|
اعظم اکرادی
1
محبوب جان
"خدا وندا مرا آن ده علي را شادمان دارد
كه اين محبوب دل جا در سرير ملك جان دارد "
به اين قلبم صفايي ده علي را هم زبان باشد
كه محبوب دلم جا در جوار بهتران دارد
به چشمانم حيايي ده علي را خوب بشناسم
کسی که منزلت دارد به كويش پاسبان دارد
به قلب تيرو تارمن ، خدايا روشنايي ده.
علی چون نور حق جایی زقلب عاشقان دارد
علي را گر زعالم غم فراوان است و يار اندك
ولی چون دخت پيغمبر ،علي يك هم زبان دارد
علي احمد ،علي حيدر ،علي صبر خدا دارد
زدست مردم كوفي گلويش استخوان دارد
2
تقدیم به امام عصر (عج)در فراتر از فراز های آسمان در آن سوی مرزهای زمان در لبه های تاریک و لحظه های سرد التهاب لحظه های بی رنگ و خاکستردر آن سان که عقربه ها خفته اند آنجا که نمی گنجد معانی در قالب الفاظ جایی که راه ندارد در آن افکار می شکافم پوسته ی آسمان را می کشانم به دنبال خود کهکشان را در قلبم اسرار ،در دستم نور دارم برای رسیدن به تو شوق بی کران دارم من به سراغ تو می آیم در فرآسوی مرزهای زمان ای زیباترین موعود ای زیباترین مولود
|