|
۲۵ فروردين ۱۳۸۷ |
|
ای باعث مرگ بنده مترو
ای حادثه کشنده مترو
در حالت روی آهن اسکی
ویراژ ده و سُرنده مترو
ماری به طریق لاک پشتی
در هر طرفی خزنده مترو
در زیر زمین چکار داری
در کوه بشو پرنده مترو
یا آنکه قطار اشتری شو
در دشت و دمن چرنده مترو
دانیم که خر سوار کولی
تنها تو رو می پسنده مترو
تو شوت، تو گیج و گول هستی
حرفات همه چرنده مترو
سرکوپه تو اگر به شوش است
ته واگن تو هلنده مترو
هیچ بیلمه دیم عاقبت نجورسن
مقصد نه دی سن له من ده مترو
تهران شده از تو پر ز سوراخ
ای موش زمین جونده مترو
جارو برقی شدی تو در شهر
درهای تو شده مکنده مترو
مردم زنده درونت آیند
بیرون چو شوند رنده مترو
ای وای مگر زبان من لال
در مدخل تو سَرنده مترو
اندازه به بار خود نگهدار
آدم مگه گوسفنده مترو
شد لای درت له و لورده
اعضای شریف بنده مترو
هم قلوه و قلب و نای و معده
هم روده و ناف و دنده مترو
با هر جهش ات پریدم از جا
ای کوپه تو جهنده مترو
شلوار مرا نموده پاره
ای صندلی ات بُرنده مترو
دندان داری مگر تو آخر
ای وحشی، ای درنده مترو
دندان تو مثل موش کوری
هرجا که رسیده کنده مترو
ای دست به کار ناز تازه
با دست نزن که هنده مترو
درهای سخاوتت پلمبه
یعنی همه آکبنده مترو
قر دادن تو عجیب هندی است
اینجا مگه تاشکنده مترو
من تسلمیم به جان ریلت
باشد، تو شدی برنده مترو
ای کاش به جای شاعری سست
من بودم یک دونده مترو
آن وقت نمی شدم سوارت
ای باعث مرگ بنده مترو
|