|  |   |  |   |

  • نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    ادامه خبر

  • جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    ادامه خبر

  • بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    ادامه خبر

  • خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    ادامه خبر

  • نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    ادامه خبر

  • جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    ادامه خبر

  • بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    ادامه خبر

  • خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    ادامه خبر

 

 

 

 

 

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

تضاد( مطابقه)

 

عنوان آرايه: تضاد( مطابقه): 

توصيف آرايه:

 

 

دو امر متقابل يا هر دو وجودى‌اند مثل روز و شب، زشت و زيبا و جنگ و صلح يا

 

يكى از آنها وجودى است و ديگرى عدمى مثل بينا و نابينا، پيدا و ناپيدا و گاه و بيگاه.

 

 

بنابراين بين دو امر عدمى، هيچ گاه تقابل وجود نخواهد داشت.

 

در تقابل دو امر وجودى يا تصور يكى از آنها متوقف بر تصور ديگرى هست مانند

 

پدرى و فرزندى و كمى و افزونى يا نيست مانند پيرى و جوانى و دوستى و دشمنى و در

 

تقابل يك امر وجودى و يك امر عدمى يا از شؤون عدمى، وجود است مانند بينا و نابينا

 

كه در آن شأن نابيناست كه بينا باشد يا نيست مانند پيدا و ناپيدا كه در آن شأن ناپيدا نيست كه پيدا باشد.

 

پس، تنها چهار نوع تقابل، قابل پيش بينى خواهد بود:

 

1- تقابل تضايف

 

يعنى اين كه در تقابل دو امر وجودى، تصور يكى از آنها متوقف بر تصور ديگرى

 

باشد. مانند تقابل پدر و پسر در بيت زير:

 

در مكتب دقائق، پيش اديب عشق   هان اى پسر بكوش كه روزى پدر شوى

 

 

 

2- تقابل تضاد

 

يعنى اين كه در تقابل دو امر وجودى، تصور يكى از آنها متوقف بر تصور ديگرى

 

نباشد مانند تقابل پير و جوان در بيت زير:

 

نفس باد صبا مشك‌فشان خواهد شد   عالم پير دگر باره جوان خواهد شد

 

 

 

3- تقابل عدم و ملكه

 

يعنى اين كه در تقابل يك امر وجودى با يك امر عدمى، از شؤون عدمى، وجود

 

باشد. مانند تقابل توانايى و ناتوانى در اين بيت:

 

چو بر روى زمين باشى، توانايى غنيمت دان   كه دوران، ناتوانى‌ها بسى زير زمين دارد

 

 

 

4- تقابل ايجاب و سلب

 

يعنى اين كه در تقابل يك امر وجودى و يك امر عدمى، از شؤون عدمى، وجود

 

نباشد. مانند تقابل به كام و به ناكام در اين بيت:

 

دسترنج تو همان به كه شود صرف به كام   دانى آخر كه به ناكام چه خواهد بودن؟

 

 

 

بنابر آنچه گذشت، مطابقه كه آن را طباق و تضاد نيز گويند، آن است كه دو لفظ مقابل

 

يكديگر را در سخن گرد آورند اعم از اين كه آن دو لفظ« اسم» باشند چون پست و بلند،

 

دوست و دشمن و روز و شب.

 

آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است:   با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

 

 

يا« فعل» چون: هست و نيست و آمد و رفت.

 

به هست و نيست مرنجان ضمير و خوش مى‌باش   كه نيستى است سرانجام هر كمال كه هست

 

 

 

يا« حرف» چون:« ل» و« على» در: الدّهر يومان: يوم لك و يوم عليك. روزگار دو روز

 

است: روزى به سود تو و روزى به زيان تو.

 

آن دم كه با تو باشم، يك سال هست روزى   و ان دم كه بى تو باشم، يك روز هست سالى

 

 

 

از لطيف‌ترين طباق‌ها، طباق سلبى است و آن چنين است كه از يك مصدر، دو فعل

 

مثبت و منفى يا امر و نهى را در سخن گرد آورند، دو فعل مثبت و منفى مانند نگوييم و

 

بگوييم در بيت زير:

 

رازى كه بر غير نگفتيم و نگوييم   با دوست بگوييم كه او محرم راز است

 

 

 

و دو فعل امر و نهى مانند بخور و مخور در اين بيت:

 

برو به هر چه دارى بخور، دريغ مخور   كه بى‌دريغ زند روزگار تيغ هلاك

چاپایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • »