spacer
صفحه اصلي arrow شاعران جوان arrow امير رسولي جستجو در سایت
spacer

ورود و خروج

عضویت در این سایت آزاد بوده
و شما با تکمیل فرم عضویت
از امکانات سایت بهره مند
خواهید شد.
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

نظرسنجی

شما دوستدار چه نوع سبک شعری هستید؟
  

آمار بازديد از سايت

بازدیدکنندگان: 753950
لینکهای مرتبط

 


           ساعت ایران

 

      گزیده ی

گلستان سعدی 

******************** 

  لغت نامه  دهخدا

شادروان علی اکبر دهخدا 

   استاد علی اکبر دهخدا

 

 

 

 

 

 

 

********** 

 
امير رسولي ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

 Image

امير رسولي
سراب، چشم تو را خواب ديد و باران شد
گذشت ياد تو از ذهن باد و توفان شد
شب، اين سياهي در حسرت كمي سو سو
به معجز نفس تو ستاره باران شد
بهار با همه­ي لطف و نازك آرايي
كنار پنجره­ي خانه­ي تو گلدان شد
چراغ خواب اتاق تو خوشه­ي پروين
و ماه نيز برايت چراغ ايوان شد
تو مثل عطر شباويز و جاري شب بو
كه بي­مضايقه لبريز يك خيابان شد
به كوچه باغ غزل­هاي ساده لبريزي
ز توست طبعم اگر اين چنين غزلخوان شد
تو نبض زندگيم را گرفته­اي در دست
و با تو هر چه پلشتي است رو به سامان شد


مباد آن كه جواب مرا حواله كني
به... «هر چه بودميان من و تو، پايان شد»

 

spacer

spacer


Developed By Parsset group