spacer
صفحه اصلي arrow شاعران ایران و جهان arrow شعر طنز arrow اي جماعت، چطوره حالات تون جستجو در سایت
spacer

آمار بازديد از سايت

بازدیدکنندگان: 294922
 
اي جماعت، چطوره حالات تون ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
۲۵ فروردين ۱۳۸۷

Image

اي جماعت، چطوره حالات تون
قربون اون فهم و کمالات تون

گردنتون پيش کسي خم نشه
از سَر بنده سايه تون کم نشه

راز و نياز و بندگي تون، دُرست
حساب کتاب زندگي تون، درست

بنده مي شم غلام دربست تون
پيش کسي دراز نشه دست تون

از لب خنده فراري نشه
خدا نکرده، اشکي جاري نشه

باز، يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز

راست و حسيني ش، نمي دونم چرا
بيني و بيني ش، نمي دونم چرا

خلافامون، از سر اختلاف نيست
خلاف، خلافه، توش خطا خلاف نيست

فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نمي دن مثل قديما، دوستا

شاپرک ها، به نيش مجهز شدن
غريب گزا هم آشنا گز شدن

تنگ غروب که شهر، پر شد از ((رپ))
ما مونديم و يه کوچه علي چپ

خورشيده مي نشست که ما پا شديم
رفتيم و گم شديم و پيدا شديم

رفتيم و چرخي دور ميدون زديم
ماه که در اومد، به بيابون زديم

آخ که بيابون چه شبايي داره
شب تو بيابون چه صفايي داره

شب تو بيابون خدا بساط کن
اون جا بشين با خودت اختلاط کن

دل که نلرزه، جز يه مشت گِل نيست
دلي که توش غصه نباشه، دل نيست

اين در و اون در زَدَناش، قشنگه
به سيم آخر زدناش، قشنگه

دلم گرفته بود و غصه داشتم
منم براش سنگ تموم گذاشتم

نصفه شبي، به کوه تکيه کردم
نشستم و تا صبح، گريه کردم

سِجل و مدرک نمي خواد که گريه
دستک و دنبک نمي خواد که گريه

ساعت الان حدود چهار و نيمه
غصه نخور داداش، خدا کريمه

شعرم اگه سُست و شکسته بسته است
سرزنشم نکن، دلم شکسته است

آدم دلشکسته، بِش حَرَج نيست
شعر شکسته ـ بسته، بش حرج نيست

جيک جيک مستونم که بود، برادر
فکر زمستونم نبود، برادر

تا که ميفته دندونهاي شيري
روي سرت مي شينه برف پيري

کميسيون مرگ مي شه تشکيل
دِرو مي شن بزرگتراي فاميل

از جمع بچه ها، بيرون بايد رفت
مجلس ختم اين و اون بايد رفت

يه دفعه، همکلاسيها پير مي شن
همبازيها، پير و زمين گير مي شن

الک و دولک، الا کلنگ و تيشه
تو ذهن آدما عتيقه مي شه

لي لي و گرگم به هوا، دريغا
قايم باشک تو کوچه ها، دريغا

رمق نمونده تا بريم صبح زود
پياده تا امامزاده داوود

((بي حرمتي)) با ((معرفت)) درافتاد
يه باره نسل لوطي ها ورافتاد

توي تنور خونه ها، کلوچه
بوي پياز داغ توي کوچه
چطور شد؟ توم شد، کجا رفت؟
مثل پرنده پر زد و هوا رفت

سرزده آفتاب از پُشت بوم
ما مونديم و يه قصه نا تموم

بازم همون دوره بي سَواتي
قربون اون حرفاي عشق ِ لاتي

قربون اون ((مخلصتم ، فداتم))
قربون اون ((من خاک زير پاتم))

قربون اون حافظ روي تاقچه
قربون حُسن يوسف تو باغچه

قربون مردمي که مردم بودن
اهل صفا، اهل تبسم بودن

قربون اون دورۀ تردماغي
قربون اون تصنيف کوچه باغي

قربون دوره اي که خوش بيني بود
تار سبيلها، چک تضميني بود

مرداي ناب و اهل دل، نداره
شهري که بوي کاهگل نداره

بوي خوش کباب و نون سنگک
عطر اقاقيا و ياس و پيچک

بوي گلاب و بوي دود اسفند
جمع قشنگ اشک شوق و لبخند

بوي خيار تازه، توي ايوون
تو سفره اي پر از پنير و ريحون

بوي سلام گرم مرد خونه
تو حوض خونه، رقص هندوونه

بوي خوش کتابهاي کاهي
تو امتحان کتبي و شفاهي

قدم زدن تو مرز خواب و رؤيا
خدا، خدا، خدا، خدا، خدايا!

آي جماعت، چطوره احوال تون؟
چي مونده از صفاي پارسال تون؟

نگين فلاني از لطيفه خسته است
خدا گواهه من دلم شکسته است
با خنده شماس که جون مي گيرم
براي تک تک شما مي ميرم

حتي اگه فقير و بي پول باشيد
دلم مي خواد که شاد و شنگول باشيد

خونه هاتون چرا خوش آب و رنگ نيست؟
چي شده؟ خندتون چرا قشنگ نيست؟

حرفهاي گريه دار نمي پسندين؟
مي خواين يه جوک بگم، کمي بخندين؟

خوشا به حال اون که تو محله ش
هواي عاشقي زده به کلّه ش

کسي که قلبش اتصالي داره
مي دونه عاشقي چه حالي داره

با اين که سخته، باز دلنشينه
((تپش، تپش، واي از تپش)) همينه

ردّ و بدل که شد نگاه اول
بيرون مياد از سينه، آه اول

دل ميگه ـ هر چي بش بگي ـ فوتينا
خواب و خوراک و زندگي، فوتينا

عاشق شدن شيدايي داره والا
((خاطر خواهي رسوايي داره)) والا

وقتي طرف تو کوچه پيدا مي شه
توي دلت يه باره غوغا مي شه

آرزوهات خيلي دورَن انگاري
توي دلت، رخت مي شورن انگاري

صداي قلبت اون قدر بلنده
که دلبرت مي شنوه و مي خنده

دين و مَرام و اعتقادت مي ره
اون که مي خواستي بگي، يادت مي ره

مي خواي بگي: ((فدات بشم الهي))
مي گي که: ((خيلي مونده تا سه راهي؟))

مي خواي بگي: ((عاشقتم عزيزم))
مي گي که: ((من عا عا عا عا، چي چيزم!))

مي خواي بگي: ((بيام به خواستگاري؟))
مي گي: ((هواي خوبي داره ساري))
کوزۀ ضربه ديده، بي تَرَک نيست
حال طرف هم از تو بهترک نيست

مي خواد بگه: ((برات مي ميرم اصغر!))
مي گه: ((تمنا مي کنم برادر!))

اول عشق و عاشقي نگاهه
نگاه، مثل آبِ زير کاهه

بين شماها عشقو مي شه فهميد
از تو نگاها، عشقو مي شه فهميد

عشق، اخوي، آتيش زير ديگه
نگاه آدم که دروغ نمي گه

نگاه مي گه: ((عاشقتم به مولا
به قلب من خوش اومدي، بفرما))

حضور حضرت منيژه خاتون
چطوره حال بچه گربه هاتون؟

براي اون دهان و چشم و ابرو
هميشه بنده بوده ام دعاگو

زبس که رفته عشق، توي قلبم
نوشتم اسمتونو روي قلبم

خدا گواهه تا شما نيايين
از تو گلوم، غذا نمي ره پايين

شَبا همه ش ياد شما مي کنم
مي رم به آسمون نيگا مي کنم

شما رو مثل ((ماه)) مي کِشَم هي
شبا هميشه آه مي کشم هي

کسي خبر نداره از قضايا
نه جي جي و نه مامي و نه پاپا

به جاي ((ماريا کَري)) و ((گوگوش))
نوار گريه دار مي کنم گوش:

((قشنگترين پيرهن تو تنت کن
تاج سَر سروري تو سرت کن

چشما تو مست کن همه جا رو بشکن
الا دل ساده و عاشق من ... ))

دلم مي خواد که از سر محبّت
به عشق من بدين جواب مثبت
بگين ((بله)) و گرنه دلگير مي شم
تو زندگي دچار تأخير مي شم

اگر جواب ((نه)) بياد تو نامه ت
خلاصه قهر، قهر تا قيامت!

فداي اون که ((نه)) نمي گه مي شم
عاشق يک دختر ديگه مي شم

تو بي لياقتي اگه بگي ((نه))
اِندِ حماقتي اگه بگي ((نه))

ببين تو آينه، آخه اين چه ريخته؟
مثل تو صد تا توي کوچه ريخته!

تو خانمي؟ تو خوشگلي؟ چه حرفا ...
حرف زياد نزن، برو ببينم با ااا ...

بشين عزيز، پرت و پلا نگو مَرد!
اين مدلي، نمي شه عاشقي کرد

تو هر دلي، يه عشق موندگاره
آدم که بيشتر از يه دل نداره

... درسته، ديگه توي شهر ما، نيست
دلي که مثل کاروانسرا نيست

بازم همون دلاي بچگي مون
دلاي با صفاي بچگي مون

يه چيز مي گم، ايشالا دلخور نشين
قربونِ اون دلاي تک سر نشين!

اين روزا عُمر عاشقي دو روزه
ايشالا پير عاشقي بسوزه

بلا به دور از اين دلاي عاشق
که جمعه عاشقند و شنبه فارغ!

گذاشته روي ميز من، يه پوشه
که اسم عشق هاي بنده، توشه

زري، پري، سکينه، زهره، سارا
وجيهه و مليحه و ثريا

نگين و نازي و شهين و نسرين
مهين و مهري و پرند و پروين

چهارده فرشته و سه اختر
دو ليلي و سه اشرف و دو آذر
سفيد و سبزه، گندمي و زاغي
بلوند و قهوه اي و پر کلاغي ...

هزار خانومند توي اين ليست
با عده اي که اسم شون يادم نيست!

گذشت دوره اي که ((ما)) يکي بود
((خدا)) و ((عشق)) آدما، يکي بود

نامۀ مجنون به حضور ليلي
مي رسه اينترنتي و ايميلي!

شيرين مي ره مي شينه پيش فرهاد
روي چمن تو پارک بهجت آباد

زلفاي رودابه ديگه بلند نيست
پله که هس، نيازي به کمند نيست

تو کوچه، غوغا مي کنند و دعوا
چهار تا يوسف، سر يک زليخا!

نگاه عاشقانه، بي فروغه
اگه مي گن ((عاشقتم)) دروغه

تو کوچه هاي غربي صناعت
عشقو گرفتن از شما، جماعت!

کجا شد اون ظرافت و کرشمه
نگاه دزدکي، کنار چشمه؟

کجا شد اون به شونه تکيه کردن
کنار جوبِ آب، گريه کردن؟

دلاي بي افاده، يادش به خير
دختر کاي ساده، يادش به خير

من از رکورد عشق در خروشم
اگه دروغ مي گم، بزن تو گوشم

تو قلب هيشکي، عشق بي ريا نيست
حُجب و حيا تو چشم آدما نيست

کُشتۀ دلبرند و ارتباطش
فقط براي برخي از نکاطش

پرنده پَر، کلاغه پَر، صفا پَر
صداقت از وجود آدما، پَر

دلا، قسم بخورـ اگر که مردي ـ
که ديگه گِردِ عاشقي نگردي
ما توي صحبت رُک و راستيم داداش
عشق اگه اينه، ما نخواستيم داداش

حالِ کذايي به شما ارزوني
عشق ريايي به شما ارزوني

زدم تو خال تون دوباره، آخ جان!
حسابي حال تون گرفته شد، هان؟!

اينا که من مي گم همه ش شعاره
عشق و محبّت، شاخ و دم نداره

مُهم، فقط نحوۀ ارتباطه
اينه که اين قَدَر سرش بساطه

ناز و ادا، هميشه بوده جونم!
حُجب و حيا، هميشه بوده جونم!

آدمو تو فکر و خيال گذاشتن
وقت قرار، آدمو قال گذاشتن

وعدۀ اين که: ((من زن تو مي شم
وصلۀ چاک پيرهن تو مي شم))

حرفاي داغ و پخته و تنوري
چه از طريق نامه يا حضوري

هميشه بوده توي عشق، حاضر
همينه ديگه خُب، به قول شاعر:

با اون همه قد و بالا تو قُربون
((با اون همه قول و قرار و پيمون

که با من غمزه داشتي، رفتي))
تو کوچه تون باز منو کاشتي، رفتي!

چقدر مونده بي حساب و کتاب
نامۀ لاکتاب مون بي جواب

چقدر وعده هاي بي سرانجام
چقدر توي کوچه، عرض اندام

چقدر حرفاي عاشقانه
چقدر آه و نالۀ شبانه

چقدر گريه هاي توي پستو
چقدر وصف خطّ و خال و ابرو

چقدر دزدکي سرک کشيدن
چقدر فحش و ناسزا شنيدن!
چقدر خوابهاي خوب و شيرين
چقدر، بعد خواب، ناله ـ نفرين!

خلاصه، عشق و عاشقي همين هاست
اما تو تعريفش هميشه دعواست

اگر دلت تپيد و لايق شدي
عزيز من، بدون که عاشق شدي!

شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شکل ماه هرچي مرده

قربون اون مرداي دل شکسته
قربون اون دستاي پينه بسته

مرداي ده، مرداي کاه و گندم
مرداي ده، مرداي خوان هشتم

مرداي پشت کوه، مثل خورشيد
تو دلشون هزار جام جمشيد

مرداي سوخته زير هرم آفتاب
مرداي ناب و کم نظير و کمياب

کيسه چپق ها به پر شال شون
لشکر بچه ها به دنبال شون

بيل و کلنگ شون هميشه براق
قليون شون به راه، دماغ شون چاق

صبح سحر پا مي شن از رختخواب
يک سره رو پان، تا غروب آفتاب

چار تاي رستمند به قد و قامت
هيکلشون توپ، تن شون سلامت

نبوده غير گرده گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون

کلام شون دُعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشق شون بي ريا

مرداي ناز دار، مرد شهرن
با خودشون هم اين قبيله قهرن

مرداي اخم و طعنۀ بي دليل
مرداي سر شکستۀ زن ذليل

مرداي دکتراي حلّ جدول
مرداي نق نقوي لوس تنبل

لعنت و نفرين مي کنن به جاده
اگر برن چار تا قدم پياده

مرداي خواب تو ساعت اداري
تازه دو ساعتم اضافه کاري!

انگار آتيش گرفته ترمه هاشون
هميشه تو همه سگرمه هاشون

به زير دست، ترشي و عبوسي
به منشي اداره، چاپلوسي

براي جستن از مظان شکها
دايرة المعارف کلکها

بچه به دنيا ميارن با نُذور
اغلب شون يه دونه اون هم به زور

پيش هم از عاطفه دم مي زنن
پشت سر امّا واسه هم مي زنن

اين جا مهم فقط مقام و پسته
مرداي شهري کارشون درسته

 

spacer

spacer


Developed By Parsset group