|  |   |  |   |

دلقک

دلقک
***
سِن تئاتر
صندلی های پُر از تماشاگر
پرده ی سِن افتاد
دلقک ها شروع به
رقصیدن کردند
حضار ریسه شدند از خنده
.
.
.
نمایش تمام شد
از سکوی سِن پایین آمد
دلقک
سوکتش را آویخت به پنجره لبخند حضار
لیوان آب را
به همراه قرص هایش
سَر کشید
و
خرامان خرامان
به سمت درب خروج رفت
مردم او را با انگشت نشان میدادند
و
می خندیدند
***********
مرتضی حاجی آقاجانی
مورخه : 23/08/95
شهربابک - کرمان

نویسنده : مرتضی حاجی اقاجانی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل