|  |   |  |   |

آسمان آبی

شاید روزی او را ببینم و از آسمان درونم به او بگویم . نیلگون آسمانی که الهام گرفته از شب است . آسمانی که پوشیده از صاعقه وباران است . آسمان من آسمان شب است ؛ گاهی تیره و تار گاهی روشن و مهتابی . تیره آسمانی که سراب گونه به دنبال حقیقت می گردد . آسمان من آسمان شب است . از آسمان من ستاره ی دنباله دار گذر نمی کند .! آسمان من غروب و طلوع ندارد . زیر آسمان من شهری نیست که انعکاس نورش به آن بتابد .! شاید فردا او را ببینم و از آسمان درونم به او بگویم . به امید فردا چشم برهم می گذارم و خواب آبی آسمان را میبینم ...

نویسنده : حمیده ایزدشناس

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل