|  |   |  |   |

نقد اشعار و کتاب های شاعران و نویسندگان

تحلیلی بر زیبایی های شعری در اشعار شاعران سایت شعر نو قسمت دوم

تحلیلی بر مولفه های شعر امروز در اشعار شاعران سایت شعر نو
بخش دوم
در بخش قبل برخی از اشعار دوستان بزرگوار اعضای سایت را بر اساس مولفه های شعر امروز بررسی کردیم .
در ادامه ی مسیر برمیگردیم به ادامه بررسی این اشعار
1- در شعر امروز بخشی از واژه های زبان های بیگانه وارد شعر فارسی شده است که نگارنده به استناد مقاله ی ارزشمند جناب استاد دکتر حسن گیوی در مورد پالایش زبان فارسی به مصلحت شعر نمی بینم که این کلمات بصورت فله ای وارد شعر شوند زیرا فخامت بیان را که مهمترین اصل بلاعت در شعر فارسی است زایل می کند . مگر جایی که این واژگان معادل فارسی مناسب تری نداشته باشند : مثل
دکتر تمام زندگی ام درد می کند ( مهدی موسوی )
بکار گیری واژه ی دکتر در روند شعر مشکلی ایجاد نمی کند اما گاهی اوقات این روند در اشعار دوستان می بینیم که از بلاغت شعر می کاهد ، بنابراین بکار گیری بعضی واژگان خارجی در اشعار امروز نباید حس هم نشینی کلام را تضعیف کند مثل این شعر :
سرنگ توی خیالت اسیر تزریق است
مطب نشین نگاهت اسیر اس ام اس (حبیبه هاشم پناه )
این واژه ها چندان سنخیتی با هم ندارند که از ترکیب آنها غزل فخیم پارسی درست شود .
نکته ی قابل توجه در این نگرش های سطحی اعتقاد راسخ به مدرنیزم یا فراتر از آن فرا مدرنیزم است . بیشتر شاعران اینگونه اشعار معتقدند شعر آن ها مدرن است . در ساختار گرایی فوکو و دریدا ریشه های ادبیات پست مدرن در مدرنیزم اجتماعی جستجو می شود در حالیکه در ایران ما هنوز الفبای مدرنیزم نیز هجی نکرده اند . این نوع نگاه به شعر جز ابتذال و کلیشه به مفهوم خاصش منجر می شود . نگارنده معتقد است که بکار گیری اصطلاح پست مدرن و حتا مدرن در مورد غزل امروز مبالغه ای مع الفارق است که بسیاری این واژه را از ادبیات آلمان و فرانسه به اشتباه ترجمه وارد غزل فارسی نموده اند . هیچ شعری با بکار گیری چند واژه ی غربی مدرن نمی شود . دکتر عبدالحسین زرین کوب در شعر بی نقاب و شعر بی دروغش می نویسد که اگر غرب در تکنولوژی و فناوری از ما جلوتر باشد در شعر قرن ها از ما عقب ترند و شعر فارسی همچنان تک تاز میدان ادبیات جهانی است . بنابر این گرفتن و وارد کردن چند واژه ی بیگانه در یک غزل نه تنها غزل را بعد نمی بخشد بلکه از فخامت آن نیز می کاهد . در تعریف دریدا از شعر مدرن می بینیم که او معتقد است که وقتی شعری مدرن است که تصاویرش ابعاد متعددی داشته باشد . این بیت حافظ را نگاه کنیم تصویری که از نسیم می سازد تصویری چند بعدی است که در کمتر شعری امروز دیده می شود :
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست ( حافظ)
نسیم : باد مفرح صبحگاهی / نام دختری در شیراز / نام یکی از عیاران از ملازمان حسن صباح/ باد صبا / نامه رسان ، پیک / بوی رخسار معشوق
این تصاویر زیبا زمانی شکل می گیرد که هم نشینی کلمات در کنارهم آرایه ی زیبای مراعات النظیر را به رخ می کشد / نسیم ، سحر، آرامگاه ، منزل ، / نسیم ، یار ، ماه ، عیار /یار / ماه / عاشق کش / عیار
اینها مراعات النظیر های فوق العاده ای است که فقط از یک بیت حافظ استنباط می شود . به عقیده ی نگارنده این بیت و ابیات بسیار دیگر منطبق بر مدرنیسم ادبی ژاک دریدای الجزایری است .
بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبو د
اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش
این همه نمونه ی بسیار ارزشمندی از تصاویر چند بعدی که اگر بخواهیم تحلیل کنیم می توان نقد گسترده ای بر آن نوشت .
2-ساخت واژگان بر خلاف قیاس دستور زبان پارسی
نگارنده معتقد است زنده کردن بسیاری از واژگان زبان پارسی بهتر از آن است که بافتار یک واژه را مشتق کنیم و آن را بعنوان تولیدی ادبی بیانگاریم :
از دفتر و کتاب معنی نمی رسید ، ایمان او پکید از نان و دغدغه ( مجتبا بناگر)
ساخت این واژه در یک شعر اقلیمی مشکلی ایجاد نمی کند اما ورود غیر مترقبه ی آن به زبان معیار احساس مخاطب را به روزمرگی می کشاند و متن تحت تاثیر ادراک قرار می گیرد یا این بیت دیگر جناب بناگر نیز همین خصوصیت را داراست :
من منجمد هستم برای عشق اما
پخشیدگی عشق تو مانند گاز است ( مجتبا بناگر)
واژه ی پخشیدگی برخلاف قیاس ساخته شده که لطف کلام را کاهش می دهد .
بیشتر این واژه سازی ها ساخت مصادر جعلی از اسمهاست که معمولن واژه ی نوساخت حکم مصدر را بازی می کند :
مثل این ترانه ی زیبای محمد امینی :
واسم تردیده دل بستن ، واست آسونه دل کندن
از این تردید هر روزم دارم هر لحظه می پوکم ( محمد امینی )
البته ساخت واژگان در گذشته نیز سابقه داشته و بعضی از شاعران چیره دست نیز به آن مبادرت ورزیده اند :
درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنمیدند ( ایرج میرزا)
عمریست همیشه من تهرانم
امروز دگر نمی تهرانم( طرزی افشار )
با من ای دلداده و دلدار جنگیدن چرا ؟
تو غزال گلشن حسنی پلنگیدن چرا ؟ ( طرزی افشار )
3- کارکردهای قافیه
معمولن در بازخورد اشعار اعضای محترم سایت با قافیه نیز درگیری های ادبی زیادی وجود دارد که به برخی می پردازم :
ورود تنوین عربی در قافیه تا قبل از دهه ی هفتاد تنوین بطور کلی در قافیه بندرت اتفاق می افتاد از دهه ی هفتاد به بعد شاعران جوان جسارت بکار گیری تنوین در قافیه را دارند . مهمترین دلیل این کار فارسی سازی تنوین بود در دو دهه ی گذشته شاعران جوان نون ساکن کلمات تنوین دار را در نوشتار منطبق بر تلفظ آن کردند که نوعی ساختار شکنی تقریبن منطقی بشمار می رود . این هنجار گریزی کمک زیادی کرد که دست و پای شاعر برای تنها یک قافیه بازتر شود :
تو از شکستن یک زن بگو چه می فهمی
ز انتظار من و از سکوت یک خانه
زپلک نیمه تو لطفن بگو چه می فهمی( سحر نحوی)
استفاده از علائم جمع به عنوان حروف مشترک قافیه که البته کاملن خلاف قیاس است
یک پله بالا می روی صد پله پائین تر
فواره ای ، مفهوم این ها را نمی فهمی
ای ماه دریا را نکش بیهوده دنبالت
عمریست حرف جزر و مدها را نمی فهمی ( رضا کرمی )
حروف مشترک هر دو قافیه ( ها ) جمع فارسی است اما حرف روی در هر دو قافیه خلاف اصول قافیه آمده اند
همچنین در شعر دوستان زیادی تکرار قافیه و آمدن ردیف های بلند رسم شده که اولی جزء معایب بلاغت و دومی جزء زیبایی های بلاغت شعر است و موارد مشابه که پرهیز می کنم .
4- ظهور عمومی شکوه در شعر شاعران امروز
بی شک شکوه ها دلیل بر اندوه و حسرت و افسردگی است . هرگاه جامعه دچار افسردگی مزمن می شود روانشناسان فورن سراغ شاعران می روند زیرا بهترین جایی که علائم افسردگی را می توان یافت در شعر است مثل این غزل بسیار زیبای زهرا شعبانی :
نگو که حال مرا خوب می فهمی
دلیل گریه من را غروب می فهمی
......
هوای شهر من این روز ها نفسگیر است
اگر دوباره بیایی جنوب می فهمی (زهرا شعبانی)
5-یک دستی زبان در شعر امروز ( نوستالوژی زبانی شعر )
هر شاعری که در حوزه ی زبان به بلوغ ذهنی رسیده باشد اصطلاحن به زبان شعری خاص زمان خودش دست یافته است . بیشتر شاعران خوب از نظر زبانی بسیار به هم نزدیک شده اند به نحوی که اگر اسم شاعر در کنار شعر حضور نداشته باشد . قابل تشخیص نیست که شاعر شعر کیست . بیشتر سرقات ادبی از همین قضیه ناشی می شود .
گاه می پنداریم که این شعر متعلق به فلانی است در حالیکه اینطور نیست . این نزدیکی زبان در سایت شعر نو نیز بروز کرده است به چند نمونه می پردازم :
دیگر از این همه تکرار دلم می گیرد ( عای آمره)
روزگارم شده پائیز دلم می گیرد (مجتبا ناصری تهرانی)
در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفت ( کاظم بهمنی)
نمی دانم چرا وقتی که شبها ماه می گیرد
گلویم را غمی جانسوز و بغض و آه می گیرد ( مرتضا عباسی زاده )
باید پیاده رفت به شهر خیال ها
بی منت پریدن و بی جور بال ها ( محمد بید خونی )
فکر کنم متن طولانی شد این مطلب را ادامه می دهم در آینده تا اشعار بیشتری را با هم مرور کنیم زیرا گستره ی تنوع و نوآوریهای شاعران بحدی است که فکر می کنم شعر امروز را به راحتی از شعر دیروز جدا کند.
ارادتمند شما ترمک
1/12/91

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: نقد شعر, نقد داستان, نقد ادبی

چاپ ایمیل