|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده ایم

مـا تـا جـمـال آن رخ گـلـرنـگ دیـده ایمهمچـون دهان او دل خود تـنگ دیده ایم
بـیرون شد اختـیار دل و دین ز چـنگ ماتـا سـاغر شراب و دف و چـنگ دیده ایم
آن دل، کـه دلـبـران جـهانـش نـیافـتـنـدزان زلـفــهـای تــافــتــه آونـگ دیـده ایـم
چنگ حسود ما چه گریبان که پاره کردزین دامـن مـراد کـه در چـنـگ دیـده ایـم
فـرسـنـگ را شـمـار جــدا کـن ز راه مـازیرا کـه راه او نه بـه فـرسـنـگ دیده ایم
راهی که نیسـت بـر در او، سهو یافتـهپایی که نیست بر پی او، لنگ دیده ایم
از قـول اوحــدی مـنـگـر، کـیـن تــرانـهـایکسر درین نوای خـوش آهنگ دیده ایم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل