|  |   |  |   |

  • نامزدهای بخش داستان کوتاه جایزه مهرگان معرفی شدند

    نامزدهای بخش داستان کوتاه جایزه مهرگان معرفی شدند

    ادامه خبر

  • نامزدهای بخش داستان کوتاه جایزه مهرگان معرفی شدند

    نامزدهای بخش داستان کوتاه جایزه مهرگان معرفی شدند

    ادامه خبر

  • آلمان میزبان روز زبان فارسی و ایران میزبان روز زبان آلمانی می‌شود

    آلمان میزبان روز زبان فارسی و ایران میزبان روز زبان آلمانی می‌شود

    ادامه خبر

  • اختتامیه هفتمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران

    ادامه خبر

  • آلمان میزبان روز زبان فارسی و ایران میزبان روز زبان آلمانی می‌شود

    آلمان میزبان روز زبان فارسی و ایران میزبان روز زبان آلمانی می‌شود

    ادامه خبر

  • قزلی مامور حمایت از طرح جایگزینی داستانخوانی با پیک نوروزی شد

    قزلی مامور حمایت از طرح جایگزینی داستانخوانی با پیک نوروزی شد

    ادامه خبر

  • «رسم جهاد» به بازار کتاب رسید

    «رسم جهاد» به بازار کتاب رسید

    ادامه خبر

  • شعر انقلاب فریادگر آرمان‌ها است

    شعر انقلاب فریادگر آرمان‌ها است

    ادامه خبر

  • برپایی جشن «سلام ماه» برای اهل قلم متولد بهمن و اسفند

    برپایی جشن «سلام ماه» برای اهل قلم متولد بهمن و اسفند

    ادامه خبر

  • قزلی مامور حمایت از طرح جایگزینی داستانخوانی با پیک نوروزی شد

    قزلی مامور حمایت از طرح جایگزینی داستانخوانی با پیک نوروزی شد

    ادامه خبر

 

 

 

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

عبدالحمید ضیایی

تصویر تست

عبدالحمید ضیایی

 

 1

ای کاش ... 

بگذار فراهم کنم از جان ، کلماتی

حالا که ز سمت تو نیامد نفحاتی  

دلتنگم و خود را زده ام باز به مردن

دلتنگم و ... مانده ست مگر راه نجاتی؟  

شد بی تو  زمین گیر و هوایی دلم ای عشق !

بر ذمه ی من مانده هنوز از تو زکاتی؟  

نه رومی ام و در دل من حسرت شمس است

نه حافظ ام و دلشده ی شاخ نباتی  

ای عشق که از عطر تو گیج اند زبان ها

ای آن که فراتر ز جهان ها و جهاتی 

من آب حیات از تو نمی خواهم هرگز

ای کاش مرا دفن  کنی در ظلماتی …  

(2)

دیر آمدی  

عشق است اين كه مي كشدم تا تو ،يا هوس؟ 

دلتنگم آن چنان ... كه مبادا نصيب كس !   

دير آمدي، زمان تغزل گذشته است 

تا گل كنم، چو ناله، سحرگاهي از جرس    

دير آمدي و ... دوره ي پرهيز آمده ست 

حتي پر است خواب من از قاضي و عسس   

خيمه زده ست در دل من رخوت خزان 

آه اي بهار گریه ، كه دوري ز دسترس !   

مرگ است ؛ اين كه گام مرا مي برد به پيش 

درد است؛ اين كه در دل من مي كشد نفس   

هرچند، روزگار ، اسير جنون ماست 

ما کیستیم ؟ حضرت هيچ ابن هيچ كس ... 

(3)

به مقصد نرسیدن 

و هر چه جاده ، فریب است و قرب و بعد ، خیال است

گمان نکن که رسیدی به یار و وقت وصال است  

همیشه فاصله ای هست بین چشم و تماشا

همیشه فاصله هایی که عین گِریه زلال است  

شبی ز خویش سفر كن به مقصد نرسیدن....

به مقصدی که مسیرش فقط ملال و سؤال است  

براي با تو نبودن، زمان چه قدر مهياست !

براي از تو سرودن،چه قدر آينه لال است 

به روزگار عطش کشتگان مخند ، كه دیري ست

گذشته از سرمان آب و خون گريه حلال است   

تو ماه مشرقي و من پلنگ زخميِ مغرور

رسيدن به تو در وهم و قصه نيز محال است ... 

(4) 

جرأت دیوانگی  

چه رقص گريه آوازي ست ، امشب باد و باران را !

مگر بر باد دادي باز  گيسوي پريشان را ؟ 

چرا بلقيس عاشق ! كولي اندوهگين شب !

نمي رقصي نمي خواني غزل هاي سليمان را ؟ 

به گيسويت قسم ! ايمان اگر ايمان من باشد

بيامرزد خدا ، هفتاد پشت بت پرستان را  ! 

مرا از اين طلسم كهنه ، مي دانم ، گريزي نيست

فريبي تازه كو اين زخمي سر در گريبان را ؟ 

بگو اين چندمين برف است بينِ بوسه هاي ما ؟

مرا آتش بزن ، بشكن سكوتِ اين زمستان را  

نه ذوقِ گريه اي مانده ست و نه شوق تماشايي

كجا پنهان كنم اين آتش پيچيده دامان را ؟ .... 

دريغا جرات ديوانگي در روح ما مرده ست

- به جاي ما -  خدايا خلق كن يك شيخ صنعان را  
 
 

(5) 

گاهی به این که ... 
 

هرچند بي تو هيچِ محض و با تو بسیارم

شك مي كنم گاهي به اين كه دوستت دارم  

پيچيده امشب در مشامم عطرِ يوسف باز

شايد كه من ديوانه اي از وهم سرشارم 

دیوانه ام من ، از تو هرگز دل نخواهم كند

هرگز مبادا   اين كه از تو چشم بردارم 

نه حضرتِ عين القضاتِ شمع آجينم

نه شيخِ اشراقم ، نه چون منصور بر دارم 

با اين همه هر پير مي پيچد به تكفيرم

با اين همه هر شيخ مي خندد به انكارم 

باران گرفته ، وه! چه رقصِ گريه آميزي!

باران هم امشب بي تو مي كوشد به آزارم 

اين روزها حتي خودم را هم نمي بينم

اين روزها ، اين روزها ، خيلي گرفتارم

 

برچسب ها: شاعران معاصر

چاپایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • »