|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

زلف تو اگر به تاب می بینم

زلـف تـو اگـر بـه تـاب مـی بـینـمدل ز آتـش غـم کـبـاب مـی بـینـم
این جـور، که بـر دلم پـسـندیدیظلمیست که بـر خـراب می بـینم
در دیـده خـود خـیـال رخــسـارتچـون عـکس قمر در آب می بـینم
این شیوه چشمهای بی خوابتگویی که: مگر بـه خواب می بینم
روی تـو کـشـد مـرا و این معـنیاز دور چــو آفــتــاب مــی بــیــنــم
هـجـر تـو و مـرگ اوحـدی را مـن«من ذلک » یک حساب می بینم
هر چـیز که آن خطاست در عالمچـون از تـو بـود، صـواب مـی بـینم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل