spacer
صفحه اصلي arrow شاعران ایران و جهان arrow شعر طنز arrow اي ديش تو بر بام و تو از ديش به تشويش جستجو در سایت
spacer

آمار بازديد از سايت

بازدیدکنندگان: 721258
 
اي ديش تو بر بام و تو از ديش به تشويش ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
۲۵ فروردين ۱۳۸۷

Image

اي ديش تو بر بام و تو از ديش به تشويش
تشويش رها کن که مصوني تو ز تفتيش

پنهان چه کني ديش دو متري به سر بام
يک سوي بنه پوشش و از ديش مينديش

از تاري تصوير مباش اين همه دلگير
از بابت برفک منما اين همه تشويش

مرغوب نبودست مگر نوع ال .ام .بي
کاين سان به تو تصوير دهد محو و قاراشميش

شب تا به سحر بر سر بامي پي تنظيم
از بام فرودآي و خجالت بکش از خويش

دي بر سر هر بام يکي ديش عيان بود
امروز چو نيکو نگري بيشتر از پيش

گر چشم خرد بازکني موقع ديدن
بر بام کسان ديش ببيني ز يکي بيش

اين سوي عرب ست بود آن سوي سي .ان .ان
اين جانب ري مي نگرد، آن سوي تجريش

اين زير بليتش بود از کيش الي قشم
آن تحت تيولش بود از قشم الي کيش

شرقي طلبي دست بر اين فيش فشاري
غربي خواهي شست نهي بر سر آن فيش

تو ديش به برداري و همسايه ندارد
تو باغ دلت خرم و همسايه دلش ريش

برخيز و يکي کابل به همسايه عطا کن
اي نان تو در سفره بده لقمه به درويش

فرياد از اين ديش که چون گاو زراعت
در مزرع افکار من و تو بزند خيش

اين ديش چو مار است که هر سو بکشد سر
يا عقرب جراره که هر جا بزند نيش

لوف است اگر ديش شود ميش يقيناً
جز برّه ادبار نمي زايد از اين ميش

بس نکته که در ديش نهان است وليکن
چون قافيه تنگ است نگردم پي باقيش

 

spacer

spacer


Developed By Parsset group