|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ٥٦٧: از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافت

از جـهان تـلخ نتـوان بـا درشـتـی کام یافتکـز زبـان چـرب، تـشـریف شـکـر بـادام یـافـت
تــنـگـدســتــی مـایـه امـیـدواری شـد مـرابـهله بـا دسـت تـهی تـا از میانش کام یافـت
بــیـقــراری بــاعــث آرامــش دل شــد مــراآنچـنان کـز جـنبـش گـهواره طـفـل آرام یافـت
شـانه را هرگز ز زلف پـر شکن روزی نشـداین گشایشها که دل از حلقه های دام یافت
بــود تـا بــر تـن سـر مـنـصـور بـی آرام بـودآخـــر از دار فــنــا ســـر مــنــزل آرام یــافـــت
نقش شد در دیده ام ناساز چون موی زیادتـا عـقـیق از رهگـذار سـاده لوحـی نام یافـت
کـامـجـویان را نگـردد روزی از بـوس و کـنـارشـوق عـاشـق لذتـی کز نامه و پـیغـام یافت
نام شـاهان از اثـر در دور می بـاشـد مـدامجـم بـلـند آوازگـی صـائب ز فـیض جـام یافـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل