|  |   |  |   |

نقد اشعار و کتاب های شاعران و نویسندگان

نگاهی به شعر "یلدای من اثر پژمان ترکمان"

می خواهم،
شب یلدا را در غریبی،
سحر کنم!
و بلندترین بوسه ام را، از خواب،
با چشم های منتظر؛
خبر کنم!

می خواهم،
سپید ترین شعرم را،
در سیاه ترین شب!
تقدیمِ تنهایی ی بشر، کنم!!

می خواهم،
به خانه های مه آلودِ سالمندان،
سفر کنم!

می خواهم،
بر قامت دل های زغالی،
لباسی روشن تر از، خاکستر کنم!؟
مشاهده شعر در سایت شعرنو
://www.shereno.com/file.php?id=154621
شاعر: پژمان ترکمان
1):
یلدا
• کلمه‌سریانی, میلاد, وقت‌ولادت, زمان‌ولادت‌حضرت‌عیسی, شب یلدا: شب‌اول‌دیماه‌که‌درازترین‌شبهااست
• (اسم) درازترین شب سال شب اول برج جدی شب چل. بزرگ زمستان .توضیح این کلمه درسریانی بمعنی میلاد است چون شب یلدا را بامیلاد مسیح تطبیق میکرده اند ازاین رو بدین نام نامیدند : تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا. ( معزی )
:(2
مهر ، در زبان های سنسکریت و اوستایی به معنای پیمان و همبستگی و پیوستگی دو یا چندین نفر است . مهر در زبان پارسی نیز محبت و دوستی ، آشتی و پیمان معنا می دهد . براین پایه در فرهنگ ایران « مهر» دشمن دروغ و دروغگو است چون نمی توان از انسان بدکردار و دروغ گفتار انتظار داشت که پایبند به پیمان باشد و کسی می تواند به پیمان خود وفادار باشد که گوهر راستی را برگزیده باشد. مهر همان خورشید است
3):
جشن یلدا ، جشن زایش مهر : هزاران سال پیش ، ایرانیان دریافته بودند که از آغاز دی ماه روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود و خورشید هر روز بیش تر در آسمان می ماند و نور و گرمی می پراکند. از این روی در پایان آخرین شب پاییز ( درازترین شب سال ) و سپیده دم نخستین روز زمستان ، برآمدن « نخستین پرتوهای خورشید تابان » را که « مهر » می نامیدند ، به عنوان لحظه « زایش مهر » جشن می گرفتند که بعد ها جشن « یلدا » و یا جشن « شب چله » نامیده شد و تا امروز باقی مانده است. یلدا واژ ه ای سُریانی4 و به معنای « زاده شدن » است که توسط مسیحیان سُریانی به ایران آورده و ماندگار شد.
4):
در آیین میترا (و بعدها با نام کیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یکی از روزهای نزدیک به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و کریسمس را همچون تقویم کهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌کنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم کهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینکه نام نخستین ماه سال آنان نیز «کریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل کرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.
با توجه به این که ایرانیان هیچ گاه به جز اندک مسیحی نبوده اند در واقع شب یلدا در ایران همان دلیلش را در تولد مهر باید جست.
نور در فرهنگ ایرانی از پارینه تا کنون ارزش بسیار داشته است تا آن جا مظهر وجود خداست ، و شب یلدا شب آغاز است آغاز دلربایی خورشید در ساعات طولانی و نوید دوباره زنده شدن و زندگی کردن، پس این شب ارزش ها نیز است
در شعر بالا شاعر نوجوان و خوش قریحه به پاس ارزش ها رفته است تا با قلمش پاسداری کند از آن چه نبایداز یاد برود.
کلیدواژه هایی که در این شعر برده است زیباست "شب یلدا"غربت"بلندترین بوسه"خواب"چشم های منتظر"سپید ترین شعر"سیاه ترین شب"تنهایی بشر"خانه های مه آلود سالمندان"دل های ذغالی"لباسی روشن تر از خاکستر"
شاعر چون شعرهای قبلیش دغدغه گراست و به دنبال ارزش هایی حرکت کرده است که نیاز به آن ها بیشتر احساس می شود یاد آوری به انسان فراموش کار رسالتی پاک و ستودنیست ، که گاهی فراموش می شود و درست زمانی که نباید این گونه شود.
می خواهم،
شب یلدا را در غریبی،
سحر کنم!
و بلندترین بوسه ام را، از خواب،
با چشم های منتظر؛
خبر کنم
شب یلدا و غریبی این جا شب یلدا به مفهوم میلاد مهر در نظر شاعر نیست بلکه شب همان شب است در شعرهای قبلی شاعر با همان خصوصیت ؛ تاریک و وحشت ناک و ......... و یلدا صفتی برای این شب، شبی که بسیار طولانیست و این مفهوم از واژه غریبی در کنار نوید سحر به ذهن متبلور می شود و بعد بیان خواستن - رسیدن به سحر در غربت ، بیان "بلندترین بوسه" که ترکیب زیبایی ایت تراشیدن قامتی بلند برای بوسه ، که بوسه عین محبت و عشق ورزیدن است و به نوعی شاعر بیانش را از نگاه پر از محبتش می داند نه از روی عقده که قرار است چون دمل چرکین سر باز کند ؛ بلکه سخن از دردها با نگاهی محبت آمیز به فرزندان آدم است.
و چشم های منتظر همان تاکید است بر خواستن رسیدن سحر و شروع مهر.
چرا بلندترین بوسه را از خواب روانه می کند ، دلیلش شاید دلگیری شاعر از عوض شدن های لجام گسخته ارزش های انسانی است و سرعت عجیب این تغییرات که بعضی از امور را فقط رویایی جلوء می دهد .چرا که وقتی سخن از :
می خواهم،
سپید ترین شعرم را،
در سیاه ترین شب!
تقدیمِ تنهایی ی بشر، کنم!!
در شبی که همه کنار هم هستند سخن از تنهایی بشر پارادوکسیکال است ،باهم بودن و نبودن و این پارادوکس را چنین حل می کند و پاسخ می دهد که:

می خواهم،
به خانه های مه آلودِ سالمندان،
سفر کنم
آری نتیجه مدرنیته(با همه ی خوبی هایش چون توسط فرهنگ رهبری نشده) اگر برای بعضی از جوامع خروس قندی بوده است برای ما شکستن هایی را به دنبال داشته بسیار اسفناک و یکی از آن ها راحت بودن به قیمت از دست دادن وجود رهبران کاریزماتیک خانواده "سالمندان" که ترکیب "خانه های مه آلود سرای سالمندان" بهتر ین ترکیب می باشد. تا بتواند منظور را زیباتر بیان کند.
شب میلاد مهر از نامهری ها گفتن تفکری انسانی و نگاهی فرامکانی می طلبد .
وقتی این گونه می شود و سرای سالمندان مه آلود است که دلها ذغالیست که این ترکیب جادوئست چرا که از دلی می گوید که هنوز اصلش سیاه نشده بلکه عواملی آن را سیاه کرده اند و در واقع ذغالی بودن دل گرد و غبار گرفتن دل است که باید خانه تکانی کند:
می خواهم،
بر قامت دل های زغالی،
لباسی روشن تر از، خاکستر کنم!؟
و دل ذغالی را به یکباره نمی توان سفید و برفی کرد باید بادرد سخن گفت آن هم از درد، باشد که اثر کند. ودرد را گفتن و یاد آوری درد در جوامع امروزی رسالتیست که نباید اهل نظر چشم را بر آن ببندند و نبینند
فرم شعر این شاعر نسبت شعر های قبل حرکتی زیبا به جلو بوده و به صورت زیبایی در پایان هر بند قافیه و ردیفی قابل دیدن و جستجوست:
خبر- بشر – سفر
و همین موضوع ریتم شعر را زیباتر و دلنشین تر کرده است
آینده ای پر از مهر را برایش آرزومندم

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: نقد شعر, نقد داستان, نقد ادبی

چاپ ایمیل