|  |   |  |   |

استعفا از بزرگسالی به کودکی




موضوع:استعفا از بزرگسالی

بدینوسیله من رسما استعفا می دهم از بزرگسالی به کودکی و مسؤلیتهای یک کودک 8 ساله را به عهده می گیرم .

می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران 5 ستاره است . می خواهم

فکر کنم که شکلات بهتر از پول است . چون می توانم آن را بخورم می خواهم زیر یک درخت بلوط

بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم . میخواهم درون یک چاله ی آب بازی کنم و بادبادک خودرا

در هوا پرواز دهم.می خواهم به گذشته برگردم ، وقتی همه چیز ساده بود ، وقتی داشتم رنگها را ،

جدول ضرب و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم ، وقتی نمی دانستم که چه چیزهای را نمی دانم

و هیچ اهمیتی هم نمی دادم . می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند

میخواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است ومی خواهم از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم.

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم ، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از
مدارک اداری – خبرهای ناراحت کننده – صورت حساب – جریمه و..

می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم ، به یک کلمه محبت آمیز به – فرشتگان

باران و...



من رسما از بزرگ سالی استعفا می دهم

نویسنده : جلال نقدعلی پور

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل