|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ٥٠٤: چه رویست آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی

چـه رویسـت آن کـه دیدارش بـبـرد از مـن شـکـیبـاییگواهی می دهد صـورت بـر اخـلاقـش بـه زیبـایی
نـگـاریـنـا بـه هـر تـنـدی کـه مـی خـواهـی جـوابـم دهاگـر تـلـخ اتـفـاق افـتـد بـه شـیـریـنـی بـیـنـدایـی
دگـر چـون نـاشـکـیـبــایـی بــبـیـنـم صـادقـش خـوانـمکه من در نفس خویش از تو نمی بینم شکیبایی
از این پـس عـیب شـیدایان نخـواهم کـرد و مسـکینانکه دانشمند از این صورت بـرآرد سـر بـه شیدایی
چـنانم در دلی حاضر که جـان در جـسم و خون در رگفـرامـوشـم نه ای وقـتـی کـه دیگـر وقـت یاد آیی
شبی خوش هر که می خواهد که با جانان به روز آردبـسـی شـب روز گـردانـد بـه تـاریکـی و تـنـهـایی
بــیـار ای لـعــبــت ســاقــی بــگـو ای کـودک مـطــربکـه صـوفـی در سـمـاع آمد دوتـایی کـرد یکـتـایی
سـخـن پـیدا بـود سـعـدی کـه حـدش تـا کـجـا بـاشـدزبــان درکـش کـه مـنـظـورت نـدارد حــد زیـبــایـی

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل