|  |   |  |  

  • پاسداشت سپهر با طعم تند نقد از صدا و سیما

    پاسداشت سپهر با طعم تند نقد از صدا و سیما

    ادامه خبر

  • مدیرعامل خانه کتاب درگذشت سید هادی بنی‌هاشمی تبریزی را تسلیت گفت

    مدیرعامل خانه کتاب درگذشت سید هادی بنی‌هاشمی تبریزی را تسلیت گفت

    ادامه خبر

  • پیام تسلیت مدیرعامل خانه کتاب برای درگذشت میرزا سعدالله خدیری

    پیام تسلیت مدیرعامل خانه کتاب برای درگذشت میرزا سعدالله خدیری

    ادامه خبر

  • بگ‌جانی از نویافته‌ها و تصحیح مجدد دیوان سیدحسن غزنوی می‌گوید

    بگ‌جانی از نویافته‌ها و تصحیح مجدد دیوان سیدحسن غزنوی می‌گوید

    ادامه خبر

  • بررسی آموزش زبان فارسی در جهان از منظر تولید محتوا و آموزش مجازی

    بررسی آموزش زبان فارسی در جهان از منظر تولید محتوا و آموزش مجازی

    ادامه خبر

  • اینفوگرافی اتفاقات دهمین دوره ی جایزه جلال آل احمد

    اینفوگرافی اتفاقات دهمین دوره ی جایزه جلال آل احمد

    ادامه خبر

  • همه دعوتید /یکشنبه‌های شعر/دبیر جلسه غلامرضا طریقی

    همه دعوتید /یکشنبه‌های شعر/دبیر جلسه غلامرضا طریقی

    ادامه خبر

  • جواد محقق دبیر جشنواره بین‌المللی شعر فجر شد

    جواد محقق دبیر جشنواره بین‌المللی شعر فجر شد

    ادامه خبر

  • «خیمه‌های قومس» در بازار کتاب/ روایتی داستانی از اسارت در ایران

    «خیمه‌های قومس» در بازار کتاب/ روایتی داستانی از اسارت در ایران

    ادامه خبر

  • نویسندگی برایم مثل نفس کشیدن است/ آنچه نویسندگان محفلی نمی‌فهمند

    نویسندگی برایم مثل نفس کشیدن است/ آنچه نویسندگان محفلی نمی‌فهمند

    ادامه خبر

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

آرام آرام ، آرام گرفت ...

شبی از شب های بلند لطیف بهاری پسری کوچک با تبی سنگین و گوش دردی سنگین تر در آغوش مادرش که او هم تب داشت به سر می برد .
پسر اشک می ریخت و مادر هم با بغضی در گلو جوابگوی دعاهای نیمه شب کودکش بود و با آمین آمین او را دنبال می کرد .
پسر زمزمه می کرد:
مادر به خدا بگو همه ی بیماران را که مخصوصا مثل من گوش درد دارند شفا دهد
مادر به خدا بگو همه ی بیماران بیمارستان ها را که درد دارند شفا دهد
مادر با آمین آرامی پاسخ می داد حتما عزیزکم خداوند صدای تو را بهتر می شنود
پسر دوباره زمزمه کنان می گفت مادر سرم روی دست توست دستت خسته نشه ، درد نگیره
و مادر با اشکی نرسیده به چکیدن آهسته جواب می داد نه تمام زندگیم دست من برای تو هرگز خسته نخواهد شد
مادر می توانی اندکی دیگر دارو به من بخورانی تا آرام شوم
نه امید زندگیم دارو شفا بخش است ولی بیش از حدش برای بدن سم است
پسرک با قطراتی اشکی جاری بر گونه های مخملی اش چشم در چشم مادر باز گفت مادر پس کاری کن آرام شوم
مادر برایش در دل نیمه شب شیر گرم کرد و به کودکش خوراند پسرک خورد و آرام آرام ، آرام گرفت و خوابید
مادر هم آرام گرفت و با شنیدن صدای خرخر پدر پسرش در اتاقی دیگر لبخندی تلخ تر از اشک های روان پسرش بر لب آورد و او هم به خواب رفت ...

نویسنده : مهرنوش میرزایی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • »