|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ١٢٥: به فکر چاره فتادن جگر گداختن است

بـه فکر چاره فتـادن جگر گداختـن استعـلـاج درد چــو مـردان بــه درد سـاخـتــن اسـت
مدان ز عشق جـگرسوز حـسن را غافلکـه شـمـع بــیـش ز پــروانـه در گـداخـتـن اسـت
تـوان بـه خانه خرابـی ز گنج شد معمورتـرا مـدار چـو طـفـلـان بـه خـانه سـاخـتـن اسـت
تو از رعونت خود می کشی ز خلق آزارهـدف نــشــانـه نــاوک ز قــد فــراخــتــن اســت
ز زخم نیست مرا طالعی چـو صید حـرموگـرنـه شــیـوه خــورشـیـد تــیـغ آخــتــن اســت
سخـن ز دست نوازش زند بـه دل ناخنکـه سـاز بـاعـث خـوشـوقـتـی از نواخـتـن اسـت
صـفـای آیـنـه دل درین جـهـان، مـوقـوفبه نقش نیک و بد و خوب و زشت ساختن است
بــه آه گــرم دل ســخــن نـرم گـردانـدنز سنگ خـاره بـه تـدبـیر شیشه سـاخـتـن است
فغان که نرم شد جـان سخـت ما صائببـه بـوتـه ای کـه در او سـنگ در گداخـتـن اسـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل