|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

امروز عید ماست، که قربان او شدیم

امـروز عـیـد مـاسـت، کـه قـربــان او شـدیـماکـنـون شـویـم شـاه، کـه دربـان او شـدیـم
چـندان غـریب نیسـت کـه بـاشـد غـریب داراین سـرو مـاه چـهره، کـه مهمان او شـدیم
ای بــادصــبــح، بــگـذر و از مـا ســلـام کــنبـر روضه ای، که عاشـق رضـوان او شـدیم
فـرخـنده یوسـفیسـت، که زندان اوسـت دلزیبـا محـمدیسـت، کـه سـلـمـان او شـدیم
این خواجه از کجاست؟ که «طوعا و رغبة »بــی کـره و جـبــر بــنـده فـرمـان او شـدیـم
تـــا مـــا گـــدای آن رخ و درویـــش آن دریــمننشست خسروی، که ز سلطان او شدیم
گفتـم: ز درد عشـق تـو شـد اوحـدی هلاکگفـتـا: چـه غـم ز درد؟ که درمان او شـدیم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل