|  |   |  |   |

  • انتشار نسخه‌الکترونیکی رایگان کتاب «تفسیر سوره‌ی مجادله»

    انتشار نسخه‌الکترونیکی رایگان کتاب «تفسیر سوره‌ی مجادله»

    ادامه خبر

  • چهارمین همایش بین المللی شمس و مولانا (مهلت ارسال مقاله 30 تیر ماه)

    چهارمین همایش بین المللی شمس و مولانا (مهلت ارسال مقاله 30 تیر ماه)

    ادامه خبر

  • با حضور «داوود غفارزادگان» و «خسرو باباخانی»؛ سومین دوره پیشرفته آموزش داستان کوتاه برگزار می‌شود

    با حضور «داوود غفارزادگان» و «خسرو باباخانی»؛ سومین دوره پیشرفته آموزش داستان کوتاه برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • هشتمین جایزۀ ادبی پروین­ اعتصامی فراخوان داد

    هشتمین جایزۀ ادبی پروین­ اعتصامی فراخوان داد

    ادامه خبر

  • برگزاری ویژه برنامه عصر شعر «فتح خون»؛ به مناسبت بزرگداشت سالروز آزاد سازی خرمشهر

    برگزاری ویژه برنامه عصر شعر «فتح خون»؛ به مناسبت بزرگداشت سالروز آزاد سازی خرمشهر

    ادامه خبر

  • شب شعر «سبوی عاشقان» با حضور برجسته­ ترین شاعران آیینی شامگاه چهارشنبه در فرهنگ­سرای اندیشه برگزار شد.

    شب شعر «سبوی عاشقان» با حضور برجسته­ ترین شاعران آیینی شامگاه چهارشنبه در فرهنگ­سرای اندیشه برگزار شد.

    ادامه خبر

  • قاسم کشکولی: ادبیات ایران به استاندارد خودش نزدیک می‌شود

    قاسم کشکولی: ادبیات ایران به استاندارد خودش نزدیک می‌شود

    ادامه خبر

  •  گزارش مهمترین نشست ادبی سال

    گزارش مهمترین نشست ادبی سال

    ادامه خبر

  • غلامرضا طریقی دبیر کل انجمن های ادبی کشور شد

    غلامرضا طریقی دبیر کل انجمن های ادبی کشور شد

    ادامه خبر

  • اولین مجمع انجمن های ادبی کشور و اختتامیه دومین جایزه ملک‌الشعرای بهار، عصر دیروز در مجتمع فرهنگی آدینه تهران برگزار شد.

    اولین مجمع انجمن های ادبی کشور و اختتامیه دومین جایزه ملک‌الشعرای بهار، عصر دیروز در مجتمع فرهنگی آدینه تهران برگزار شد.

    ادامه خبر

 

 

 

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

آخرین زردآلو

پسربچه ی خیلی شیطانی نبودم،تنها نقطه ضعفم زردآلو بود...کافی بود بدانم کسی توی خانه نیست،فوری می پریدم روی تخت کنار درخت زردآلوی گوشه ی حياط و خودم را از شاخه هایش آویزان میکردم،یادم نمي آید که دستم به زردآلویی رسیده باشد فقط همین که می دانستم از فرصت بدست آمده حتی به قيمت هیچ استفاده کرده ام،حس خوبی برایم داشت!چندین بار موقع دست و پا زدن برای بالاتر رفتن،مادر از راه رسیده بود و دیدن من در آن حالت،همان و نفرین و کتک کاری همان!
-جز جگر بزنی نادر!
این را دائم تکرار میکرد و بعد گوشم را می کشید و هرازگاهی نیشگونی حواله ی بازویم میکرد که حسابی جایش کبود میشد،بعدش میبرد توی انباری پر از فضله موش زندانی ام میکرد که دیگر از این غلط ها نکنم...
من اما همین که می دیدم کسی حواسش پی من و درخت نیست دوباره سر خر را کج میکردم و... آنروز مجید آمده بود خانه مان که باهم بازی کنیم،روی ایوان که نشسته بودیم از آن بالا دیدم یکی از زردآلوها روی شاخه مانده،مادر باقی شان را چیده بود که خشک کند...چقدر هم درشت شده بود،دوباره کک به تنبانم افتاد،اول باید مجید را دست به سر میکردم بعد جلدی می پریدم بالای درخت و... همه ی حواسم پی این بود که زردآلویم را نبیند،دیدم با آن چشم های زاغش به درخت خیره شده،آب دماغش را با آستین مثلا پاک کرد اما فقط مثل خط ترمز ماشین،امتدادش را کشید روی لپش و از جایش بلند شد و گفت:هی نادر!یکی از زردآلوا جا مونده،و آب دهانش راه افتاد!از اینکه دیده بودش حالم خراب شد،دویدم طرف درخت و او هم پشت سرم آمد...انگار پرواز میکردم،زود از درخت کشیدم بالا و مجید هم از آن پایین نگاه میکرد،دستم به زردآلو رسیده بود که یکهو مجید داد زد:نادر! مادرت اومد...
هول کردم،پایم گرفت به پوست درخت و زردآلو از دستم افتاد و از ارتفاع سه متری پرت شدم پایین...چشم هایم سیاهی رفت،صدای شيون مادر را شنیدم و زردآلویم را دیدم که توی دست های کپل مجید،خوشمزه تر بنظر می رسید!
. آن سال تابستان فقط توی خانه بودم،استخوان کف پایم شکسته بود و نه از دوچرخه سواری خبری بود،نه از مجيد که ميخواستم سر به تنش نباشد...
دردش را من بکشم،زردآلویش را یکی دیگر ببرد؟
تابستان من خراب شود،کتکش را من بخورم،زردآلویش مال مجید خنگه باشد؟زندانی شدنش کنار فضله موشها،جز جگرهايش،پای گچ گرفته اش مال من باشد،زردآلوی آب دارش توی دستهای مجید؟

یکهو حواست نیست،زردآلویت از دستت می افتد،
یکهو کسی می رسد....

#مراقب_زردآلوهايتان_باشيد

نویسنده : ساناز بیرانوند(تیسا)

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • »