|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ١٩٠: دوش اندک شکوه ای از یار می بایست کرد

دوش انـدک شــکـوه ای از یـار مـی بــایـســت کـردو ز پـی آن گـریه ای بـسـیـار مـی بـایـسـت کـرد
حـال خـود گر عـرض می کـردم بـه این سـوز و گـدازچــاره کــار مــنـش نـاچــار مـی بــایـســت کــرد
بـعـد عـمری کـامـدی یک لـحـظـه می بـایسـت بـودپــرسـش حـال مـن بــیـمـار مـی بــایـسـت کـرد
امـتــحــان نـاکـرده خـوانـدی غـیـر را در بــزم خــاصچـنـد روزی چـون مـنـش آزار مـی بـایـسـت کـرد
رفتن از مجلس بدین صورت چه معنی داشت دوشرنجـشـی گـر داشـتـی اظـهار می بـایسـت کـرد
تــا شــود ظـاهـر کـه نـام مـا نـرفـت از یـاد دوســتیـاد مـا در نـامـه ای یـک بــار مـی بـایـسـت کـرد
کـار خــود بــد کـردم از عــرض مـحــبــت پــیـش یـارخـود غـلط کـردم چـرا این کـار می بـایسـت کـرد
شـب کـه مـی بـردنـد مـسـت از بـزم آن بـدخـو مـراهر چه دل می خواست با اغیار می بایست کرد
ایـنـکـه وحـشـی را زدی بــر دار کـم لـطـفـی نـبــوداولــش بــســیـار مـنـت دار مـی بــایـســت کــرد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل