|  |   |  |  

  • پاسداشت سپهر با طعم تند نقد از صدا و سیما

    پاسداشت سپهر با طعم تند نقد از صدا و سیما

    ادامه خبر

  • مدیرعامل خانه کتاب درگذشت سید هادی بنی‌هاشمی تبریزی را تسلیت گفت

    مدیرعامل خانه کتاب درگذشت سید هادی بنی‌هاشمی تبریزی را تسلیت گفت

    ادامه خبر

  • پیام تسلیت مدیرعامل خانه کتاب برای درگذشت میرزا سعدالله خدیری

    پیام تسلیت مدیرعامل خانه کتاب برای درگذشت میرزا سعدالله خدیری

    ادامه خبر

  • بگ‌جانی از نویافته‌ها و تصحیح مجدد دیوان سیدحسن غزنوی می‌گوید

    بگ‌جانی از نویافته‌ها و تصحیح مجدد دیوان سیدحسن غزنوی می‌گوید

    ادامه خبر

  • بررسی آموزش زبان فارسی در جهان از منظر تولید محتوا و آموزش مجازی

    بررسی آموزش زبان فارسی در جهان از منظر تولید محتوا و آموزش مجازی

    ادامه خبر

  • اینفوگرافی اتفاقات دهمین دوره ی جایزه جلال آل احمد

    اینفوگرافی اتفاقات دهمین دوره ی جایزه جلال آل احمد

    ادامه خبر

  • همه دعوتید /یکشنبه‌های شعر/دبیر جلسه غلامرضا طریقی

    همه دعوتید /یکشنبه‌های شعر/دبیر جلسه غلامرضا طریقی

    ادامه خبر

  • جواد محقق دبیر جشنواره بین‌المللی شعر فجر شد

    جواد محقق دبیر جشنواره بین‌المللی شعر فجر شد

    ادامه خبر

  • «خیمه‌های قومس» در بازار کتاب/ روایتی داستانی از اسارت در ایران

    «خیمه‌های قومس» در بازار کتاب/ روایتی داستانی از اسارت در ایران

    ادامه خبر

  • نویسندگی برایم مثل نفس کشیدن است/ آنچه نویسندگان محفلی نمی‌فهمند

    نویسندگی برایم مثل نفس کشیدن است/ آنچه نویسندگان محفلی نمی‌فهمند

    ادامه خبر

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

آدم وحوا...

شیطان که از در گذشت. شمع معصوم خانه آب شد. آدم حوا را که گم کرد ، نَفَسَش به شمارش افتاد .فریادش که زد. باد از میان شاخه های درختان زندگی هوای حوا را وحشت زده آورد.
نور و صدا با هم دستی هم ، او را به حیات (حیاط) کشاندند. آدم با مشت بر سرش کوبید، می خواست با راه دیگری، تشنگی بی راهی اش را سیراب کند اما فکر دیگری به سرش نمی آمد.
نرده را با احتیاط، به بالای پشت بام رفت. روی انگشت شست پاهایش ایستاد، دست هایش را تا می توانست کشید و میوه ی آسمان را چید، وعهد آسمانی را شکست. در حال پایین آمدن از نردبان فوران خنده ی شیطان را دید. زبانه آتش را از نگاهش برداشت و کار خودش را کرد. به سرعت میوه را در خانه رها کرد. شیرینی حوا را تماما حس نکرده بود که دستش را گرفت ، با هم به حیاط آمدند و میوه را سر جایش گذاشت با حوا پیش صاحب باغ زانو زدند و از شکستن عهد عذر خواستند و آن را توطئه شیطان و عناصر دانستند.
عناصر نیز خود را بی گناه دانستند. صاحب با اینکه همه چیز را می دانست برای نمایش حادثه ،شمع خاموش را فراخواند. او روشن، دفاعیات باد، آتش، هوا را چاخان دانست. خاک که تبرئه شد. آدم و حوا را در آغوش گرفت . میوه ی نیمه آویزان بالای آن ها سجده ی نمازشان را روشن کرد، صفیر بخشش شنیده شد اما تنها برای آدم، تنها برای حوا، بعد از آن ها مستحقان کرامت از عرش، نگاره های خاصی را در فرش زندگی شان باید بدست آورند.

نویسنده : آرمان خواجوی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • »