|  |   |  |  

  • ورودکاروان عشق به شام درشعرآئینی؛غبارِ درگهِ این آستانه،اکسیر است

    ورودکاروان عشق به شام درشعرآئینی؛غبارِ درگهِ این آستانه،اکسیر است

    ادامه خبر

  • جشن امضای کتاب مژده لواسانی برگزار می‌شود

    جشن امضای کتاب مژده لواسانی برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • سوگواره شعر آیینی برآستان اشک برگزار می‌شود

    سوگواره شعر آیینی برآستان اشک برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • شب شاعران ایران و ترکیه در تهران برگزار می‌شود

    شب شاعران ایران و ترکیه در تهران برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • شب شعر مشترک ایران و کره در نیاوران

    شب شعر مشترک ایران و کره در نیاوران

    ادامه خبر

  • «وریا» در بازار کتاب/ متفاوت بودن چندان هم ساده نیست!

    «وریا» در بازار کتاب/ متفاوت بودن چندان هم ساده نیست!

    ادامه خبر

  • جزئیات اهدای سومین نشان دهخدا/ تقدیر از ۷ اثر برگزیده علوم انسانی

    جزئیات اهدای سومین نشان دهخدا/ تقدیر از ۷ اثر برگزیده علوم انسانی

    ادامه خبر

  • شعر مثل یک اختراع و اکتشاف است/فقر اندیشه مشکل شعرای امروزی

    شعر مثل یک اختراع و اکتشاف است/فقر اندیشه مشکل شعرای امروزی

    ادامه خبر

  • نرودا از سرطان نمرده است/ رژیم پینوشه عامل مرگ شاعر؟

    نرودا از سرطان نمرده است/ رژیم پینوشه عامل مرگ شاعر؟

    ادامه خبر

  • جایزه جلال کماکان بدون دبیر/ سایت جایزه از دسترس خارج شد

    جایزه جلال کماکان بدون دبیر/ سایت جایزه از دسترس خارج شد

    ادامه خبر

 
چشم انداز ، مجله اينترنتي اخبار،سرگرمي،آشپزي،تغذيه،سلامت،مذهبي،سينما
  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

آخرین زردآلو

پسربچه ی خیلی شیطانی نبودم،تنها نقطه ضعفم زردآلو بود...کافی بود بدانم کسی توی خانه نیست،فوری می پریدم روی تخت کنار درخت زردآلوی گوشه ی حياط و خودم را از شاخه هایش آویزان میکردم،یادم نمي آید که دستم به زردآلویی رسیده باشد فقط همین که می دانستم از فرصت بدست آمده حتی به قيمت هیچ استفاده کرده ام،حس خوبی برایم داشت!چندین بار موقع دست و پا زدن برای بالاتر رفتن،مادر از راه رسیده بود و دیدن من در آن حالت،همان و نفرین و کتک کاری همان!
-جز جگر بزنی نادر!
این را دائم تکرار میکرد و بعد گوشم را می کشید و هرازگاهی نیشگونی حواله ی بازویم میکرد که حسابی جایش کبود میشد،بعدش میبرد توی انباری پر از فضله موش زندانی ام میکرد که دیگر از این غلط ها نکنم...
من اما همین که می دیدم کسی حواسش پی من و درخت نیست دوباره سر خر را کج میکردم و... آنروز مجید آمده بود خانه مان که باهم بازی کنیم،روی ایوان که نشسته بودیم از آن بالا دیدم یکی از زردآلوها روی شاخه مانده،مادر باقی شان را چیده بود که خشک کند...چقدر هم درشت شده بود،دوباره کک به تنبانم افتاد،اول باید مجید را دست به سر میکردم بعد جلدی می پریدم بالای درخت و... همه ی حواسم پی این بود که زردآلویم را نبیند،دیدم با آن چشم های زاغش به درخت خیره شده،آب دماغش را با آستین مثلا پاک کرد اما فقط مثل خط ترمز ماشین،امتدادش را کشید روی لپش و از جایش بلند شد و گفت:هی نادر!یکی از زردآلوا جا مونده،و آب دهانش راه افتاد!از اینکه دیده بودش حالم خراب شد،دویدم طرف درخت و او هم پشت سرم آمد...انگار پرواز میکردم،زود از درخت کشیدم بالا و مجید هم از آن پایین نگاه میکرد،دستم به زردآلو رسیده بود که یکهو مجید داد زد:نادر! مادرت اومد...
هول کردم،پایم گرفت به پوست درخت و زردآلو از دستم افتاد و از ارتفاع سه متری پرت شدم پایین...چشم هایم سیاهی رفت،صدای شيون مادر را شنیدم و زردآلویم را دیدم که توی دست های کپل مجید،خوشمزه تر بنظر می رسید!
. آن سال تابستان فقط توی خانه بودم،استخوان کف پایم شکسته بود و نه از دوچرخه سواری خبری بود،نه از مجيد که ميخواستم سر به تنش نباشد...
دردش را من بکشم،زردآلویش را یکی دیگر ببرد؟
تابستان من خراب شود،کتکش را من بخورم،زردآلویش مال مجید خنگه باشد؟زندانی شدنش کنار فضله موشها،جز جگرهايش،پای گچ گرفته اش مال من باشد،زردآلوی آب دارش توی دستهای مجید؟

یکهو حواست نیست،زردآلویت از دستت می افتد،
یکهو کسی می رسد....

#مراقب_زردآلوهايتان_باشيد

نویسنده : ساناز بیرانوند(تیسا)

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

بخش داستان

  • کارگاه داستان
  • کتاب داستان
  • کتاب ادبیات
  • نویسندگان ایرانی
  • نویسندگان خارجی
  گفتار 5 بسط خط طرح به داستان   مقدمه در گفتارهای پیشین گفته شد که چگونه «فکر اولیه» یا ...
آموزش فنون داستان نویسی گفتار 1داستان و انواع آن   مقدمه  «ادبیات داستانی» یا به تعبیر ...
گفتار 10  ابزار پردازش شخصیت   بعد از همه این حرف ها، می رسیم به این سوال که اصلا چطور شخصیت پردازی ...
گفتار 11   حادثه پردازي و کشمکش حادثه پردازي مصطفی مستور در مبانی داستان کوتاه می نویسد: ...
گفتار 13  تفاوت حادثه با اتفاق/انواع حادثه: تفاوت حادثه با اتفاق گفتیم حوادث نقش مهمی در شکل گیري و ...
گفتار 14  گفتگو نویسی   تعریف گفتگو یا دیالوگ: فرض کنید دارید داستان کوتاهی می نویسید که در آن ...
گفتار 15 صحنه و صحنه پردازی   «زمان و مکانی را که در آن عمل داستانی صورت می‌گیرد، صحنه می‌گویند. ...
گفتار 16 زمان (Time)   در داستان حوادث بر بستر مکان و زمان چیده می‌شود. هر رویدادی در مکانی اتفاق ...
گفتار 17  رجوع به گذشته   نکاتی درباره رجوع به گذشته: نکته 1: رجوع به گذشته در برابر یادآوری ...
گفتار 2 داستان کوتاه   مقدمه داستان کوتاه ترجمه‌ی کلمه‌ی Short story انگلیسی و مترادف با ...
گفتار 3   ایده یا فکر اولیه   مقدمه از گوشه ی خیابان که راه می روید لحظه ای چشمتان به یک ...
گفتار 4 خط طرح چیست و چرا به آن نیاز داریم؟   مقدمه همان طور که در گفتار 3 گفته شد، خطور «فکر ...
گفتار 6   زاویه دید و انواع آن  زاویه ی دید زاویه ی دید یا Point of View  را تعریف کرده اند با ...
گفتار 7 کدام زاویه دید   محاسن زاویه ی دید اول شخص: الف: در روایت داستان توسط شخصیت اصلی (اول ...
گفتار 8 شخصیت در داستان کوتاه   مقدمه یکی از مهمترین مباحث داستان نویسی، بحث شخصیت پردازی است. ...
گفتار 9  انواع شخصیت در داستان کوتاه شخصیت اصلی و شخصیت فرعی شخصیت اصلی، فردی است که ماجرای ...
گفتار12   انواع کشمکش و ویژگی هاي آن گفتیم کشمکش داستانی یک نوع تقابل یا تضاد است میان دو چیز. ...
گفتار 18ظاهر داستان منظور از ظاهر داستان، کلمات، جملات، ترکیب‌ها، سجاوندی‌ (نقطه‌گذاری)ها، نحوه‌ی ...
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • »