|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ٧٠٧: صد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریخته

صـد قـلـزم سـیـمـاب بــیـن بــر طـارم زر ریـخــتــهصـد صـحـن مروارید بـین بـر بـحـر اخـضر ریخـتـه
مه رخ نموده از سـمک ماهی شده مه را شـبـکهر دم شـتـرمـرغ فـلـک از سـینه اخـگـر ریخـتـه
نـقـش از مـیـان اخـتـران بـگـریخـتـه چـون دلـبـرانبـگسـسـتـه عقد دخـتـران وز عقد گوهر ریخـتـه
صـبـح آمده بـا جـام جـم چـون شـیر بـا زرین عـلمدر حلق صبـح مشک دم صد بـیضه عنبـر ریختـه
مـطـرب ز بــانـگ ارغـنـون کـرده حـریـفـان را زبـونسـاقـی ز جـام لـالـه گـون خـون معـطـر ریخـتـه
چـون گـل بـتـان سـیـم بـر بـر کـف نـهـاده جـام زرهر دم ز لعـل چـون شـکر صـد نقل دیگر ریخـتـه
سیمین بـران بـستـه میان می کرده در جام کیانپـستـه گشاده سـاقیان وز پـستـه شکر ریخـتـه
هر سـیم تـن از تـف می، رقاص گشتـه زیر خـویمی مرغ جان را زیر پی، هم بال و هم پر ریخته
عطار با مستان خوش صافی دل است و دردکشوز خــاطــر خــورشــیـد وش آب زر تــر ریـخــتــه

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل