|  |   |  |   |

شهری پر از نگاه

مواظب رفتارت باش .. با هر کسی عریان صحبت نکن .. بعضی ها فقیر محبت هستند و از لبخند و نگاه گرمی به احترام انسانیت خیالشان در چاه می افتد و خودشان را بیشتر از همه گول میزنند .. با اینجور آدمها پوشیده و سنگین رفتار کن .. چون با حرف خرابت می کنند .. با هجوم آدمها در پیاده روها و شلوغی بازار بعضی ها با چشمان هیز و نگاه تشنه شان دنبال هوس میگردند و با اسکناس هایشان فقط نشانی تن میخواهند .. این ها افرادی هستند که دیروزشان را جریمه داده اند و امروز به تاوان سالها خوابیدن با عقده های روحی و روانی میخواهند از همه انتقام بگیرند .. به خیال شرمنده شان میتوانند با هویتی مخوف و کثیف گذشته فاسد و تاریک شان را پنهان نگه دارند .. آنان که برای عشق و دوست داشتن ارزش قائل هستند هیچ آغوشی را با زور و تعرض از آن خود نمی کنند .. در شهری که پر از ذهن های فاحشه است کسی برای پاکی باکره ها دست نمیزند ..
عبدالله خسروی

نویسنده : عبدالله خسروی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل