|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

ای نرگست به شوخی صدبار خورده خونم

ای نرگست به شوخی صدبـار خورده خونمبـر من ترحمی کن،بـنگر: که بی تو چونم؟
غـافـل شـدی ز حـالـم، بـا آنـکـه دور بـینـیعـاجـز شـدم ز دسـتـت، بـا آنکـه ذوفـنونم
تـریاک زهر خـوبـان سـیمـسـت و من ندارمدرمان درد عاشـق صـبـرسـت و من زبـونم
هر کس گرفت بـا خویش از ظاهرم قیاسیبـــگـــذار تـــا نــدانــنــد احـــوال انــدرونــم
گـر خــون خــود بــریـزم صـدبــار در غـم تــودانم که: بـار دیگر رخـصت دهی بـه خـونم
دل خـواستـی تـو از من، تـشریف ده زمانیگـر جـان دریـغ بـیـنـی، از عـاشـقـان دونـم
از بس فسون که کردم افسانه شد دل منخـود در تـو نیسـت گیرا افسـانه و فسونم
مـیم دهان خـود را از مـن نهان چـه کـردی؟بـاری، نـگـاه مـی کـن در قـامـت چـو نونـم
گـر اوحـدی سـکـونـی دارد، صـبــور بــاشـدمن چون کنم صبوری آخر؟ که بی سکونم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل