|
۱۶ دي ۱۳۸۶ |
|
سعید بیابانکی
پادگان
سیم ها خاردار و زهر الود
آسمان ابر پوش و بارانی
استوار ایستاده ام در باد
مثل این برجک نگهبانی
*
دورتا دور من فقط صحراست
بی علف بی شکار بی پرواز
آه می ترسم و دلم خالی است
مثل یک پادگان بی سرباز
*
ایستش می دهم نمی شنود
باد این پاس بخش شب بیدار
می دوم داد می زنم که بایست
می گریزد ز روزن دیوار
*
آی سرباز های خواب الود
خسته از هرم یک عرق ریزان
باد آمد چقدر می خوابید
برگ ها برگ های اویزان !
لویزان -زمستان ۷۳
|