|  |   |  |   |

  • نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    ادامه خبر

  • جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    ادامه خبر

  • بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    ادامه خبر

  • خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    ادامه خبر

  • نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    نشست شورای راهبردی آموزش زبان فارسی در آلمان و اتریش برگزار شد

    ادامه خبر

  • جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    جایزه ادبی بهمن برگزار می‌شود

    ادامه خبر

  • موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    موذنی و پاک آیین امشب میهمان «چشم شب روشن»

    ادامه خبر

  • بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    بررسی دفاتر شعر «پانته‌آ صفایی» در حوزه هنری

    ادامه خبر

  • خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    خورشاهیان «لبه آب» را منتشر کرد/ داستانی از حادثه تروریستی مجلس

    ادامه خبر

 

 

 

 

 

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

علی خداپرست

تصویر تست

علی خداپرست

 

خسته بود ونفس نفس می زد آسمان را به گریه می انداخت/

 

دردهای نشسته بر جانش استخوان را به گریه می انداخت/

 

هرشب از دردهای بی پایان روی تختش غروب می بارید/

 

بسته ی قرص های کوچک او استکان را به گریه می انداخت/

 

لحظه لحظه میان چشمانش آسمان کودکانه خط می خورد/

 

از غروبی شکسته می امد وزمان را به گریه می انداخت/

 

راهروهای خسته می رفتند زیر پایش جهان به هم می ریخت/

 

صندلی همیشه خسته ی او عابران را به گریه می انداخت/

 

او ولی حس خوب بودن بود او ولی بی بهانه می خندید/

 

خنده های غریب لبهایش دوستان رابه گریه می انداخت/

 

قصه ها چون همیشه می گفتند مردی از روی خویش رد می شد/

 

ومیان نماندن وماندن چمدان را به گریه می انداخت/

 

آخر اما میان رفتن او مرگ تنها به چشم خود می دید/

 

کوه صبری که با غرور خودش سرطان را به گریه می انداخت.. 

 

 

برچسب ها: شاعران معاصر

چاپایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • »