|  |   |  |   |

نقد اشعار و کتاب های شاعران و نویسندگان

نگاهی گذرا بر اشعاربعضی از شاعران سایت شعر نودر قلمرو زبان

نگاهی گذرا بر اشعاربعضی از شاعران سایت شعر نودر قلمرو زبان

هر مقوله ی ادبی فرایندی از ایده آل ها ، ویژگی ها ، مولفه ها و برجستگی های هم عصری و در عصری بودن آن مقوله خواهد بود . در سبک شناسی های مختلف شعر را بر اساس دوره های زمانی و زبانی به بحث و تحلیل نشسته اند . فرایند تکامل مجموعه ی زبان شعر در هر دو ره نیز به عوامل مختلفی بستگی داشته و دارد . دکتر ذبیح اله صفا در کتاب تاریخ ادبیات در ایران جلد چهارم بحث بسیار زیبایی را در مورد مقوله تحول و تطور در زبان فارسی حتا قبل از سده های اسلامی به پیش کشیده و تا زمان معاصر مورد بررسی ( البته اجمالی ) قرار داده است . آنچه در مورد تحقیقات وسیع ادبی برای من جالب بوده و هست . عدم وجود یک پژوهش تمام عیار در حیطه ی زبانشناسی است . مطمئنم این مسیر بسیار از دید محققان و متولیان امور پژوهشی مهجور و فقیر مانده است . ما در حوزه ی زبان شناسی فارسی در قحطی یک رویکرد عالمانه قرار داریم هرچه در گنجینه ی مورد بحث پیش رفتم طبع سخت پذیر مرا نتوانست اقناع و ارضا نماید . بنابراین به دانشجویان عزیز و پژوهشگران عرصه ی ادبیات توصیه می کنم روی این مقوله کار کنند تا پیش روی مخاطبان عرصه ی زبان و ساختار های زبانی پنجره ای مبسوط گشوده گردد .
در غرب اگرچه کارهای فوق العاده زیبایی توسط پژوهشگران عرصه ی زبانی صورت گرفته است اما همان جا نیز این فقر زبانی همچنان محسوس است .
مقاله های ارزشمند ساختار گرایی هرمنوتیک و ایرانی ها چه رویایی در سر دارند توسط میشل فوکو ، دستور زبانشناسی و مسئله پیدایش پدیدار شناسی هوسرل ژاک دریدا و و زبان در محاق ساختار نوشته الیور هرس و ساختارگرایی زبانی نوشته ی شوکولوفسکی اگرچه حائز اهمیت است اما بعقیده ی من از نسبیت قابل ملاحظه ای برخوردار است .
شعر معاصر ایران نیز به تعبیر دکتر کاووس جسنلی استاد دانشگاه در حوزه ی زبان گام های موثری را برداشته که از ایرج میرزا شروع میشود و تابع سه دوره زمانی است ک ه دوره اول دوره مشروطه دوره دوم از مشروطه تا نیمه های دوم دهه ی هفتاد شمسی و دوره سوم از نیمه ی دوم دهه ی هفتاد تاکنون می باشد .
بنا به اعتبار سخنان ارزشمند استاد دکتر ابوالحسن نجفی خلاقیت های زبانی و شعری از دهه ی هفتاد به بعد با سرعت چشمگیری به پیش می رود که این امر را در پایان دهه ی 90 در اوج شاهد خواهیم بود . اما آنچه مسلم است این خلاقیت ها همچنان با حوزه ی زبانشناسی در فاصله و بعید تر می باشد .
بر همین اساس در اشعار بعضی از شاعران عزیز این سایت برجستگی هایی را در حوزه زبان ، فضا ، تصویر ، معانی و بیان و نگاه های خلاقانه مشاهده کردم که با بررسی اجمالی روی بعضی از آثاری که توجه مرا بعنوان یک مخاطب جلب نموده است مورد بررسی قرار می دهم . مضافن معروض میدارم که هدفم از این کار خدای نکرده نادیده گرفتن توانایی های دیگر شاعران عزیز سایت نمی باشد . ضمن اینکه از این مقاله اشعار خودم را مستثنا می کنم تا هم طراز با دوستانی شوم که شاید توانمندی هایشان از چشم نگارنده به دور مانده است :
1- فضا سازی در شعر
در اشعار بسیاری از شاعران عزیز با چند نوع فضای شعری مناسب و غیر مناسب مواجهیم ، شاید یکی از کتابهایی که در فضا سازی ادبی بسیار موفق عمل کرده تاریخ بیهقی است . بیهقی با پردازش تصویر در صحنه های متجانس و متکامل در بسط دهی مجموعه ی کتاب خویش از ید طولایی برخوردار است . به نظر من هر شاعری نیاز دارد آثاری مثل تاریخ بیهقی لیلی و مجنون خسرو شیرین و اسکندرنامه نظامی گنجوی منطق الطیرعطار غزلیات سعدی را که در فضا سازی منسجم پردازی موفق عمل کرده اند را مورد مطالعه قرار دهد .
اشعاری در سایت دیده ام که دارای یک انسجام تصویری در فضا سازی است که نمونه هایی را ذکر می کنم :
حتى توانِ ناله كردن هم ندارى
زيرِ هجومِ دردهاىِ آنچنانى... ( بانوغزل آرامش )
مجموعه ی این واژه ها در انسجام چفت و بند شده ای هستند که هیچ کدام را نمی توان از هم جدا کرد . ضمن اینکه واژه ها دارای یک تناسب جمعی با هم هستند که روی هم رفته دارای عنصر مراعات نظیر می باشند / توان / ناله / هجوم / درد
وجود سنخیت بین این واژه ها کلام را فخیم و منسجم می کند .
یا این بیت :
سحر مسافر منظومه های سرخ شویم
برای چیدن خورشید ترک لانه کنیم ( جناب جعفر لاهوتی آذر )
این بیت نیز همان زیبایی ها را در خود جای داده : سحر / منظومه / خورشید هر سه با هم در مراعات نظیر هستند یک نکته را باید اضافه کنم که تصویر سازی خود بیش از نیمی از محدوده ی فضا را پوشش می دهد که علاوه برآن ها رعایت بدیع و بیان و دستور و در نهایت واژه آرایی یا واج آرایی در تنظیم فضا سازی بسیار موثرند فضا سازی سالم و زیبا به ساختار و مضمون شکل کلی می بخشد .
و در تکرار ِ روزی به نام ِ من؛ روزنامه نگار ِ پاره وقتی؛
دوپارگی ِ تنهایی ِ فرسوده ام را؛
با قهقهه های مُتِحَجّرش؛ ثبت خواهد کرد ) .. //بانو آرزو احمدی )
همنشینی و نوستالوژی نوع کلام نیز به فخامت زبانی می انجامد در این قطعه سپید روزی و روزنامه نگاری دو همنشین زیبا در معیت هم و پاره وقتی و دوپارگی و روزنامه نگاری و ثبت کردن به انسجام کلام در این شعر کمک شایانی کرده است .
تاجر عشق بودم و روزی، ته چاه جنونت افتادم
مثل یوسف نبودم و لایق، یک زلیخای ورشکسته شدم (بانو زینب سرهنگی )
بین واژه های این شعر زیبا نیز چند چفت و بند زیبا وجود دارد . یوسف ، زلیخا، تاجر، عشق ، ته چاه ، ورشکسته همه از یک جنس و در کنار هم و روی هم تشکیل یک تلمیح زیبا و برآینده وزنی منسجم و کاملی را نشان می دهد . هیچکدام از این واژه ها به زور وارد شعر نشده اند و تحت تدابیر نوعی مهندسی ادیت شده در بغل هم قفل شده اند .
آفتاب ِ داغ بر جسارت ِ اشتياق هاى پر قدرت مى تابد
صحرا آرام است
و گرم ( جناب کاظم دولت آبادی )
نوع چینش وازه ها در این کلام اندک باز هم تجانس زیبای بین آفتاب / داغ / تابش / صحرا و گرم تضاد بین آرام و پرقدرت که شعر را به سمت پارادوکس مفهومی سوق می دهد گرم بودن به نحوی به انبساطهای فعال توده ای هوا بستگی دارد و آرام بودن دقیقن نقطهی مقابل آن قرار دارد و این همان پارادوکس مفهومی است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد .
غزل ، غزل بنویسی برای دلتنگی
همیشه شاعر اشعار بی اثر باشی ( جناب پویا جمشیدی )
واج آرایی حرف «شین» و حرف «را»در مصرع دوم به زبان شعر انسجام بخشیده است .
نسیم صبح، روی شاخه ی شمشاد می رقصد...
به یادت باز قلبم در تپش افتاد..._می رقصد..._ (بانو غزل آرامش )
در مصراع اول این بیت نیز تفاخم حرف «س» و صاد و شین باعث واج آرایی زیبایی شده است
او عاشقانه می سراید شعر قلبش را
دنیا به سوز شعر او آرام می گیرد « جناب سرخوش پارسا»
مصراع اول این بیت نیز کارکرد زبانی از نوع واج آرایی بر حرف شین اتفاق افتاده است .
2- روانی و سادگی کلام که از ویژگی های شعر امروز است و از آن به سهل ممتنع تعبیر می شود
گاه شعر امروز به حدی روان و ساده حرف می زند که گویی شاعر بجای توازن در گفتار و پر کردن وزن شعر با حروف و کلمات اضافی دقیقن مثل مقابله ی رودررو شعرش را بیان می کند . در این کارکرد زبانی مصراع ها و ابیات همان جملات صحیح فارسی هستند که بر اساس فرایند نحوی و دستوری همه چیز دقیقن در جای خود قرار دارند . :
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست ….
هرکسی در دل من جای خودش را دارد . ( جناب فاضل نظری )
یک عمر مانده تنها ، تنها به جرم اینکه
او سر سپرده می خواست ، من دل سپرده بودم ( جناب محمد علی بهمنی )
پشت هر آئینه ای نقاش چشمان تو هست ( بانو سیده فاطمه بحرینی )
خضر راهم بمان کم آوردم ، در رکاب تو سر شکسته شدم . ( بانو زینب سرهنگی )
من می شناسم عشق را مثل کف دستم
حتی اگر نا آشنا و بی نشان باشی ( بانو زهرا وهاب )
قد زیبایی تو نیستم اما چه کنم
صورتم را پر هاشور کنم تا نروی( جناب علی صفری )
بررسی اجمالی نگارنده بر اشعار زیبای اعضای سایت نشان می دهد که شاعران خوبی هستند که در شعر به زبان اختصاصی شعر خود دست یافته اند . حقیر بدون تامل و با خواندن تنها یک بیت از بعضی از شاعران فورن تشخیص می دهم که شعر باید متعلق به چه کسی باشد .
3- زبان شعری
روانی و سهولت زبان باعث شده که بسیاری از اشعار معاصر فوق العاده به هم نزدیک شوند . که اگر نام شاعر همراه شعرش نباشد به راحتی از دیگران قابل تشخیص نخواهند بود . منتقدان روی این اصل اتفاق نظر دارند که شعر بسیاری از شاعران از نظر زبان و نوع بکار گیری کلمات چنان به هم شبیه و درگیرند که تشخیص شاعران آنها را با مشکل اساسی مواجه کرده است .
لیلی که باشی می توانی بست بنشینی (بانو زهرا وهاب )
دیوانه باشی مست هم باشی که واویلاست ( بانو غزل آرامش )

حرفها را به ذهن خود بسپار، از نخستین دقیقه تا امروز

دلخوشم من به این که در هر حال، بر سر حرف خویش می مانی ( بانو زهرا وهاب )
باید بترسم ؟ چون شما ! این گونه می خواهید
باشد قبول .این صحنه را این گونه می خواهید .
گفتید باید رد شوم از پل به تنهایی
بی دوستان و اقربا این گونه می خواهید ( بانو مرضیه ی اوجی )
اگر به این چند قطعه شعر نگاه کنیم خواهیم دید که در حوزه ی زبان قرابت ونزدیکی بسیار زیادی به هم دارند و این همان تفکیک ناپذیری زبان شعری آنها از همدیگر است که البته اعتقاد من این است که این عزیزان در میدان فراخنای زبان غوطه ورند و بسرعت مسیر خود را انتخاب خواهند کرد .
در حوزه ی سپید و شعر نو نیز همین مشکل به صورتهای گوناگون رخ نموده است مغلق و پیچیده گویی و ابهام آمیز حرف زدن خصوصیات مشترک اکثر سپیدهایی است که شاعرانش بدنبال مخاطب خاص می باشند .
همه ی ما می دانیم که شعر در دو دههی 50 و 60 در بحران مخاطب قرار داشت یکی از عوامل بسیار مهم از دیدگاه متفق منتقدان خروج شعر از خانه های مردم بوده است زبان شعر به یک زبان کاملن کلاسیک سوق داده شده بود و شعر دارای دو نمونه مخاطب بود مخاطبان عادی و مخاطبان جدی !
بارها مقالات متعددی نوشته شد که مخاطبان جدی شعر چه کسانی هستند ؟
شعر امروز یا شعر دیروز ؟ کدام ؟
از این قبیل سئوالات حتا در حوزه های عالمان خاص ادبیات نیز بوفور دیده میشد . سال 78 صفحات ادبی بیشتر نشریات کشور به این مقوله اختصاص داشت و طبق معمول بدون هیچ نتیجه ای پایان یافت مقالات آبسه شده در لباس ها و فرم های متعدد مصاحبه با چهره های متنوع شعری و علمی دامنه ی اختلاف نظرات را در زمینه ی مخاطبان شعر افزایش داد . به شاعری می گفتی منظورت از این بند شعر چیست می گفت من تازه سطرهای فولکش کار می کنم بسیاری از افراد نمی دانند من چه می گویم . این طرز فکرها در شعر رفته رفته رنگ باخت و شاعران به نقطه ای رسیدند که مخاطبان شعر را نمی توان در بین مردم متمایز کرد . تاریخ ادبیات در سراسر جهان گواهی می دهد که شعر دارای مخاطب خاص نیست . به این معنی که شعر را برای طبقه ی خاصی نمی توان گفت . زیرا شعر وقتی منتشر شد به جامعه تعلق دارد این جامعه (فارغ از هر نوع گرایش) مخاطب شعر است و برداشت خودش را می کند . اگر شخصی نتوانست با شعری ارتباط برقرار کند مشکل از آن شخص نیست باید مشکل را در نوع معانی و بیان شعر جستجو کرد . امروز کسانی که داعیه داران ابهام و پیچیدگی در شعر بوده اند زیر انبوهی از اشعار روان و قابل هضم در گمنامی بسر می برند . به فرض که گروهی با تحصیلات بالا یک شعر را درک کنند . اما این نمی تواند مفری برای نتیجه گیری قاطع باشد .
به عقیده ی من هر شاعری بتواند به زبان خاص شعری خودش دست یابد واقعن شاعر شده است . برای شناخت زبان شعری شاعر به چند ویژگی زبان مختص شعری اشاره ای گذرا و فهرست وار می کنم :
زبان شعری خاص یعنی زبانی که بتوان بوسیله ی آن شاعر شعر را شناخت . بر این اساس هر شاعر باید در حوزه ی شعری خود دارای دامنه ی کلمات خاص بخود باشد / نوع ترکیب سازی و فضا سازی و تصویر برداری مشخص داشته باشد / دارای ابتکار و خلاقیت در خوزه ی زبان شعرش بصورت مشاع در بیشتر آثارش باشد . / کلمات مخصوص و اسیر شاعر شوند نه اینکه شاعر اسیر کلمات باشد / مسیر شعری تعریف شده داشته باشد و در همان مسیر تمام اشعارش را پیاده کند . / یک شاعر خوب باید در قافیه سازی وزن پردازی و ردیف انگاری شیوه ی از پیش تعیین شده ای داشته باشد / موضوعات شعری او در تشتت و تشویش نباشد / ابیاتش پراکنده نباشد و در ارتباط طولی شعر یک هدف را دنبال کند .
در این سایت بعضی ازاشعاری را که حوزه ی زبانی خاص خود دارند به اجمال بیان می کنم :
دور من حلقه می شود هر روز، دست های بلند روسری ام
می فشارد مرا در آغوشش چادر گل درشت بندری ام
توی دستم همیشه نقش حنا، توی نقشه همیشه نقش خلیج
اعتمادم به ناخداها را، تو ببخشا به زود باوری ام
رقص ماهی و دست ماهیگیر، اضطراب عروس دریایی
وسوسه کرده اره ماهی را ،تور،زیبا لباس دلبری ام
ناخداهای دزد دریایی!، من زنم از نژاد تهمینه
میدرم چشم کوسه هایت را، با همین ابروان خنجری ام
دست بردار از خلیجی که، پارس بوده است و پارس میماند
ایستاده شبیه البرزش، سرزمین بزرگ مادری ام ( بانو عظما رسولی )
اي خداوند خوبِ خوب‌ترين!
طيب ام ـ
شخصی از جنوب ترين نقطه ي دور و گرم خوزستان
اوستاني كه گرچه خوب‌ترين
از لحاظ دلار و نفت و ريال
ليكن آلوده... پر رسوب ترين شهر آلوده ي جهان ـ اهواز...
...جاي جاي اش پر از زباله و دود
ليكن از پول، رفت و روب ترين!
شسته رفته تر از قشنگي يار؛
قامتش چون درخت... چوب ترين!
چوبي و چرب و نرم، نازك و ترد
خرد! در چنگ داركوب ترين دزدهاي بزرگ و مخلص و پاك...
٢-
بشنو از زخم سينه ي كارون
رود زيباي خوش‌غروب‌ترین
گرگ‌های دو پاي خيرانديش...
زادگاه من اي جنوب‌ترین!
زادگاه من!
اي جنوب‌ترین... ( جناب محمود طیب )
تمام پیکر من سوخت زیر بارش سوزان چشمانت
زمین را بر نمی تابد چرا این خیره سر! شیطان چشمانت

دلم گم می شود در راه پر پیچ و خم عمق نگاه تو
مرا دریاب! این تنهاترین آواره ی حیران چشمانت

به دریای جنونم موج های سربلند عشق می رقصد
به دریا می زنم دل ...بعد از این هم جان ما و جان چشمانت ( جناب سرخوش پارسا )
ارتباط طولی :
دوباره صاعقه شیپور می زند ملوان
به ماسه وصله ی ناجور می زند ملوان

کجای نقشه نشستی که دزد دریایی
به روی مرز تو هاشور می زند ملوان

کجای اسکله خوابیده ای که اختاپوس
عروس ناز تو را تور می زند ملوان

پرنده رفت و نپرسیدی از تفنگ دو لول
که تیر را به چه منظور می زند ملوان

ببین غروب از آن دورهای غرق غبار
به آب پاک تو کافور می زند ملوان

خلیج را که دریدند کوسه های سفید
دلم برای خزر شور می زند ملوان

تو خواب رفته ای و در سکوت لنگر گاه
دوباره صاعقه شیپور می زند ملوان ( جناب سجاد حیدری )
یا این شعر زیبای جناب امین ترابی عزیز :
من گم شدم کنار همین خانه ای که نیست
در آرزوی لحظه پروانه ای که نیست

شاید من از نگاه تو بی خانمان شدم...
از من چه مانده است؟ ویرانه ای که نیست

امشب کلاغ های جهان هم مرددند
پایان قصه من و تو ، لانه ای که نیست

دلخوش به سرخی لب انگور کیستم؟
در دشت بوسه های تو ، آلاله ای که نیست

راز وفای یوسف بی پیرهن چه بود؟
از عاشقی مپرس، افسانه ای که نیست
نو آوری و خلاقیت های شعری :
امروزه چند دیدگاه متفاوت در این زمینه وجود دارد ، عده ای در مقابل نو آوری های جدید می ایستند و می گویند در غزل نباید نو آوری اتفاق افتد . یعنی حفظ ساختار و بافتار و ریختار غزل همان باشد که گذشتگان داشته اند ، عده ای در مقابل آنها معتقدند که غزل یک فرم شعری است شاعران گذشته یک جور آن را ورز داده اند و شاعران امروز می توانند در تمام زوایای آن اقدام شکستن ساختار و بافتار و ریختار کنند و از دل آن موجود یا موجودات تازه تری متولد نمایند . سوای این دو گروه عده ای نیز وسط مار گرفته اند هم طرفدار شعر به سبک و سیاق قدیم اند و هم دنبال زبان نوتری در بیان شعر هستند .
من معتقدم که شاعران جوان امروز بخدی در شعر گذشته ی ما با جسارت وارد شده اند که خط و مشی شعر فردا را باید از مسیر انها طی نمود . نو آوری در وزن ، نو آوری در ساختار و فرم ، نو آوری در زبان و پرهیز از دوگانگی زبان ، مد گرایی و فرار از آرکائیسم ادبی در شعر امروز ، انطباق شعر با جامعه ی امروز ، ادغام چند نوع شعر در هم و انواع نو آوری های دیگر که از مجال بحث خارج است
اشعار بسیار زیبای جناب امین ترابی ، بانو غزل آرامش ، بانو ستاره ی چگینیان ، بانو ساجده ی جبار پور بانو سیده رویا علوی جناب علی فردوسی جناب کامران قائم مقامی جناب علیرضا قربان خان جناب امید صباغ نو بانو زینب سرهنگی بانو سمانه ی گودرزی بانو نغمه مستشار نظامی جناب محمد رضا لطفی بانو نسیم پریشان و …. از جمله اشعاری می باشند که مولفه ی زبان شعری را مورد توجه ویژه قرار داده اند
این متن را در همین جا به پایان می برم
اگرچه برجستگی های فراوان شعر امروز فراتر از این موارد است اما تا همین جا کفایت می کند امید که اگر در آینده عمری باقی بود باز در خدمت دوستان عزیز باشم . ضمنن شاعران زیادی در این سایت هستند که اشعارشان خصوصیات فوق را داراست و من بعنوان مشتی نمونه ی خروار ذکر کردم تا زمینه ای باشد دوستان عزیز بجای پرداختن به مسائلی که انرژی اعضا را هرز می برد به اشعار اعضا بپردازند و اشعار دوستانشان را به بررسی بنشینند . تا شاعران عزیز به توانمندی ها و معایب و محاسن کلامشان نیز پی ببرند
با احترام – جابر ترمک

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: نقد شعر, نقد داستان, نقد ادبی

چاپ ایمیل