم می کند

مهران شفيعي
پنج:

و دستگيره هنوز
آن پرتاب معيوب
مي افتي و انگار
تلقينِ اشارتي ست

اي
كه از پوستم مي گذري
آرام تر
زاويه كه از چشم تو مي شكند
مي شكند اينجا
بُعد ديگرم
و لا حد
عمود كه بيايد
تحير ترتيل
در موريانه خليده به تن
و شايد آنجا
كه بازو گشاده اي
بازوي ديگرم باشد
در فلس هاي افتاده

برچسب ها: شاعران معاصر, شاعران زنجان

چاپ ایمیل