|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

تیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟

تـیـر تــدبــیـر تــو در کـیـش نـدارم، چـه کـنـم؟سـپـر جـور تـو بـا خـویـش نـدارم، چـه کـنـم؟
خـلق گویند که: تـرکش کن و عهدش بـشـکنای عزیزان، چو من این کیش ندارم چه کنم؟
بــزنـی نـاوک و دل شــکـر نـگـویـد چــه کـنـد؟بـزنی خـنـجـر و سـر پـیش نـدارم چـه کـنـم؟
طبـعم اندیشه سودای تو کردست و خطاستچــاره طــبــع بــدانـدیـش نـدارم چــه کــنـم؟
طـاقـت نـاوک چـشـم تــو مـرا نـیـسـت ولـیـکچـون زدی درد جـگـر ریـش نـدارم چـه کـنـم؟
جان فدا کردم و گفتی که: نه اندر خور ماستدر جـهان چون من ازین بـیش ندارم چه کنم؟
هـر کـرا دولـت وصـل تـو بـود مـحـتـشـمـسـتایـن سـعـادت مـن درویـش نـدارم چـه کـنـم؟
دی غمت گفت که: بـیگانه مشو بـا خـویشـانمـن بـیـگـانـه سـر خـویـش نـدارم چـه کـنـم؟
گـشـت قـربــان غـمـت اوحــدی و مـی گـویـد:تـیـر تــدبــیـر تـو در کـیـش نـدارم چـه کـنـم؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل