|  |   |  |   |

 

 

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

نگاهي ديگرگونه به شعرپاره اي از شاملو

به نام دوست
با درود و عرض احترام نسبت به دوستان و همراهان هميشگي نقد. نقدي را كه خواهيد خواند برداشتي گزيده گونه از پايان نامه ي دوره ي كارشناسي ارشد اين حقير با موضوع ( بررسي جامعه شناسانه ي تصاوير شعري احمد شاملو ) است.امید است که به عنوان نخستین نوشته ی بنده در وبلاگ مورد توجه شما دوستان قرار بگیرد. در ضمن پيش از خوانش شعر بايد بگويم كه اصطلاح «شعرپاره» نظر شخصي نگارنده است و سبب اطلاق اين اصطلاح آن است شعري كه در اين مجال جهت نقد برگزيده شده است؛ بخشي از شعر بلند «آيدا در آينه »است. بخشي كه به گمان نگارنده، مي تواند ويژگي هاي يك شعرِ تمام را دارا باشد. شعر را مي خوانيم:
كوه با نخستين سنگ ها آغاز مي شود
و انسان با نخستين درد.
در من زنداني ستمگري بود
كه به آواز زنجيرش خو نمي كرد -
من با نخستين نگاه تو آغاز شدم.
شاملو از جمله شاعراني است كه پس از نيما در پنجره ي خود نشسته و به محيط پيرامون خود نگريسته است. بر پايه ي همين نگاه ديگرگونه است كه شاملو مفاهيم سياسي- اجتماعي را با ديدي امروزي در شعر خود جاي داده است. در ضمن، او شاعري است كه هم از آغاز شاعرانگي اش با بيانيه اي محكم در «شعري كه زندگي ست» راه خود را براي ادامه ي زندگي هنري خود به روشني بيان مي كند. راهي ، كه تا پايان آن با بينش اجتماعي و انسانيِ شاعر در هم تنيده شده است.
كوشش نگارنده بر آن بوده است تا در اين مجال، دو خوانش ديگرگونه را از شعر مربوطه در اختيار مخاطبان محترم قرار دهد و اميد است تا نگارنده را با نظرات خود همراهي كنند.
نگاه نخست: در اين نگاه، شعر با برداشتي صرفاً عاشقانه تأويل شده است:
كوه با نخستين سنگ ها آغاز مي شود/ و انسان با نخستين درد (زمينه سازي شاعر براي پرداختن به دردي كه سرتاسر وجود او را فرا گرفته است. «درد»ي كه با نظر به حضورِ آيدا و نام شعر، (آيدا در آينه) چيزي جز تصوير «عشق» را نمي تواند تداعي كند.)
در من زنداني ستمگري بود / كه به آواز زنجيرش خو نمي كرد(در اين بند، شاعر با زباني استعاري به قلبِ خود،(زنداني ستمگر) اشاره دارد؛ كه گويا به هشدارهاي شاعر بي توجه بوده است...)
من با نخستين نگاه تو آغاز شدم ( ضربه ي پاياني به گونه اي بر پيكر شعر و ذهن مخاطب فرود مي آيد كه تلنگري باشد تا چنين القا شود كه تماميِ تركيباتِ پيشين مقدمه اي جز براي گفتن كلام پاياني نبوده است...) البته بسيار بيش از اين ها مي توان در مورد اين نگاه سخن گفت...
نگاهي ديگر: حال با تأملي بيش تر، شعر را در بافتي دوگانه(عاشقانه- اجتماعي) مي خوانيم:
كوه با نخستين سنگ ها آغاز مي شود/ («سنگ»ي كه مي تواند نماد هر انسان آزادي خواه، در هيبت جامعه ي مدني، «كوه» باشد. به بيان ديگر شاعر چنين مي انديشد كه هر جنبشي جز با وحدت و انسجام جامعه امكان پذير نخواهد بود.)
و انسان با نخستين درد (اين تركيب، تأكيدي بر بينابيني بينشِ عاشقانه-اجتماعي شاعر است؛ كه مي كوشد در وراي اين تركيب، نقشِ بازدارنده اي را ايفا كند كه مخاطب را هنوز به نگرشي قطعي نرساند.)
در من زندانيِ ستمگري بود/ كه به آواز زنجيرش خو نمي كرد ( نكته ي قابل توجه آنجاست كه شاعر، در كلامي كه صرفاً عاشقانه به نظر مي رسد، از واژگاني همچون: ستمگر، زنداني، زنجير، خو كردن و آواز در معناي (فرياد) بهره برده است. واژگاني كه هر چند از ناخودآگاه شاعر برآمده باشند اما به راستي مي تواند گواهي بر انديشه ي ژرف شاعر باشد. گواهي بر اثبات اين مدعا كه شاملو حتا در عاشقانه ترين سروده هايش نيز بينش اجتماعي خود را به همراه دارد. به بيان ديگر؛ بينش اجتماعي، چنان با ذهن شاملو درگير است كه در آيدا سروده ها نيز او را رها نمي كند و اين زخم، در زباني كه مشاهده شد، سر، باز مي¬كند. )
من با نخستين نگاه تو آغاز شدم... ( گويا شاعر در اين بند بار ديگر به خودآگاهِ خويش باز مي گردد و به ناگهان مخاطب را از ولنگاري مي رهاند و گويي مي خواهد با تصويري قطعي، مخاطب را به سمتي سوق دهد كه مبادا بر ذهن خود تصويري جز تصوير القايي شاعر را نقش ببندد.)
همان طور که مشاهده شد، شعر اگرچه به ظاهر عاشقانه است اما ابزاري كه براي بيان اين تصاوير به كار رفته است (خواه آگاهانه و خواه نا آگاهانه)، ابزاري دوگانه است كه مخاطب را تا سطر پاياني در ميان اين دوگانگي معنايي نگاه مي دارد.
به هر حال، اين ويژگيِ بنيادين شعر شاملو است كه سبب شده است تا شعري ناب و چند وجهي را به مخاطب عرضه دارد. در ضمن اين شعر، نمونه اي براي رهيافتي نوين به ديگر عاشقانه–اجتماعي هاي شاملو مي تواند باشد.
در ‍پایان از نگاه شما سپاسگزارم...
سبز باشید و مانا
سجاد جلال وند

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: نقد شعر, نقد داستان, نقد ادبی

چاپ ایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • »