|  |   |  |  

شاعران منتخب معاصر به اتنخاب پایگاه خبری شاعر

سید علی صالحی

تصویر تست

 زندگینامه

۱۳۳۴/۱/۱ - تولد - روستای مَرغاب، ايذه بختياری، خوزستان. 

فرزند سوم خانواده‌ای چهارده‌نفره. پدر: کشاورز، شاعر و شاهنامه‌خوان. مادر: خانه‌دار 



۱۳۴۰ - شيوع بيماری حصبه در ولايت، مرگ‌ومير کودکان، درگذشت برادر کوچکتر (عبدالله) بر اثر بيماری حصبه 

کوچ دائمی خانواده به مسجد سليمان و نجات علی از بيماری حصبه. 



۱۳۴۱ - ورود به دبستان سعدی در مسجد سليمان 



۱۳۴۳ - تاسيس روزنامه ديواری "ناقوس" در دبستان (ماهانه) و درج اولين زمزمه‌های کودکانه در همين روزنامه. 

تصادف شديد با اتومبيل، قطع اميد پزشکان از بازگشت صالحی به زندگی. 

صالحی از سال اول دبستان، کار و نان‌آوری را در کنار تحصيلات تجربه می‌کند: شاگرد پادو، آب‌يخ فروشی، تدريس خصوصی همکلاسی‌های خود، خرازی فروشی، شاگرد بنايی و فعلگی. 



۱۳۴۷ - ورود به دوره‌ی اول دبيرستان - دبيرستان ۲۵ شهريور مسجدسليمان 

ادامه‌ی کار تهيه و تنظيم روزنامه‌ی ديواری "ناقوس" در دبيرستان تا دو سال، اما سرانجام به علت درج شعرهای معارض با شرايط، روزنامه ديواری تعطيل می‌شود. 



۱۳۵۰ - معرفی شعر صالحی در راديوهای استان خوزستان (آبادان و اهواز) و حمايت مهدی اخوان ثالث از شعر صالحی. چاپ اشعار ايشان در مجله‌ی بومی شرکت نفت، به اهتمام ابوالقاسم حالت. 

ادامه‌ی مشاغل گوناگون و سخت در ياری رساندن مالی به خانواده. 



۱۳۵۱ - شرکت در اولين شب شعر مسجد سليمان در کنار شاعران پيشکوست و دبيران شاعر اهل جنوب و استقبال مردم از شعر صالحی. 

پاره‌ای از شعر "شبان" که سال ۱۳۵۰ سروده شد و سال ۱۳۵۱ در شب شعر خوانده شد:
شب، 
شرجی، 
نان و ستاره و نفت، 
حتما 
شبانی که شبان آمد 
شبان هم رفت. 

ورود صالحی به دوره‌ی دوم دبيرستان و انتخاب رشته‌ی رياضيات. 



۱۳۵۲ - احضار صالحی به دفتر دبيرستان که توسط دو غريبه بازجويی می‌شود و سرانجام از او می‌خواهند که در شعر و انشاهايی که سر کلاس می‌خواند، دست از انتقاد و معارضه با شرايط بردارد. صالحی مدتی سکوت می‌کند. 



۱۳۵۳ - احضار مجدد و تنبيه و تهديد از سوی مقامات وقت. صالحی ترک تحصيل می‌کند. 

بازی در نمايشنامه‌ی "چشم در برابر چشم" اثر غلامحسين ساعدی. اين نمايش تنها دو شب در شهر اجرا و سپس گروه را از ادامه‌ی کار بازمی‌دارند. 

استقبال جرايد پايتخت از شعر صالحی. 



۱۳۵۴ - به درخواست رئيس دبيرستان و خواهش خانواده، صالحی بر سر کلاس درس بازمی‌گردد و ديپلم رياضی را می‌گيرد. 

سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه تنی چند از شاعران پيش‌کسوت و هم‌نسل خود جريان "موج ناب" را در شعر سپيد پی‌ريزی می‌کند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از اين جريان پيشرو حمايت می‌کنند و برای شعر صالحی ويژه‌نامه‌هايی در مطبوعات جدی و معتبر ادبی منتشر می‌کنند. (ديدار صالحی با اخوان ثالث، منوچهر آتشی، منوچهر نيستانی، نادر نادرپور و سهراب سپهری در تهران) 

اواخر ۱۳۵۴ اعزام به خدمت نظام وظيفه. سه ماه در پادگان لشکرک تهران که به علت نافرمانی، دو ماه آن را صالحی در زندان گذراند. سه ماه خدمت در پادگان صُفه اصفهان که قريب به چهار هفته‌ی آن را صالحی در زندان گذراند. او در يکی از مصاحبه‌هايش گفته است: "قادر نبودم زور و جور و تحميل بی‌دليل رنج را تحمل کنم". دو ماه و هجده روز خدمت در قوشچی رضاييه، که در واقع درجه‌ی گروهبان سومی او را حذف کرده و به قوشچی رضاييه تبعيدش کرده بودند. سرانجام پس از سی روز در قوشچی، صالحی به دليل ضعف بينايی و رفتارهای غير قابل کنترل (به زعم فرماندهان) معافيت پزشکی می‌گيرد و سال ۱۳۵۵ به مسجد سليمان باز می‌گردد. در تمام اين مدت اشعارش به صورت مستمر در جرايد مرکز به چاپ می‌رسيده است. 



۱۳۵۵ - تلاش در راه تحکيم موج ناب در شعر. 

انتخاب مشاغلی مثل معلمی (تدريس خصوصی)، تدريس رياضيات در سطح دبيرستان و کتاب‌فروشی. 

استخدام موقت در شرکت ساختمانی خارج از شهر به عنوان سرنگهبان، مسئول خريد و حسابدار. اعتراض صالحی به سران شرکت اروپايی پرزيسيون به دليل به تعويق افتادن حقوق کارگران و دعوت نگهبانان به اعتصاب. احضار صالحی، محاکمه و کسر سه ماه حقوق. 



۱۳۵۶ - دی ماه اين سال نام صالحی همراه با هوشنگ گلشيری در داستان‌نويسی و پرويز فنی‌زاده در بازيگری، به عنوان برنده‌ی جايزه‌ی فروغ فرخزاد در شعر اعلام می‌شود. 

صالحی سه روز به تهران می‌آيد، تقاضای استخدام در مطبوعات از سوی سردبيران را رد می‌کند و به مسجد سليمان بازمی‌گردد. اما در کمال تعجب به او گفته می‌شود که: "تو اخراجی!" صالحی از شرکت ساختمانی اخراج می‌شود و به تدريس خصوصی فيزيک، شيمی و رياضيات در سطح دبيرستان می‌پردازد. 



۱۳۵۷ - صالحی از گروه "موج ناب" فاصله می‌گيرد. او در اين باره گفته است: "حس می‌کردم همه‌ی ما شاعران موج ناب داريم شبيه هم می‌شويم. درک و دريافتم درست بود. ديگر زبان موج ناب جوابگوی احوال و خلاقيت من نبود. يکی دوبار با دوستان شاعرم درباره‌ی نقض تقطيع غلط و سطربندی سنتی در شعر سفيد بحث کردم و گفتم اين شيوه‌ی زيرهم نويسی و پراکنده کردن کلمات بر صفحه‌ی سپيد کاغذ درست نيست!" 



۱۳۵۸ - يازدهم اردی‌بهشت اين سال صالحی تصميم می‌گيرد تا برای اقامت دايمی در تهران، شهر خود را ترک کند. او بر اين باور بود که ماندن در مسجد سليمانِ محروم، دستاوردی جز استمرار محروميت (حتی در خلاقيت) ندارد. بی‌آن که کسی يا آشنايی در تهران داشته باشد، با صد تومان، مدرک ديپلم و مدرک معافيت از نظام وظيفه، راهی تهران می‌شود. 

بعد از تحمل سختی‌های بسيار، پاييز ۱۳۵۸ در کنکور رشته‌ی ادبيات دانشکده هنرهای دراماتيک قبول می‌شود، و همزمان با حمايت اسماعيل خويی، غلامحسين ساعدی، نسيم خاکسار و عظيم خليلی به عضويت کانون نويسندگان ايران درمی‌آيد و در مطبوعات آزاد مشغول به کار می‌شود. 



۱۳۵۹ - در جريان انقلاب فرهنگی، زخمی می‌شود و سپس در مسجد سليمان محاکمه شده و مورد کيفر قرار می‌گيرد. 

شهريور ۱۳۵۹ صالحی با دشواری توانست مجددا به تهران بازگشته و به کار روزنامه‌نگاری و شعر خود بپردازد. اما با تعطيلی روزنامه‌ها، او نيز بيکار می‌شود. 



۱۳۶۰ - برای گذران زندگی به مشاغل گوناگونی در تهران روی می‌آورد: کتاب‌فروشی کنار خيابان، دکه‌ی کبابی، رانندگی و مسافرکشی، کار در مهدکودک‌های تهران به عنوان قصه‌گوی کودکان، مربی شنا و نجات غريق، و چاپ دفاتر شعر و استقبال ناشران و مردم از کتابهای صالحی. 



۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ - در پی حوادثی، دچار مشکلات عصبی و بيماری، سکوت و گريز از مجامع فرهنگی می‌شود. اما با حمايت دوستان بی‌دريغ‌اش، به زندگی طبيعی خود بازمی‌گردد. 



۱۳۶۳ - نقض تقطيع سنتی و سطربندی کلاسيک در شعر سپيد، و پيشنهاد "تقطيع هموار و مدرن" و ايجاد واکنش‌های مختلف از سوی شاعران در برابر اين پيشنهاد. اما سرانجام صالحی موفق می‌شود تا امروز دستاورد او را در سرنوشت شعر سپيد ببينيم. قريب به دو دهه است که کليه آثار و کتب تازه در شعر و يا اشعار مندرج در مطبوعات، به روش صالحی تقطيع می‌شوند. (رجوع شود به کتاب "شعر در هر شرايطی" و ديگر مصاحبه‌های صالحی در اوايل دهه‌ی هفتاد.) 

صالحی در همين سال ازدواج می‌کند. همسر او که تحصيل‌کرده‌ی آمريکاست، صاحب و مدير مهدکودک است. صالحی بارها گفته است که بدون حمايت همسرم،‌ شايد حتی شعر را هم کنار می‌گذاشتم. 



۱۳۶۴ - بنيان‌گذاری "جنبش شعر گفتار" - زبان ساده و فاهمه‌ی صالحی - و حرکت موثر و ملی او در سرنوشت شعر پيشرو پارسی، و پيشنهاد راهی تازه و فراگير در "شعر زبان" (رجوع شود به کتاب "شعر در هر شرايطی") که با آغاز دهه‌ی هفتاد به جريانی همگانی بدل و بويژه مورد استقبال نسل‌های پوياتر قرار گرفت. 

بعد از اين سنت‌شکنی بود که جريان‌های جوان ديگری از دل "جنبش شعر گفتار" به در آمد. صالحی با اين جنبش به يکی از موثرترين شاعران زنده تبديل شده و با کاستِ "نامه‌ها" حقانيت اين راه را تثبيت کرد. 

علی صالحی معتقد است که: "ريشه‌ی شعر گفتار به گات‌های اوستا بازمی‌گردد. معمار نخست آن حافظ است و نيما و شاملو هم چند شعر نزديک به اين حوزه سروده‌اند. اما فروغ دقيقا يک شاعر کامل در "شعر گفتار" است. من تنها برای اين حرکت "عنوانی دُرُست" يافتم و سپس در مقام تئوريسينِ مولف، مبانی تئوريک آن را کشف و ارائه کردم. همين!" 



۱۳۶۴ تا ۱۳۷۳ - تلاش و پويش در راه تحکيم و توسعه‌ی "جنبش شعر گفتار". 



۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ - دبير سرويس ادبی و صفحه شعر مجله "دنيای سخن". 



۱۳۷۳ تا ۱۳۸۰ - شرکت در مجامع ادبی و فرهنگی بين‌المللی در کانادا، سوئد و آمريکا. سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاههای کشورهای ميزبان. 

سرآغاز ترجمه‌ی شعر صالحی به زبان‌های فرانسه، عربی، آلمانی، انگليسی، ارمنی، روسی و کردی به صورت پراکنده در مطبوعات جوامع نامبرده. ترجمه دو دفتر شعر از صالحی در کردستان عراق (به زبان کردی) و استقبال از شعر او. پيوند و دوستی با "شيرکو بی‌کَس" شاعر نامدار کردستان عراق و ديگر شاعرانی مثل لطيف هملت، رفيق صابر، عبدالله پَشيو، و ... 



۱۳۷۸ - بازگشت و فعاليت مجدد در کانون نويسندگان ايران 



۱۳۸۰ - انتخاب صالحی از سوی مجمع عمومی به عنوان يکی از دبيران اصلی کانون نويسندگان ايران که تا هم‌اکنون (۱۳۸۲) اين وظيفه را ادامه می‌دهد. 

او بارها در همين زمينه از سوی مراجع قضايی و دادگاهها احضار و مورد بازجويی قرار گرفته است. 



۱۳۸۲ - صالحی به عنوان سردبير، يک شماره مجله "معيار ادبی" را منتشر کرد که متعاقبا ممنوع‌المصاحبه و از ادامه کار در مجله محروم می‌شود. 





کارگاه‌های شعر 


صالحی در سال ۱۳۷۵ اولين کارگاه شعر خود را در تهران تاسيس کرد که مورد استقبال دانشجويان و شاعران جوان قرار گرفت. اما پس از سه ماه و در پی دو سکته‌ی پياپی مغزی و قلبی، کارگاه شعر معيار (در مجله معيار) تعطيل می‌شود. صالحی پس از ده ماه بستری بودن، دوباره زندگی را آغاز می‌کند. 

در سال ۱۳۷۹ صالحی مجددا کارگاه شعر دنيای سخن (در مجله و دفتر دنيای سخن) را راه‌اندازی می‌کند که اين وهله با استقبال پرشوری مواجه می‌شود. اين کارگاه شعر از حيث حقوقی زير نظر ناشر معتبری است و هنوز نيز در حال فعاليت است. 

گفتنی است که تنی چند از شاعرانی که کار جدی خود را در کارگاههای شعر صالحی آغاز کردند، تا هم‌اکنون برنده‌ی چند جايزه‌ی معتبر در رشته‌ی شعر شده‌اند. از جمله: علی آموخته‌نژاد، مهری رحمانی، محمد آشور، علی اخوان، خانم فريس‌آبادی و زيبا کاوه‌ای. 





تازه‌ها 


آثار سيد علی صالحی در شعر تا امروز به چاپ پنجم هم رسيده و برخی از اشعار او به زبانهای انگليسی، ايتاليايی، آلمانی، فرانسه، سوئدی، ارمنی، عربی، ترکی و کردی نيز ترجمه شده‌اند. 

گفتنی است که بزودی زندگی‌نامه‌ی صالحی با عنوان "فرستاده‌ی شفا‌نويسِ اردی‌بهشت" - بخش کودکی، نوجوانی و جوانی تا مقطع ۱۳۶۰ - از سوی "انتشارات ابتکار نو" منتشر خواهد شد. 

تازه‌ترين دفتر شعر او به نام "قُمری غمخوار در شامگاه خزانی - هزار و يک هايکوی پارسی" توسط موسسه انتشارات نگاه در سال ۱۳۸۶ منتشر شده است. 

سمفونی سپيده‌دم       سمفونی سپيده‌دم 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۶ 
ناشر: انتشارات نگاه 
تعداد صفحات: ۲۰۸ صفحه
 
 
يوماآنادا       يوماآنادا
فاخته بايد بخواند، مهم نيست که نصف شب است
 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۴ 
ناشر: انتشارات ناهيد 
تعداد صفحات: ۱۷۷ صفحه
 
 
از آوازهای کوليان اهوازی       از آوازهای کوليان اهوازی 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۲ 
ناشر: انتشارات رامانيوش 
تعداد صفحات: ۱۲۳ صفحه
 
 
چيدن محبوبه‌های شب را تنها به باد ياد خواهد داد       چيدن محبوبه‌های شب را 
تنها به باد ياد خواهد داد
 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۰ 
ناشر: انتشارات ابتکار نو 
تعداد صفحات: ۲۲۸ صفحه
 
 
دريغا ملا عمر       دريغا ملا عمر ... 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۰ 
ناشر: انتشارات آرويج 
تعداد صفحات: ۴۷ صفحه
 
 
دعای زنی در راه که تنها می‌رفت       دعای زنی در راه که تنها می‌رفت 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۰ 
ناشر: انتشارات ابتکارنو 
تعداد صفحات: ۹۹ صفحه
 
 
آسمانی‌ها       آسمانی‌ها 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۶ 
ناشر: انتشارات تهران 
تعداد صفحات: ۹۶ صفحه
 
 
روياهای قاصدک غمگينی که از جنوب آمده بود       روياهای قاصدک غمگينی که از جنوب آمده بود 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۶ 
ناشر: انتشارات تهران 
تعداد صفحات: ۵۶ صفحه
 
 
آخرين عاشقانه‌های ری‌را       آخرين عاشقانه‌های ری‌را 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۸ 
ناشر: انتشارات تهران 
تعداد صفحات: ۳۶۴ صفحه
 
 
سفر بخير مسافر غمگين پاييز پنجاه و هشت       سفر بخير مسافر غمگين پاييز پنجاه و هشت 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۶ 
ناشر: انتشارات محيط 
تعداد صفحات: ۱۵۲ صفحه
 
 
ساده بودم، تو نبودی، باران بود       ساده بودم، تو نبودی، باران بود 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۰ 
ناشر: دارينوش 
تعداد صفحات: ۱۷۴
 
 
نشانی‌ها       نشانی‌ها 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۴ 
ناشر: انتشارات دارينوش 
تعداد صفحات: ۴۸ صفحه
 
 
ديرآمده‌ای ری‌را       ديرآمده‌ای ری‌را! باد آمد و همه روياها را با خود برد 
نامه‌ها
 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۰ 
ناشر: انتشارات دارينوش 
تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه
 
 
عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور       عاشق شدن در دی‌ماه 
مُردن به وقت شهريور
 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۵ 
ناشر: انتشارات دارينوش 
تعداد صفحات: ۱۳۶ صفحه
 
 
        مثلثات و اشراق‌ها 

تاريخ چاپ: 
ناشر: 
تعداد صفحات:
 
 
پيشگو و پياده شطرنج       پيشگو و پياده شطرنج 

تاريخ چاپ: ۱۳۶۷ 
ناشر: انتشارات محيط 
تعداد صفحات: ۳۲
 
 
        ليالیِ لا 

تاريخ چاپ: 
ناشر: 
تعداد صفحات:
 
 
        منظومه‌ها 

تاريخ چاپ: 
ناشر: 
تعداد صفحات:
 
 
 
  بازسرايی‌ها  
 
عاشقانه‌های ابونواس اهوازی       عاشقانه‌های ابونواس اهوازی 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۳ 
ناشر: نشر سالی 
تعداد صفحات: ۱۵۶ صفحه
 
 
منم کوروش، شهريار روشنايی‌ها       منم کوروش، شهريار روشنايی‌ها 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۲ 
ناشر: انتشارات ابتکار نو 
تعداد صفحات: ۱۵۴ صفحه
 
 
ترانه‌های ملکوت       ترانه‌های ملکوت 
(بازسرايی چهار دفتر از كتاب مقدس) 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۱ 
ناشر: انتشارات برسات 
تعداد صفحات: ۲۲۱ صفحه
 
 
اين منم زرتشت ارابه‌ران خورشيد       اين منم زرتشت ارابه‌ران خورشيد 
(بازسرايی يشت‌های اوستا) 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۱ 
ناشر: انتشارات ابتکار نو 
تعداد صفحات: ۳۰۶ صفحه
 
 
زرتشت و ترانه‌های شادمانی       زرتشت و ترانه‌های شادمانی 
(بازسرايی گات‌های اوستا) 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۱ 
ناشر: انتشارات برسات 
تعداد صفحات: ۱۴۹ صفحه
 
 
 
  منتخب اشعار  
 
وقتی رسيديم که قطار رفته بود       يادت بخير شادمانی بی‌سبب 
(گزينه چهار دفتر ۱۳۶۶ - ۱۳۶۱) 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۴ 
ناشر: انتشارات چی‌چی‌کا 
تعداد صفحات: ۱۹۹ صفحه
 
 
وقتی رسيديم که قطار رفته بود       وقتی رسيديم که قطار رفته بود 
(گزينه شعرهای کوتاه دهه‌ی شصت و هفتاد) 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۱ 
ناشر: انتشارات علمی 
تعداد صفحات: ۴۳۶ صفحه
 
 
نان و شراب و قصيده       نان و شراب و قصيده 
(گزينه شعرهای بلند دهه‌ی شصت و هفتاد) 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۱ 
ناشر: انتشارات علمی 
تعداد صفحات: ۲۴۸ صفحه
 
 
نامه‌ها       نامه‌ها 
متن کامل نامه‌های ری‌را 

تاريخ چاپ: ۱۳۸۰ 
ناشر: انتشارات علمی 
تعداد صفحات: ۳۹۱ صفحه
 
 
زمزمه‌های ازلی       زمزمه‌های ازلی 
(گزينه بازسرايی اوستا و کتاب مقدس) 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۶ 
ناشر: انتشارات يادواره‌ی کتاب 
تعداد صفحات: ۶۰۸ صفحه
 
 
نامه‌ها       نامه‌ها 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۵ 
ناشر: انتشارات دارينوش 
تعداد صفحات: ۳۸ صفحه
 
 
هفت دفتر       هفت دفتر 

تاريخ چاپ: ۱۳۷۴ 
ناشر: انتشارات يادواره کتاب 
تعداد صفحات: ۲۳۰ صفحه
 

 نمونه اشعار:

حلقه‌ی اول: کيميا و سّرِ غيب 
      بيد، هلو، پروانه 
      طُرفه‌ی سه‌گانه‌ی ماهور 
      ليلاج 
      دو داستان بلند از مادرم ماه‌زری 
      پراکنده پراکنده 
      از سوی صالحی خطاب به نرودا 
      ترجمه 
      بلبل کوهی 
      حوصله‌ی نوشتن‌اش در من نيست 
      منظور خاصی ندارم، باور کنيد! 
      نوميدیِ گرامیِ من 
      اهواز، حوالیِ جُندی‌شاپور 
      عضوِ کوچکِ گروهِ سيب 
      مخفی‌کاری نکنيد! 
      پشتِ پَرده‌ی نی 
      رساله‌ی عشق 
      راهی نيست، بايد برويم 
      بعضی چيزهای قابلِ ملاحظه 
      جمله‌ی لای پرانتز، معترضه است. 
      شبی، حوالیِ آمل 
      همين است و جز اين هرگز نبوده است 
      آيا باز هم به ميهمانیِ گرگ خواهد رفت؟ 
      يواش ... شَکی! 
      بابِ هفتم، شب سی‌ودوم، داستانِ گندمِ زن 
      زوايا و حضور 
      در سوماترا 
      هجرتِ هفتم 
      داستانی کوتاه برای کودکانِ خيابانی 
      ری‌را 
      باورهای هزاره‌ی لبنان 
      اينجا 
      راه 
      سِرّ غيب و حرفِ آخرِ کيميا 

حلقه‌ی دوم: در غيابِ زن، پياله، و گُلِ سرخ 
      سينه به سينه 
      دارد يک چيزی يادم می‌آيد 
      صندوقِ پستیِ پايين کوچه 
      در کتابِ مَزمورات آمده است 
      بی‌حيا 
      دعوای عصرِ ديروز 
      دوازده‌گانه‌ی سين 
      خداوندِ پَرده‌پوشِ خنياگران پا درميانی خواهد کرد 
      راه‌بَلَدِ ما يک زن بود 
      دلداری‌های پيشِ پا افتاده‌ی مخاطبی که دوستش می‌دارم 
      در گورستان فضل ابن يحيی برمکی 
      هی لولیِ بَربَط‌زن! 
      علت دارد 
      دليل 
      تابلويی قديمی در آرايشگاهِ محله‌ی ما 
      يا کاشف‌الکلام! 
      در بارشِ اورادِ جِن 
      زَنانا 
      لمس‌اش کن، همين کافی‌ست 
      قبلا اتفاق افتاده است 
      از صاحبش بپرس! 
      سفر به گویِ قرينه 
      شناسنامه 
      دلتنگِ توام پشتِ پرچينِ اردی‌بهشت منتظرت می‌مانم 
      شب ادامه دارد، بايد بزنم بيرون! 
      چمدان 

حلقه‌ی سوم: زمزمه‌ی دعایِ آزادی 
      چنين گفت اولادِ واژه‌های بامدادی 
      عرضِ کوتاهی داشتم آقا! 
      اوايل دهه‌ی شصت 
      جنوب شرقیِ شهر 
      قصيده‌ی غزل‌گريزِ مدارا 
      نُچ 
      وجه مشترک 
      زمزمه در داد،گاه 
      آميگو خورخه باواريا 
      آزادشان کنيد! 
      گورستانِ دورِ کرج 
      بند هفتم از پرده‌ی آخر
      تابوت‌ها 
      شاعر 
      در حياطِ خانه‌ی ما 
      بازی در تعويضِ حلقه‌ها 
      بقایِ بی‌دليلِ چرخه‌ی اتفاق 
      کفايتِ مذاکرات 
      راهِ خوانایِ بعضی حروف 
      آخرين صحافِ پيرِ کوچه‌ی فروردين 
      خطبه‌ی تدفين 
      معمایِ واو 
      کتاب اسامیِ بعضی به يادماندگانِ من 
      هارا ...! 
      در اين بن‌بستِ بی‌بامداد 
      فَا 
      خيلی ... مدت‌هاست حالا 
      تا 
      اشتباه در تلفظِ نی 
      از اين جهان هرگز، هيچ سهمی نداشته‌ام 
      آخرين روزهای اسکندر مقدونی 
      پراکنده‌ی نزديک به هم 
      تابلو: کارگران مشغولِ تخليه‌ی الکل و تازيانه‌اند! 
      تکرار و فراموشی 
      داستان قلع و قمع شده‌ی کاووس پيشدادی پسر ابوجرير وُشْمگير 

حلقه‌ی چهارم: پنج بَرنوشته از الواحِ بابِلی 
      رودروری ديکتاتور
      آدمی و گرگ
      گفت‌وگویِ شبانه‌ی کارگرانِ موسمی 
      شبِ شمال و خوابِ جنوب 
      بَعْلِ زَبوب و خليفه‌ی بغداد

 

برای M.I.S و 
برای مردم همه‌ی جنوب‌های جهان
 
شناسنامه کتاب  
 
نام: از آوازهای کوليان اهوازی 
شاعر: سيد علی صالحی 
تاريخ چاپ: چاپ اول - ۱۳۸۲ 
تيراژ: ۳۰۰۰ جلد 
تعداد صفحات: ۱۲۳ صفحه 
شابک: ۷-۸-۹۴۶۳۸-۹۶۴ 
ناشر: انتشارات رامانيوش 
طراح و صفحه‌آرا: راما 
ليتوگراف: عروج 
چاپ: سارنگ
 
فهرست  
 
آنتی پرانتز برای پروانه‌های آن سالها 


دوره‌ی نخست: زبانِ گنجشک و خوابِ عقاب 

ترانه‌ی ماه و پلنگ 
سياوش در آتش 
مراثی 
غريبانه 
خاموش 
آينه 
گردش اين دايره را 
روحا ...! 
تا رقص روشنايی 
هزار و يک الف از ليلِ لا 
هفت اورنگ 
ترانه 
زا 
زمزمه برای خودم 
ياد 
شبانه 
تاج 
می‌آ، مولانا! 




دوره‌ی دوم: موج ناب 

در انحنای کتف 
سر بر سينه‌ی ستاره 
هجای بلند باستانی 
بر مدارِ آبی بلند 
دايره و تکرار 
از شيئی و از جهان 
اورادِ خضرای من 
مولود ماه 
مسيح 
مُعَبِّر 
گرگِ نَر 
در خواب مرسلين 
زخم و خاطره 
بر کفِ هفت دريا 
در انحنای رود 
آوازهای خورشيد 
هجاهای سردر گُم 
هر چه داشتم رو کردم 
خانه‌ی هفتم 
رمه 
چندان که بگذری ای پشيمان! 
هلاهل هفت سر 
از چراغ اول 
مجالی نيست 
رنجواره‌ای 
راز 
نطفه‌ی آتش 
سايه‌ها 
حلاج 
سرشت سور 
برگزيده 
وصيت 
تَنا 
نيلوفر 
کاهنه 
وارياسيون 
اگر بازم بگذارد 
از اَبد 
به شالِ سبز 
جادوگرِ واژگان 
بادا ...! 
دريا و آدمی 
سپيده‌ی پياپی 
سماع 
آل 
ذره‌ها و هزاره‌ها 
بی‌نامان 
رسولِ پَرسه‌گَردِ زيتون و کبوتر و آينه 
کو ...!؟ 
ضمير 
پيش‌بينی 




دوره‌ی سوم: زبان جن 

زَبور 
وداع 
رَد 
از ميم و نونِ مَنا 
سِرُالسَوا 
آ ... 
اما 
به دارِ اين دايره، سَرا ...! 
ورق: هفت خاجِ خواب 
ميراثِ ملالِ من: M.I.S 
نوروزِ گرسنگان 
مور 
از آوازهای روحِ سوم 
نابانه‌ی ازل 
کش تا 
همه سو ... بوسه که سا 
ماخَلَق 
نماز نخست 
نظر به حَیِ حلول 
شيئیِ مگو 
کاف و گاف و ماه و ميم 
از گفتِ ساحرانِ اَياپير 
سکوتا ...! 
از اورادِ آلِ کبود

 

 

برچسب ها: شاعران منتخب معاصر