|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

ز چشم خلق هوس می کند که گوشه گزینم

ز چشم خلق هوس می کند که گوشه گزینمولـی تـعـلـق خـاطـر نمـی هلـد کـه نشـینم
سـوار گشتـم و گفتـم: ز دسـت او بـبـرم جـانکـمـنـد عـشـق بـیفـگـنـد و درکـشـید ز زینم
گناه من همه در دوستـی همین که: بـر آتـشگـرم چـو عـود بـسـوزد، گـناه دوسـت نبـینم
ز من حکایت مهر و حدیث عشق چه پـرسی؟کـه رفـت عـمـر درین مـحـنـت و هنوز بـرینـم
کـمین ز چـشـم کماندار او، رواسـت که سـازدمرا که نیست کمان چـنان، چـه مرد کمینم؟
کــدام خـــواب گــرانــت ربـــوده بـــود؟ نــگــاراکـه هیچ گـوش نکـردی بـه ناله های حـزینم
قدم بـه پرسش من، دیر شد، که رنجه نکردیکـنون کـه رنج بـتـر شـد، بـپـرس بـهتـر ازینم
مـرا بــه شـربــت و دارو نـیـاز و مـیـل نـبــاشـددوای درد من این مایه بس که: درد تو چینم
بـه بــوسـتـان مـبــر، ای اوحـدی، مـرا ز بــر اوکـه بـا شـمـایـل او فـارغ از بـهـشـت بـریـنـم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل