|
شعر از رند عالم سوز
پاسخ نداد دلبركم چون موبايل خويش
دريافتم دوباره گرفتهست دست پيش
دارم خبر كه همره يك پيرمرد چاق
با بنز رفته تا دركه، با قر و قميش
چونكه نداشت گوشي من فونت فارسي
پيغامكي براش نوشتم به فينگيليش!
اس.ام.اسي چنان، كه بفهمد: خبر رسيد!
پاسخ رسيد: دلبر قبلي! مشو سريش!!
گفتهست حجره دارد و خرجم كند مدام
اين هم اشانتيون كه فرستادتم به كيش
گفتم: چگونه ميدهياش برتري به من
گولش مخور كه باشدت اين نوشِ قبلِ نيش!
"خر جمع ميكند" به تو گفتهست، سادهلوح!
ترجيح ميدهي كس بيگانه را به خويش؟!
دارد سه تا ضعيفه و -پوزش از اين كلام! -
اينگونه ميكني تو بر آن زندگيت جيش!
آنهم چه لعبتي! خر پيري كه مردني است!
او را دو در نموده و برگرد مثل پيش ...
نشنيدهاي نصيحت شيخ اجل، كه گفت:
آن پيرمرد ميكند آخر دل تو ريش؟!
فرقي است بين پير و جوان كه نگفتني است...
پاسخ نوشت دلبركم: ايش! ايش! ايــش!!
آخر دلم به چي تو خوش باشد اي هويج؟!
وضعت بود درام، نه! بدتر! قاراشميش!
مالي نداشتي تو و اكنون كه مانده است
رو دست من اجاره و صدجور قبض و فيش
دنبال ناجيام من و اينكاره نيستي!
يعني كه: "اَلْغَريقْ ، يَتَـــچَسَّبَ(!) الْحَشيشْ!"
اما تو چي؟! كه از كفت آبي نميچكد
كشتي مرا ولي نخريدي برام ديش!
تخم دو زردهاي كه نكردي براي من!
من ردّ ِ پول هستم و هركس كه داد بيش!
هرجور هم محاسبه كردم سر از تو بود
از مايهاش بگير و برو تا سبيل و ريش!
اينجا كه نيست بچه؟! بگويم حقيقتي ...
اما به شرط اينكه نگردي روانپريش!!
بــا استـعـانـت از حـسـنـات وياگرا !
!مانند گرگ ميشود اندر قفاي ميش!...
زينجا به بعد حرف طرف سانسور شده است
ازبسكه بود باطل و ايضا خلاف كيش! ...
ما ماندهايم در كف يك ميش و ماندهام
يارو چطور رفته سراغ چهارميش؟
http://www.marderend.blogfa.com
|