|  |   |  |  

  • پاسداشت سپهر با طعم تند نقد از صدا و سیما

    پاسداشت سپهر با طعم تند نقد از صدا و سیما

    ادامه خبر

  • مدیرعامل خانه کتاب درگذشت سید هادی بنی‌هاشمی تبریزی را تسلیت گفت

    مدیرعامل خانه کتاب درگذشت سید هادی بنی‌هاشمی تبریزی را تسلیت گفت

    ادامه خبر

  • پیام تسلیت مدیرعامل خانه کتاب برای درگذشت میرزا سعدالله خدیری

    پیام تسلیت مدیرعامل خانه کتاب برای درگذشت میرزا سعدالله خدیری

    ادامه خبر

  • بگ‌جانی از نویافته‌ها و تصحیح مجدد دیوان سیدحسن غزنوی می‌گوید

    بگ‌جانی از نویافته‌ها و تصحیح مجدد دیوان سیدحسن غزنوی می‌گوید

    ادامه خبر

  • بررسی آموزش زبان فارسی در جهان از منظر تولید محتوا و آموزش مجازی

    بررسی آموزش زبان فارسی در جهان از منظر تولید محتوا و آموزش مجازی

    ادامه خبر

  • اینفوگرافی اتفاقات دهمین دوره ی جایزه جلال آل احمد

    اینفوگرافی اتفاقات دهمین دوره ی جایزه جلال آل احمد

    ادامه خبر

  • همه دعوتید /یکشنبه‌های شعر/دبیر جلسه غلامرضا طریقی

    همه دعوتید /یکشنبه‌های شعر/دبیر جلسه غلامرضا طریقی

    ادامه خبر

  • جواد محقق دبیر جشنواره بین‌المللی شعر فجر شد

    جواد محقق دبیر جشنواره بین‌المللی شعر فجر شد

    ادامه خبر

  • «خیمه‌های قومس» در بازار کتاب/ روایتی داستانی از اسارت در ایران

    «خیمه‌های قومس» در بازار کتاب/ روایتی داستانی از اسارت در ایران

    ادامه خبر

  • نویسندگی برایم مثل نفس کشیدن است/ آنچه نویسندگان محفلی نمی‌فهمند

    نویسندگی برایم مثل نفس کشیدن است/ آنچه نویسندگان محفلی نمی‌فهمند

    ادامه خبر

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

آب و آینه

ابی بود که حجمی رو اشغال کرده بود اب همیشه به دیواره و سقفی که بالای سرش بود نگاه میکرد ؛همش در ارزوی رسیدن و اشغال کردن اون فضای بالای سرش بود یروز حس عجیبی بهش دست داد سرش گیج میرفت متلاطم شد خدایا زلزله شده؟! دید که محیطش رنگ عوض کرد وقتی اروم شد دید یه لیوان اب روبروشه پیش خودش فک کرد ایکاش حداقل منم مثل این اب یه لیوانو پر کرده بودم... همونطور که داشت با حسرت به لیوان و آب نگاه میکرد ناگهان دید دستی اومدو لیوانرو برداشت دوباره اب حس کرد رو هواست، دوباره به سرگیجه افتاد.... !از دور یه ایینه بزرگ رو میدید که داشت ازش دور میشد!!!

نویسنده : اعظم کاکاوند

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • »