|  |   |  |   |

زندگینامه و شعرشاعران امروز فارسی زبان(بر اساس حرف اول نام خانوادگی)

آنیتا (معصومه) قربانعلیزاده

تصویر تست

متولد ۱۳۶۴ رشته ی تحصیلی ادبیات ساکن رشت می باشد. وی از دوران راهنمایی با سرودن ترانه به شعر پرداخت واز سال ۱۳۸۰ وارد انجمن شعروادب ارشاد رشت شد وشعر را بطور جدی وتخصصی شروع کرد .
در سالهای ۹۰-۸۶ نائب رییس انجمن شعر اداره ی ارشاد رشت بود. وی درحال حاضر عضو اصلی هیات مدیره ی انجمن شعروادب مستقل رشت بوده وفعالیت میکند و در ضمینه ی اجرای برنامه ها وهمایش های ادبی علاقمند می باشد ودراین خصوص هم فعالیت و تجارب زیادی دارد.
بسیاری از آثار او در مجلات معتبر وروزنامه و هفته نامه وماهنامه ها به چاپ رسیده است وهمچنین در چندین همایش وکنگره ی کشوری وجشنواره های استانی شعر برگزیده شده است . وی اشعارش در مجموعه های مشترک با شاعران برجسته به چاپ رسیده و درآینده ای نزدیک قصد چاپ کتاب شعرش را بطور مستقل دارد.
 یک خانه داشتیم ، ولی در نداشتیم
یک پنجره برای کبوتر نداشتیم

تقدیرمان همیشه به بُرد و به باخت رفت
جز پوچ و گل که بازیِ بهتر نداشتیم

وقتی که میخ بر سرِ دیوار می زدیم
عکس قشنگی از دل و دلبر نداشتیم

آنقدر ( آه ) ابریِ مان کرده بود که
- خورشید را به عمر سراسر نداشتیم

می خواستیم پر بکشیم از قفس ... ولی
دستی برای مرهمِ این پر نداشتیم

ما اهل سوختن نشدیم و نساختیم
این قصه را شنیده و باور نداشتیم .


#آنیتا قربانعلیزاده
 وقتی به روی پلکهایت خواب افتاد
از آسمان چشم تو ، مهتاب افتاد

تصویر را اشک مزاحم تار می کرد
یکباره مِه برشیشه های قاب افتاد

تب های طولانی مرا در شب فرو بُرد
بعداز تو روحم دستِ این مرداب افتاد

در بازیِ دنیا که هُل داده ست مارا
قلب تو پیش از قلب من از تاب افتاد

راز نگاهم را نفهمیدیّ و رفتی
حالا غزل ها توویِ  جویِ آب افتاد

#آنیتا قربانعلیزاده
 به همین دستِ سرد عادت کن

به قوانینِ درد عادت کن

توویِ رنگین کمان فقط یکبار

جایِ قرمز به زرد عادت کن

گل ببین با تمامِ  زیباییش

خار را وِل نکرد ، عادت کن

بیخودی توویِ شهر دنبالِ

بهتراز من نگَرد ، عادت کن!

#آنیتا قربانعلیزاده
 لبخند زدی ، بهار از یادم رفت

عاشق شدم و قرار از یادم رفت

باید که به روستام بر می گشتم!

با دیدنِ تو قطار از یادم رفت...

#آنیتا قربانعلیزاده
 آشفته ی رفتنم ، مرا برگردان!

بی روحم ودر تنم  مرا برگردان!

من از همه دست می کشم الّا تو

دل از تو نمی کَنم ،مرا برگردان!

# آنیتا قربانعلیزاده
 این پنجره انتظار را می فهمد

نُت هایِ غریبِ تار را می فهمد

تلفیقِ من و دوبیت آهنگِ نمور

این خانه نبودِ یار را می فهمد

برچسب ها: شاعران معاصر, شاعران گیلان, زنان شاعر

چاپایمیل