|  |   |  |   |

داستان آموزنده درخشش کاذب !



داستان,داستان آموزنده درخشش کاذب,داستانهای جذاب


تقریباً یک ساعت در زیر خورشیدی که مدام گرم تر می شد راه رفتیم و تنها هنگامی که به آن رسیدیم توانستیم کشف کنیم که چیست . یک بطری نوشابه خالی بود و غبار صحرایی در درونش متبلور شده بود .


از آن جا که بیابان بسیار گرم تر از یک ساعت قبل شده بود ، تصمیم گرفتیم دیگر به سمت " دره " نرویم . به هنگام بازگشت فکر کردم چند بار به خاطر درخشش کاذب راهی دیگر ، از پیمودن راه خود باز مانده ایم ؟ اما باز فکر کردم ، اگر به سمت آن بطری نمی رفتیم چطور می فهمیدیم فقط درخششی کاذب است ؟

نکته اخلاقی : هر شکست لااقل این فایده را دارد ، که انسان یکی از روشهایی که به شکست منتهی می شود را می شناسد .

منیع:100100


گروه داستان پایگاه خبری شاعر
منبع : beytoote.com

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل