spacer
صفحه اصلي arrow شاعران ایران و جهان arrow شاعران جهان arrow چارلز بوکاوسکی جستجو در سایت
spacer

آمار بازديد از سايت

بازدیدکنندگان: 753452
 
چارلز بوکاوسکی ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

Image

Image

آشنایی با چارلز بوکاوسکی به همراه چند شعر

زندگی نامه:

چارلز بوکاوسکی ( ۱٩٩٤-١٩٢٠ ) نویسنده و شاعر آمریکایی که به خاطر ِ تصاویر خشونت بار وبه کار گرفتن ِ زبانی گویا در اشعار و داستان های اش برای توصیف بقا در جامعه ای آلوده و مصیبت زده شهرت دارد.

وی بیشتر دوران ِ زندگی خود را در لس آنجلس گذراند. بین سالهای ٤۱ -  ١٩٣٩ برای مدت کوتاهی در دانشکده ی لس آنجلس سیتی کالج (Los Angeles City College) حضور یافت و بعد از آن نیز ترک تحصیل نمود. در همین دوره وی به نگاشتن داستان های کوتاه می پرداخت و در میانه ی دهه چهل آن ها را منتشر کرد.  وی از سال ١٩٥٥ تا سال ١٩٦٣ تقریبا ً هر سال مجموعه شعری به چاپ می رساند. در مجموعه ای به نام "قلبم را در دستانش می گیرد" (It Catches My Hearts in His Hands) که در سال ٦٣ انتشار داد، به فواحش، دائم الخمرها، قماربازان ِ مال باخته، و مردم حاشیه نشین پرداخت و از همین طریق نیز طرفداران ِ وفاداری به دست آورد.

داستان های کوتاه او به شکلی بی تخفیف و فاش گویانه با واقع گرایی و طنز درآمیخته اند. در این داستان ها عمدتا ً  اعمال و اندیشه های هنری شیناسکی (Henry Chinaski)، خویشتن دیگر بوکافسکی، تصویر شده است. وی قمارباز ِ شرط بندی در اسب دوانی ها، کارگری بی مهارت، شیفته ی موسیقی کلاسیک و مشروب خواری افراطی است.

از میان مجموعه داستان های وی می توان اشاره کرد به "یادداشت های ِ یک پیرمرد ِ منحرف؛ ١٩٦٩" (Notes of a Dirty Old Man) که برگرفته از روزنامه ای زیرزمینی و ستونی به همین نام بود که در آن بوکاوسکی مطلب می نوشت و همچنین "قصه هایی عام در باره ی دیوانگی ِ معمولی؛ ١٩٧٢" (General Tales of Ordinary Madness).

در میان کارهای متأخر ِ وی، می توان اشاره داشت به رمان های "اداره ی پست؛ ١٩٧١" (Post Office) و "مستخدم؛١٩٧٥" (Factotum) و فیلم نامه ای (منتشر شده در ١٩۸٤) برای فیلم سینمایی مگس ِ بار (Barfly) که در سال ١٩۸٧ اکران شد و نیمه خودزندگی نامه ای بود در باره ی عُشاقی دائم الخمر در محله ای خلاف نشین. روند ِ فیلمسازی ِ "مگس ِ بار" نیز خود موضوع رمان دیگر وی "هالیوود؛ ١٩۸٩ "  (Hollywood) بود. آخرین اثر او؛ یعنی رمان ِ "مبتذله؛ ۱٩٩٤ " (Pulp) پس از مرگ اش منتشر شد.

اعتراف

منتظر مرگ

که عینهو یه گربه

می پره

روی تخت

من خیلی خیلی متأسفم

واسه زنم

که بناست ببینه این

نعش ِ

سفید ِ

خشک رو

و یه بار تکونش بده ، بعدش

شاید هم یه بار دیگه: "هنک!"

هنک جواب نمی ده.

این مرگم نیس که

پریشونم می کنه    این زنمه که

مونده با یه عالمه

هیچی.

می خوام

ملتفتش کنم که

با وجود همه ی اون شبا

خوابیدن کنارش

حتا همه ی اون

کل کلای ِ الکی مون

یه چیزایی عالی بودن

و کلمه های

سختی که همیشه

ترس ورم می داشت بخوام بهش بگم

الان دیگه گفتنیه:

"دوست دارم."

Confession

waiting for death

like a cat

that will jump on the

bed

I am so very sorry for

my wife

she will see this

stiff

white

body

shake it once, then

maybe

again

"Hank!"

Hank won't

answer.

It's not my death that

worries me, it's my wife

left with this

pile of

nothing.

I want to

let her know

though

that all the nights

sleeping

beside her

even the useless

arguments

were things

ever splendid

and the hard

words

I ever feared to

say

can now be

said:

I love

you.

و ماه و ستاره ها و دنیا

گردشای طولانی شبونه

همون چیزیه که به آدم حال می ده

اون ور ِ پنجره ها رو دید زدن

پاییدن ِ زنای ِ خونه نیشن درمونده

که سعی دارن

 از زیر کتک ِ شوهرای مست و پاتیلشون

دربرن

And The Moon And The Stars And The World

        Long walks at night--

that's what good for the soul:

peeking into windows

watching tired housewives

trying to fight off

their beer-maddened husbands.

پایان

ما مث گل سرخایی هستیم

که هیچ وخ به خودمون زحمت ندادیم

تا

شکوفه کنیم    وقتی که باید شکوفه می کردیم

درست مث اینکه

خورشید از صبر کردن  

دلش به هم خورده باشه   

Finish

We are like roses that have never bothered to

bloom when we should have bloomed and

it is as if

the sun has become disgusted with

waiting

یه نابغه رو دیدم

امروز

تو قطار به نابغه رو دیدم

حدودا ً شیش ساله

و همینجوری که قطار

کنار ساحل می رفت

ما به اقیانوس رسیدیم

بعدش

به من نیگا کرد و گفت:

" قشنگ نیست."

I met a genius

I met a genius on the train

today

about 6 years old,

he sat beside me

and as the train

ran down along the coast

we came to the ocean

and then he looked at me

and said,

it's not pretty.

it was the first time I'd

realized

مهربون باش

همیشه از ما خواستن

که نقطه نظرای دیگرون رو

درک کنیم

مهم نیس که چقدر

تاریخ گذشته

احمقانه یا

چندش آورن باشن

همیشه توقع اینه که

اشتباهای بی برو برگرد ِ

اونا رو

عمر تباه کردنشون رو

با محبت بپذیریم

علی الخصوص اگر

سن و سال دار باشن.

ولی سن و سال یعنی

هر چه ما سر ِ جمع انجام دادیم

اونا درست و درمون عمر نگذروندن

چون حساب کار دستشون نبوده

اونها از زیر ِ دیدن

شونه خالی کردند.

تقصیر اونها نیست؟

تقصیر کیه؟

من؟

از من انتظار دارن

نظرمو از اون ها

پنهون کنم

از ترس اینکه مبادا

ترس وَر ِ شون داره.

سن و سال که گناه نیست

گناه

شرم از هدر دادن

دلبخواهی  ِ عمر

میون این همه عمر

هدر رفته ی دلبخواهه.  

Be Kind

we are always asked

to understand the other person's

viewpoint

no matter how

out-dated

foolish or

obnoxious.

one is asked

to view

their total error

their life-waste

with

kindliness,

especially if they are

aged.

but age is the total of

our doing.

they have aged

badly

because they have

lived

out of focus,

they have refused to

see.

not their fault?

whose fault?

mine?

I am asked to hide

my viewpoint

from them

for fear of their

fear.

age is no crime

but the shame

of a deliberately

wasted

life

among so many

deliberately

wasted

lives

is.

علت و معلول

بیشتر اوقات بهترینا خودشون

کلک خودشونو می کنن

فقط واسه اینکه فرار کنن

و اونایی که باقی می مونن

هیچ وخ درست و حسابی

حالیشون نمی شه

که چرا یکی

باس هرگز بخواد

از اونا فرار کنه

Cause and Effect

The best often die by their own hand

just to get away,

and those left behind

can never quite understand

why anybody

would ever want to

get away

from

them

عشق و شهرت و مرگ

الان نشسته بیرون پنجره ام

مث یه پیرزن که داره می ره خرید،

نشسه و نگام می کنه

از سر نگرونی خیس عرقه

از لابه لای سیم و مه و پارس سگ

تا این که بی هوا

با یه روزنامه می کوبم روی توری

انگاری یه پشه رو له کنم

و تو انگاری بتونی توی این شهر آروم

صدای جیغ رو بشنوی

و دیگه اون رفته. 

راه ِ تموم کردن یه همچین شعر

یه هویی ساکت شدنه.  

Love and Fame and Death

it sits outside my window now
like and old woman going to market;
it sits and watches me,
it sweats nervously
through wire and fog and dog-bark
until suddenly
I slam the screen with a newspaper
like slapping at a fly
and you could hear the scream
over this plain city,
and then it left.

the way to end a poem
like this
is to become suddenly
quiet.

اوه آره

از تنهایی بدتر هم

یه چیزایی هست

ولی اغلب اوقات

چند دهه طول می کشه

تا همین رو بفهمی

و بیشتر اوقات

وقتی حساب ِ کار دستت میاد

که دیگه خیلی دیر شده

و هیچی

از خیلی دیر شدن

بدتر نیس.

Oh Yes

There are worse things than

being alone

but it often takes decades

to realize this

and most often

when you do

it's too late

and there's nothing worse

than

too late.

همین چن وقت پیش بود

دمدمای صبح

پرنده ها رو سیمای تلفن

چشم انتظار

وقتی من

ساعت ِ شیش صبح

ساندویچ مونده ی دیروز رو خوردم

یه آخر هفته ی بی سر و صدا

یه لنگه کفش یه گوشه

شق و رقه و

اون یکی افتاده کنارش

آره، بعضی زندگیا فقط

به درد ِ حروم شدن می خورن

It was just a little while ago

   

   almost dawn

blackbirds on the telephone wire

waiting

as I eat yesterday's

forgotten sandwich

at 6 a.m.

an a quiet Sunday morning.

one shoe in the corner

standing upright

the other laying on it's

side.

yes, some lives were made to be

wasted.

۸ شماره

از تو تختم

رو سیمای تلفن

سه تا پرنده رو

تماشا می کنم

یکیشون

پرید پایین

بعدهم

یکی دیگشون

یکی مونده

بعدش

اون هم پرید

ماشین تحریر من

هنوزم

عینهو یه سنگ قبره

منم که

فقط کارم شده

زل زدن به پرنده ها

فقط گقتم که گوشی دستت باشه

پ ف ی و ز!

8 Count

  

  from my bed

I watch

3 birds

on a telephone

wire.

one flies

off.

then

another.

one is left,

then

it too

is gone.

my typewriter is

tombstone

still.

and I am

reduced to bird

watching.

just thought I'd

let you

know,

F u c k e r.

پی نوشت:


 


۱ . متن زندگی نامه ترجمه و تلخیصی است از دانشنامه ی کامپیوتری بریتانیکا (Encyclopedia Britannica Deluxe Edition 2004-2005)

….

  

 

 

spacer

spacer


Developed By Parsset group